مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

روباه


بنفورد و مارچ دو دختر داستان روباه هستند که درآستانه سی سالگی در مزرعه ای به پرورش طیورمشغول اند. بنفورد اصل سرمایه خرید مزرعه را تأمین کرده است، بنا براین کارهای اصلی مزرعه به عهده مارچ است که  بنیه قوی تری دارد و با کارهای مردانه ای مثل نجاری آشناست.

پرورش طیور کار پردردسری است که همه وقت مارچ را می گیرد و مانع از آن است که او به کارهای مورد علاقه خود مثل نقاشی کردن روی چینی آلات و ساختن سپر بخاری بپردازد.

دردسرهای مارچ وقتی بیشتر می شود که سرو کله روباهی در آن حوالی پیدا می شود. روباه مرتبا به مرغدانی دستبرد می زند. مارچ که دائما مراقب است و مسلح کشیک می کشد، بالاخره یک روز با روباه روبرو می شود. با کمال تعجب مارچ به جای شلیک به جانور، مجذوب و مسحور نگاهش می شود، و روباه با استفاده از فرصت گیجی او، پا به فرار می گذارد.

ماجرای مارچ و روباه مقدمه ماجرای دیگری است که مسیر زندگی دو دختر را تغییر می دهد. مرد سرباز جوانی به نام هنری در جستجوی پدر بزرگ خود ـ که مالک قبلی مزرعه بوده است ـ پا به خانه دختران می گذارد. « [هنری] سرشت شکارچی را داشت، نه روحیه کشاورز یا سربازی که در فلان هنگ انجام وظیفه می کند. و می خواست مانند صیادی جوان  مارچ را طعمه خود کند ، او را به زنی بگیرد. پس، زیرکانه عزمش را  جزم و هوش و حواسش را جمع کرد... هنوز به درستی نمی دانست از چه راه باید وارد شود. و مارچ عین مرغ بدقلق بود. به همین علت، ظاهرا، همچنان خود را جوان غریبه و مهربانی که قرار بود دو هفته ای مهمان باشد نشان داد.»

هنری پس از مدتی علاقه خود را به مارچ علنی و از او خواستگاری می کند. واکنش مارچ به پیشنهاد هنری همانند عکس العمل او در روبرو شدن با روباه است . او این باربه جای نگاه روباه، تحت تاثیر سخنان هنری گیج و مبهوت می شود و منفعل و مردد باقی می ماند.

واکنش بنفورد به این اتفاق اما به هیچ و جه منفعلانه نیست. او کینه هنری را به دل می گیرد و به شدت با ازدواج آن دو مخالفت می کند. مارچ بینوا همچون براده آهنی، تحت تاثیر مغناطیس نیرومند دو رقیب، بین آن دو سرگردان می ماند و داستان از آن پس به صحنه نبرد هنری و بنفورد تبدیل می شود.   

روباه رمان کوتاه روانکاوانه ای است با روایتی ساده و خطی و با ترجمه ای خوب و روان که خواندن آن فرصتی است برای آشنایی با نویسنده مطرح و صاحب سبکی که متأسفانه آثار معدودی از او به فارسی ترجمه شده است.  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: روباه، دیوید هربرت لارنس، ترجمه ی کاوه میر عباسی. 

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد