
متهم برخیزید ـ آیا منع قانونی علیه صدور حکم دادگاه در این لحظه وجود دارد؟ ـ هیچ دلیل قانونی علیه رای هیئت منصفه وجود ندارد ـ به موجب تصمیم دادگاه ـ متهم از طرف هیئت منصفه مقصر شناخته شده ـ به جرم قتل با قصد قبلی ـ مستوجب حد اکثر مجازات مقرر در قانون است ـ شما رابرت سیبرتن ـ بوسیله کلانتر بخش جنایی لوس آنجلس، تحویل مدیر زندان ایالتی خواهید گشت ـ و او موظف است ـ مجازات اعدام را در مورد شما اجرا کند ـ به تاریخ نوزدهم ماه سپتامبر سال یکهزار و نهصد و سی و پنج میلادی ـ به استناد قوانین ایالتی کالیفرنیا و... ـ خدا شما را بیامرزد.
جمله بالا حکم دادگاه علیه شخصیت اصلی و راوی داستان آنها به اسبها شلیک می کنند، اثر نویسنده کمتر شناخته شده ی آمریکایی هوراس مک کوی(ترجمه محمد علی سپانلو) است که قاضی در حال قرائت آن است.
هر بخش از این جمله که با خط فاصله از همدیگر جدا شده، به استثنای آخرین آنها، سرفصل یکی از فصل های سیزده گانه داستان است و آخرین بخش، همچون نوشته ای بر سنگ گور، به تنهایی بر صفحه آخر کتاب نقش بسته است؛ خدا شما را بیامرزد.
متهم در فاصله زمانی قرائت حکم در حال یاد آوری ماجرای خود با مقتول؛ گلوریا، و روایت آن برای ما است. جریان دادگاه نسبت به ماجرای داستان کاملا حاشیه ای است و تاثیری بر روند آن ندارد. علاوه بر این دو خط روایی مستقل؛ بخش های مربوط به اندیشه نگاری های راوی؛ یعنی جاهایی که او درحال فکر کردن است، و نه تعریف کردن داستان برای مای خواننده؛ در گیومه آمده است. به این ترتیب داستان شامل سه جریان روایی مجزا است؛ رای دادگاه که آن را آوردم، روایت داستان، و اندیشه های راوی.
داستان طرح جالب و جسورانه ای دارد. رابرت و گلوریا که آدمهای آس و پاسی هستند؛ در تلاش ناموفق برای به دست آوردن کاری در هالیوود به طور اتفاقی با همدیگر آشنا می شوند. گلوریا به رابرت پیشنهاد می کند برای استفاده از غذا و جای خواب مجانی و رقابت برای به دست آوردن هزار دلار جایزه، در یک مسابقه ماراتن رقص شرکت کنند.
شرکت کنندگان در مسابقه زوج های زن و مرد جوانی هستند که می بایستی شبانه روز برقصند. صد و چهل و چهار زوج در مسابقه شرکت دارند. بر اساس قانون مسابقه، پس از هر یک ساعت و پنجاه دقیقه رقص ده دقیقه استراحت داده می شود و بعد از آن رقص دوباره از سر گرفته می شود. شرکت کنندگان می توانند در ده دقیقه وقت تنفس خود چیزی بخورند، حمام کنند یا بخوابند.
در دور دوم، مسابقه به اسبدوانی تغییر نام می دهد. در این دور زوجها از پی یکدیگر در حالتی بین دو و راه رفتن اسب پیست بیضی شکلی را دور می زنند و هر زوجی که در پایان چند دور مقرر آخر شود باید مسابقه را ترک کند. در واقع مسابقه برای تعیین بازنده است و نه برنده. در ابتدای بعضی از فصول زمان سپری شده از مسابقه و تعداد زوج های باقی مانده اعلام می شود. آخرین اعلام مربوط به فصل ۱۲ است. تا ابتدای ماجرا های این فصل ۸۷۹ ساعت از شروع مسابقه گذشته و بیست زوج باقی مانده اند.
سیدنی پولاک در سال ۱۹۷۰ بر اساس این داستان فیلمی با بازیگری جین فوندا در نقش گلوریا و مایکل سارازین در نقش رابرت ساخته است که نام ترجمه فارسی کتاب برگرفته از نام دوبله فارسی آن است. نام اصلی داستان "?they shoot the horses, don’t they" است.
آنها به اسبها شلیک می کنند از کتابهای موجود در لیست ۱۰۰۱ کتاب خواندنی پیش از مرگ است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: آنها به اسبها شلیک می کنند، هوراس مک کوی، ترجمه ی محمد علی سپانلو، نشر نیماژ.