
مردی آمریکایی به اسم وینستون نایلز رامفورد به اتفاق سگ محبوبش کازاک در یکی از سفرهایش به مریخ در یک قیفی کرونوسینکلاستیک (از نظر زمانی یکنواخت و نامحدود) به دام می افتد و در نتیجه به شکلی نامیرا در کل منظومه ی شمسی پراکنده می شود. او به تناوب در زمین، مریخ، تایتان و جاهای دیگر ظاهر و پس از مدت زمانی مشخص ناپدید می شود. پریود حضور او در زمین پنجاه و نه روز یک بار است. رامفورد در زمین، در خانه ی ویلایی خود ظاهر می شود. او همسری دارد به نام بیتریس. بیتریس که حاضر به ملاقات با رامفورد در دوره های کوتاه حضورش در خانه نیست، حاضر می شود پیغام او را مبنی بر تمایلش به دیدار با یکی از بزرگترین سرمایه داران آمریکا به وی برساند.
سرمایه دار مزبور که هم اسم یکی(و به قول برخی آخرین) پیامبران مذکور در عهد عتیق است ملاکی کنستانت است. او در زمان مقرر در خانه ی رامفورد حاضر می شود. رامفورد که پس از ورود به قیفی کرونوسینکلاستیک قدرت پیش گویی پیدا کرده به ملاکی اطلاع می دهد که او در مریخ از همسرش صاحب یک پسر خواهد شد. ملاکی و بیتریس که به هیچ عنوان از یکدیگر خوششان نیامده همه ی تلاش خود را می کنند تا از سرنوشت پیش بینی شده بگریزند اما زورشان به تقدیر نمی رسد. ملاکی در موقعیتی نامتعادل با درجه ی سرهنگی به ارتش مریخ می پیوندد. آنجا به جز معدودی در کله ی آدمها آنتن هایی کار می گذارند که توسط دستگاهی که در دست فرماندهان است کنترل می شود.
ارتش مریخ از ابتکارات رامفورد است. او سفینه های مریخ پیما را از روی سفینه ی دوست رباتش سالو که به دلیل نقص فنی آن چند صد هزار سال است که مقیم تایتان است طراحی کرده است. سالو در تایتان منتظر دریافت یک قطعه ی یدکی برای راه اندازی سفینه اش است. او از آنجا نظاره گر زمین است و برای وقت گذرانی مجسمه های متعددی از آدمها از انسان کرومانیون به این سو ساخته است.
آدم های آنتن دار مریخ انسان هایی بی حافظه اند. پیش از نصب آنتن آنها را شستشوی مغزی می دهند. عملیات شستشوی مغزی به دلایل فنی نمی تواند به صورت کامل انجام شود و خرده ریزهای باقیمانده در حافظه ی آدمها گاه برای آن ها مشکل ساز می شود. ملاکی و دوست او استونی استیونسون دونفر از اشخاصی هستند که حافظه ی باقی مانده شان کار دستشان می دهد. این دو را بارها شستشوی مغزی می دهند. ملاکی خلع درجه می شود و با لقب دایی به عنوان سرباز به خدمت ادامه می دهد و استیونسون در اجرای حکم صادره توسط مقامات مافوق، بنا به فرمان مستقیمی که به مغز دایی داده می شود نا آگاهانه توسط او اعدام می شود.
پیش از این بیتریس که همانند بسیاری دیگر از زمین ربوده شده تا در مریخ به کار گرفته شود در سفینه ی حامل او به مریخ از ملاکی باردار می شود و پس از رسیدن به مقصد پسری به دنیا می آورد که کرونو(باز هم مشتق از زمان) نام گذاری می شود.
ارتش مریخ بر اساس طرح رامفورد قرار است ظاهرأ آخرالزمان زمین را رقم بزند تا بلکه باعث تغییر شیوه ی زندگی زمینیان بشوند. پیش از اعزام ارتش به زمین، دایی که حافظه اش را باز یافته به جستجوی بیتریس و کرونو می رود، دستگیر می شود، و به همراه فرمانده ی گروهانش برای مدت سه سال (همچون یونس در دل نهنگ؟) به اعماق سیاره ی عطارد تبعید می شود.
در این اثنا دینی تازه و فراگیر در زمین پدید آمده که رامفورد را می شود گفت پیشوای آن است و ملاکی در آن نقشی عجیب و سخت فهم ایفا خواهد کرد و ...
افسونگران تایتان که دومین رمان ونه گات است مثل برخی دیگر از کارهای او داستانی ـ حدودأ علمی ـ تخیلی ( و در مورد ونه گات تخیلی ـ علمی) است. این داستان طرحی پیچیده دارد و فاقد آن یک دستی و روانی است که در کارهای بعدی او شاهد آنیم.
افسونگران تایتان ارجاعات مستقیم و غیر مستقیم فراوانی به اساطیر و ادیان و به ویژه عهد عتیق و عهد جدید دارد.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: افسونگران تایتان، کورت ونه گات جونیور، ترجمه ی علی اصغر بهرامی، انتشارات نیلوفر، چاپ اول: زمستان ۱۳۹۰.