مدادسیاه

1397/05/02 ساعت 11:54

مغز اندرو


مغز اندرو آخرین اثر منتشر شده در زمان حیات از ای. ال. دکتروف است.

شخصیت اصلی داستان، اندرو، متخصص و مدرس دانشگاه در زمینه ی روانشناسی شناختی است و کل داستان گفتگوی او با پزشکی روانکاو به شکلی است که گویی مستقیماً از یک سیستم ضبط صدا پیاده شده است. چنین شکلی از روایت معمولا گیج کننده است چرا که در آن گاه تشخیص گوینده کار آسانی نیست و آن چه به ویژه در مورد این داستان کار را سخت تر می کند این است که اندرو در بسیاری اوقات از خود به عنوان سوم شخص، و از آن جالب تر همچون در شروع داستان، دوست خود یاد می کند. شکل شروع و خاتمه و وضعیت شخصیت اصلی مغز اندرو یاد آور شاهکار سلینجر، ناطور دشت است.

اندرو به گمان خود آدمی دست و پاچلفتی و نحس است که باعث بروز انواع مشکلات و مصایب برای دیگران می شود. او به قول خودش می تواند در عرض یک دقیقه یک فامیل را از پا در آورد. نمونه اش وقتی است که در یک مهمانی درحین رقص دستش محکم به فک یک خانم همکار می خورد و او را نقش بر زمین می کند. بعد به طرف یخچال می دود تا یخ بیاورد و روی صورت او بگذارد. ظرف یخ پشت دو بطری است. او بطری ها را بر می دارد و در همین حین با شوهر آن خانم رو در رو می شود. چنان از دیدن آقای مزبور یکه می خورد که دو بطری از دستانش رها می شود و از قضا روی پاهای او می افتد و باعث شکستن پایش می شود. اندرو حتی در چند مورد مرگ از جمله مرگ فرزند خردسالش خود را مقصر می داند.

برخلاف بیشتر داستان های دکتروف، پس زمینه ی تاریخی مغز اندرو بسیار کم رنگ است و در آن از اشخاص و حوادث تاریخی مثل جورج بوش پسر و ماجرای یازدهم سپتامبر ـ که باعث مرگ همسر دوم اندرو شده ـ با ابهام و بدون ذکر نام واقعی یاد می شود.

اندرو به اقتضای تخصصش و به عنوان مقدمه ی تعریف بعضی از ماجراهای خود، در جای جای داستان نظریه های جالبی مطرح می کند که نشان دهنده ی وسعت معلومات دکتروف است. یکی از این نظریه ها مسئله ی مغز جمعی یا مشترک برخی جانوران مثل مورچه ها است. اندرو معتقد است این پدیده چیزی ماورای تک تک مورچه هاست و رفتار یکایک آنها را کنترل می کند. او این نظریه را در مواردی مثل شعله ور شدن ناگهانی جنگ ها و پارک رفتن مردم در روزهای یکشنبه، به جوامع انسانی هم تعمیم می دهد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: مغز اندرو، ای. ال. دکتروف، ترجمه ی سید سعید کلاتی، انتشارات هیرمند.

برچسب‌ها: ای. ال. دکتروف
نظرات (5)
سلام
از اینکه هنوز بیلی باتگیت و رگتایم رو نخوندم متاسفم و امیدوارم بتونم روزی سراغشون برم.
و من همچنان امیدوارم شما کتابی رو بخونی که من هم خونده باشم و بتونم بیش از این درکش کنم و باهم درباره اش حرف بزنیم . اما گویا فعلا حالا حالاها باید کتابهای خوانده شده شما رو بخونم.
در مطالب اخیر بیش از بقیه از وقت سکوت خوشم اومدو چند روز پیش گرفتمش تا ببینیم کی میشه رفت سراغش.
ممنون
1397/05/04 ساعت 23:05
پاسخ:
سلام و درود
پیشنهاد می کنم دکتروف را با رگتایم شروع کنید که شاهکار اوست.
اختلاف خوانده هایمان دلیلش بیش از هر چیز اختلاف سن است.
وقت سکوت از جالبترین داستان هایی است که در سال های اخیر خوانده ام.
ممنون از شما.
+ میله بدون پرچم
سلام
این نظریه مغز مشترک یا جمعی برای مورچه‌ها و البته موجودات دیگر خیلی جالب است. یاد ناخودآگاه جمعی یونگ افتادم.
1397/05/07 ساعت 16:26
پاسخ:
سلام و درود
هم خود نظریه جالب است و هم نتایج آن.
+ سحر
من هم متاسفانه چیزی از این نویسنده نخوانده ام ... به نظر میرسد روانکاو اندرو با موردی جالب و نادر روبروست، همین که اندرو وقایع تاریخی را به ذهن نمی سپارد موردی خاص و نشانگر تخیل نویسنده است.
داستان در کل چند صفحه است؟!
1397/05/15 ساعت 17:34
پاسخ:
جدا دکتروف را توصیه می کنم و پیشنهادم برای شروع، رگتایم است.
منظورم از ضعیف بودن پس زمینه تاریخی، داستان بود که چون اسمش مغز اندروست می تواند ضعف حافظه ی تاریخی شخصیت اصلی تلقی شود.
ترجمه ی فارسی ۱۶۰ صفحه است.
ایرادها را برطرف کردم. ممنون.
سلام و درود برشما
ممنون از معرفی "مغز اندرو" یِ جناب دکتروف مرحوم
+سه سال پیش،رگتایم رو خوندم و باشما موافقم؛که رگتایم شاهکارایشان است.ولاغیر
1397/05/16 ساعت 11:00
پاسخ:
درود فراوان بر شما
اگر از ساختار روایی رگتایم خوشتان آمده توصیه می کنم ینگه دنیای جان دوس پاسوس که دو کتاب از سه کتاب آن به فارسی ترجمه شده را بخوانید.
ممنون از توجه شما.
سلام و عرض ارادت
ممنون از توصیه تان؛چشم.ان شاءالله خواهم خواند..
موفق وشادزی..
1397/05/17 ساعت 13:23
پاسخ:
سلام و ورود
ممنون از لطف و توجه شما.
شاد و سرافراز باشید.
نام :
پست الکترونیک : عدم نمایش ایمیل بعد از درج
وب/وبلاگ :