مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

گهواره ی گربه


« از مردی بپرهیزید که با کوشش بسیار در کار آموختن چیزی است، آن چیز را می آموزد، و می بیند از گذشته خردمند تر نشده است. این شخص به شکلی جنایت کارانه از مردمانی بیزار است که جاهل اند اما برای نیل به جهالت خود راه دراز و سختی را طی نکرده اند.»

                                                    گهواره ی گربه، فصل ۱۲۴، نقل از اسفار باکونون

 

گهواره ی گربه که چهارمین رمان کورت ونه گات و حاصل تجربه ی او در شغل تبلیغات چی شرکت جنرال الکتریک است داستانی علمی تخیلی، پست مدرن، و ـ به قول ساندی تلگراف در پشت جلد کتاب ـ همچون هزار و یک شب پوست پیازی و تودرتوست.

کتاب شروعی ملویلی دارد*:« به من بگویید جونا» و بلافاصله  ونه گاتی می شود:« پدر و مادرم که جونا می گفتند، یا تقریباً جونا می گفتند. می گفتند جان**.».

جان یا جونا شخصیت اصلی و راوی گهواره ی گربه است. او مردی باکونونیست است. باکونون که ونه گات اسمش را با دستکاری اسم فامیل آنارشیست معروف میخائیل باکونین درست کرده، مصلحی خیالی با کتاب مقدسی در حال نوشته شدن و طبعاً در حال ازدیاد حجم و پیروانی عمدتاً در میان اهالی جزیره ی خیالی سن لورنزو در دریای کارائیب است.

 باکونونیست ها معتقدند« که بشریت به دسته های گوناگون تقسیم می شود، و این دسته ها مجریان بی چون و چرای مشیّت خداوندی اند، بی آن که هرگز بدانند یا بفهمند این یا آن کار را به چه دلیل انجام می دهند. با کونون به هر یک از این دسته ها یا تیم ها کاراس نام داده است...»۹اعضای هر کاراس را سببی یا وسیله ای به گروه متصل می کند که با کونونیست ها به آن کان ـ کانی می گویند. کان ـ کانی که راوی را به کاراس اش مرتبط کرده کتابی است که او هرگز نتوانسته تمامش کند و قرار بوده اسمش را بگذارد «روزی که دنیا به آخر رسید.»

روزی که دنیا به آخر رسید قرار بوده کتابی باشد در باره ی کارهایی که آمریکایی های مشهور در روز انفجار بمب اتمی در هیروشیما مشغول انجام دادنشان بوده اند. جونا برای شروع کتاب نامه ای به نیوت هونیکر، فرزند دکتر فلیکس هونیکر مرحوم، فیزیکدان خیالی برنده ی جایزه ی نوبل و سازنده ی بمب اتمی هیروشیما می نویسد و از او می خواهد هر چه را که از آن روز بیاد دارد برایش بنویسد. نیوت که از کاراس جوناست پاسخ می دهد که در آن زمان پسر کوچکی بوده و بیاد می آورد که پدرش در آن روز مشغول نخ بازی ـ که به انگلیسی به آن گهواره ی گربه (cat cradle) می گویندـ بوده است. جونا برای تحقیقات بیشتر عازم محل زندگی دکتر هونیکر می شود. در آنجا او متوجه می شود که دکتر هونیکر در اواخر عمر به سفارش ارتش آمریکا روی پروژه ای به مراتب خطرناک تر از بمب اتمی به اسم یخ نًه کار می کرده که می توانسته کل سیاره ی زمین را تحت تأثیر قرار دهد.

دکتر هونیکر یک دختر و یک پسر بزرگ تر از نیوت هم به اسامی آنجلا و فرانک داشته که همچون برادر کوچک شان عضو کاراس جونا هستند. راوی برای ملاقات با فرانک که از مقامات ارشد سن لورنزوست عازم آنجا می شود. در هواپیما او با سفیر جدید آمریکا در سن لورنزو( که بیان کننده عقاید جدی ونه گات در مورد جنگ است) و همسراو، یک کارخانه دار آمریکایی و همسرش و از همه جالب تر نیوت و آنجلا برخورد می کند.

سن لورنزو کشوری است بسیار فقیر و از جهاتی عجیب با فرهنگ و کیش و عادات و آدابی بسیار پست مدرن. سن لورنزویی ها چنان که گفتم باکونونیست اند اما رئیس جمهورشان پاپا مونزانو که از قضا یار غار سابق باکونون هم بوده باکونونیسم را غیر قانونی اعلام کرده و اصرار دارد که دین رسمی جزیره مسیحیت است. مجازات مرگ در سن لورنزو، که از جمله قرار است در مورد بجای آورندگان مناسک باکونونیستی اعمال شود، با آویزان کردن آدم ها از ناحیه ی شکم از یک چنگک غول آسای قصابی اجرا می شود و در آنجا عمیق ترین نوع ارتباط آدم ها چسباندن کف پاهای برهنه شان در حالت نشسته به یکدیگر است.

 هنگام فرود هواپیمای جونا و همراهان رئیس جمهور سن لورنزو شخصأ به استقبال مسافرین می آید. در سن لورنزو فضای داستان فانتزی تر می شود و روند حوادث به سوی سرنوشتی که آخرین کشف یا اختراع  دکتر هونیکر آن را رقم خواهد زد شتاب می گیرد.

 گهواره ی گربه اثری بسیار جذاب و خواندنی است که دانشگاه شیکاگو آن را به جای پایان نامه ی فوق لیسانس انسان شناسی از ونه گات پذیرفته است. کتاب را علی اصغر بهرامی به فارسی ترجمه و نشر افق منتشر کرده است.

                                                               اردیبهشت ۱۳۹۳

 ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

 * شاهکار هرمان ملویل موبی دیک با این جمله شروع می شود: « اسماعیل خطابم کنید.»

** در انگلیسی هم به یحیای تعمید دهنده و هم به یوحنای حواری می گویند جان(john) و یونس را می گویند Jonah  .

نظرات 0 + ارسال نظر
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد