مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

در انتظار بربرها


جی.ام.کوتزی نویسنده نوبلیست آفریقای جنوبی به همراه چالز دیکنز با ده کتاب، در لیست هزار و یک کتابی که باید پیش از مردن خواند رکورد دار است. یکی از آثار کوتزی در آن لیست، در انتظار بربرها است.

در انتظار بربرها تماماً در زمان حال روایت می شود و راوی آن، شخصیت اصلیِ بدون نامی است که شهردار شهری کوچک در نقطه ای دور افتاده در یک امپراتوریِ خیالی است.

 داستان با حضور سرهنگی  به اسم جول از اداره سوم، در قلمرو آقای شهردار شروع می شود. امپراتوری که نگران هجوم بربرها است، سرهنگ  را با اختیارات کامل به منطقه اعزام کرده است. نگهبانها  پدر و پسر بربری را به اتهام تلاش برای دزدی گوسفند دستگیر و ـ چون شهر زندان ندارد ـ در یک انباری حبس کرده اند. شهردار به اتفاق سرهنگ به دیدن زندانیان می رود. او از مرد بربر می خواهد که حقیقت را بگوید: « بابا جون، این عالی جناب را می شناسی؟ این عالی جناب از پایتخت آمده و مهمان ما است. دارد به قلعه های مرزی سرکشی می کند. وظیفه اش پی بردن به حقیقت است. کارش این است. حقیقت یابی. اگر با من حرف نزنی باید با او حرف بزنی. حالی ت شد؟»11

سرهنگ برای کشف حقیقت روش خاص خودش را دارد؛ شکنجه. او حتی نیاز ندارد زبان کسی را که بازجویی می کند به درستی بداند، چرا که فکر می کند قادر است طنین حقیقت را در صدای فرد مورد بازجویی بشناسد.

شکنجه و رابطه بین تن و روان، موضوع محوری در انتظار بر برها است : « در رنج بردنم افتخاری نیست. حتا درد بخش ناچیزی از آنی است که اسمش رنج گذاشته ام. چیزی که ناچارم تحمل کنم اطاعت از نیازهای اولیه بدنم است: نوشیدن، سبک کردنش، در حالی قراردادنش که کمترین درد را بکشد. اولش ... که برم گرداندند اینجا و چراغ را روشن کردند و در را بستند، از خودم پرسیدم یک پیرمردِ خورده و چریده چقدر می تواند به نام عقاید عجیب و غریب اش در باره ی این که رفتار امپراطوری و کردار امپراتوری چه جوری باید باشد، درد را تحمل کند. ولی شکنجه گرهای من علاقه ای به میزان درد نداشتند فقط علاقه داشتند نشانم بدهند که زندگی کردن توی بدن یعنی چه، بدنی که تا وقتی می تواند به فکر عدالت باشد که سالم و خوب است، ولی همچین که کله اش را گرفتند و لوله ای چپاندند توی گلویش و یکی دو لیتر آب نمک ریختند توش تا این که به سرفه بیفتد و دل آشوبه بگیرد و تقلا کند بالا بیاورد آن فکر از کله اش می پرد.»172

در انتظار بربرها بسیار به بیابان تاتارها اثر دبینو بوتزاتی شبیه است و نشانه های فراوانی از انجیل دارد. می شود گفت آقای شهردارِ درانتظار بربرها، متی، حواری عیسی مسیح است که در نقشِ خودِ مسیح ظاهر می شود. متی از کارگزاران امپراطوری روم در قلمرو دور افتاده فلسطین و مامور وصول مالیات، یا باجگیر بود. او عیسی مسیح را که یافت در پی او روان شد و انجیل خود را نوشت؛ و آقای شهردار داستان کوتزی در فرایندی تدریجی  به مسیح استحاله میا بد و انجیل خود را روایت می کند. داستان کوتزی البته پونتس پیلات خود را هم دارد و او کسی نیست  جز سرهنگ جول.  

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: در انتظار بربرها،جی.ام.کوتزی، ترجمه ی محسن مینو خرد، نشر مرکز.

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد