مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

ابریشم


ابریشم  داستانی است قصه وار و استیلیزه* اثر آلساندرو باریکو که چندی پیش در باره ی داستان دیگر او، نووه چنتو نوشتم.

شخصیت اصلی داستان مردی است به اسم هروه ژونکور اهل شهر کوچکی در فرانسه به اسم لاویه دیو. زمان داستان سال ۱۸۶۱است. زمانی که: «...فلوبر داشت سالامبو را می نوشت؛ روشنایی چراغ برق هنوز فرضیه ای بود و آبراهام لینکلن در آن سوی اقیانوس، دست به کار جنگی بود که هیچ گاه پایان آن را نمی دید.»۹هروه ژونکور همسری دارد به نام هلن.

شغل هروه ژونکور خرید و فروش کرم ابریشم است. البته نه خود کرم ابریشم بلکه تخم های ریز آن. اصلی ترین منابع در آمد اهالی لاویه دیو تولید ابریشم است. صنعت ابریشم را مردی به اسم بالدابیو به لاویه دیو آورده است. بالدابیو که از اشخاص محوری داستان و جذاب ترین آنها است؛ مردی است همه چیز دان با گذشته ای نا شناخته:

« بالدابیو مردی بود که بیست سال پیش به آبادی آمده بود. یکراست دفتر کار شهردار را هدف گرفته بود، بدون اطلاع قبلی، داخل شده بود، روی میز تحریرش شالی ابریشمی به رنگ غروب نهاده و از او پرسیده بود.

ـ می دانید این چیه؟

ـ متاعی زنانه.

ـ اشتباه می کنید متاعی ست مردانه: پول.»۱۹

شهردار می دهد بالدابیو را از شهرداری بیرون بیاندازند. بالدابیو می رود یک کارگاه ابریشم تابی می سازد، یک نوغانخانه، و یک کلیسای کوچک و هفت ماه بعد با سی هزار فرانک در مشت به دفتر شهردار بر می گردد:

« ـ می دانید اینها چی اند؟

ـ پول.

ـ اشتباه می کنید اینها سند این است که شما کودنید.»۲۰

زمانی که بیماری همه گیری پرورش کرم ابریشم در اروپا را تهدید می کند هروه ژونکور برای تهیه تخم های سالم راه سوریه و مصر را در پیش می گیرد و وقتی که بیماری مصر و سوریه را هم درگیر می کند به پیشنهاد بالداابیو او راهی ژاپن در انتهای جهان می شود؛ جایی که پارچه  ابریشمی آن از ظرافت زیاد بی وزن است و مجازات خارج کردن تخم کرم ابریشم از آنجا مرگ است.

هروه ژونکور در ژاپن با مردی مرموز به اسم هاراکه ئی وارد معامله می شود و نزد او زن جوانی اروپایی را میابد و دلبسته ی او می شود.

در سفر بعد به ژاپن هروه ژونکور یادداشتی به خط ژاپنی از زن جوان دریافت می کند. او در بازگشت به فرانسه با راهنمایی بالدابیو یادداشت را برای خواندن نزد زن مشهور ژاپنی ای در پاریس می برد. یادداشت حاوی این جمله است:« برگردید یا این که خواهم مرد.»

سفر آخر هروه ژونکور به ژاپن زمانی انجام می شود که این کشور درگیر جنگ است. او موفق به دیدار زن جوان نمی شود اما چندی پس از آن در لاویه دیو نامه ای به خط ژاپنی دریافت می کند. نامه رازی بسیار مهم و اساسی را در خود دارد که یاد آور آن ضرب المثل بسیار مشهور خودمان " یار در خانه و ما گرد جهان می گشتیم" است.

ابریشم کتاب کم حجمی است که به دلیل صفحه آرایی  متناسب با فصل های خیلی کوتاه و پر تعداد آن حجیم تر از آن چه هست دیده می شود. داستان بافتی ظریف و به نظر برخی منتقدین  ساختاری موسیقی گونه دارد.

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

* استیلیزاسیون درمباحث نقاشی زیاد کاربرد دارد و در فارسی با چکیده نگاری معادل سازی شده است. در ادبیات شاید بشود چکیده نویسی یا گزیده نویسی را به عنوان معادل آن به کار برد.

پی نوشت: کتاب من ترجمه طاهر نوکنده و چاپ انتشارات نیلوفر است. انتشارات بهجت هم ابریشم را با ترجمه ی دل آرا قهرمان به چاپ رسانده است و بر اساس همین ترجمه یک نسخه ی صوتی از کتاب با اجرای سیما واعظ منتشر شده است.

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد