
در یادداشتم در باره ی سرباز خوب گفتم که خالق آن فورد مادوکس فورد از جمله به کشف و حمایت از نویسندگان جوان مستعد شهرت داشته است. جین ریس یکی از نویسندگانی است که در آغاز کارش مورد حمایت بی دریغ مادوکس فورد قرار گرفت و گردابی چنین حایل معروف ترین رمان او و همچون سرباز خوب یکی از صد رمان برتر انگلیسی زبان به انتخاب کتابخانه ی مدرن است.
اسم اصلی گردابی چنین حایل «Wide Sargasso Sea»(دریای پهناور ساراگوسا) است. دریای ساراگوسا منطقه ای در اقیانوس اطلس و در مجاورت دریای کارائیب است که مشهور است تنها دریای بدون ساحل جهان است. محل تولد جین ریس و محل حوادث داستان به جز بخش پایانی آن که در انگلستان می گذرد، منطقه ی کارائیب است.
گردابی چنین هایل سه بخش و دو راوی شخصیت دارد و با ضرباهنگی تند تماماً در زمان گذشته و به صورت خطی روایت می شود. راوی بخش اول آنتوانت، شخصیت اصلی داستان است. بخش دوم به طور مشترک توسط شوهر بدون اسم آنتوانت و خود او روایت می شود و راوی بخش سوم بار دیگر آنتوانت است. روایت داستان که از جمله نقاط قوت آن است ساختاری بسیار فشرده و زبانی بسیار صریح و روشن دارد.
زمان شروع داستان ده ی سی قرن نوزده و سال های بلافاصله پس از لغو برده داری در قلمرو های تحت سلطه ی انگلستان از جمله محل داستان است. کتاب آغاز محکم و جالبی دارد که خواننده را برای ورود به اثری پر تنش آماده می کند:«می گویند وقتی دردسر از راه می رسد صف ها را فشرده تر کنید، لاجرم سفید پوستان هم چنین کردند. اما، ما در صف آنها نبودیم. خانم های جامائیکائی هرگز مادر مرا قبول نداشتند، به قول کریستوفین چون اون خوشگل بود فقط خودش دوست داشت.»
در شروع کتاب آنتوانت به اتفاق مادر زیبارو و گوشه گیرش، آنت، برادر کوچکتر معلولش و چند مستخدم بومی سیاه پوست که جالب ترینشان کریستوفین، دایه ی آنتوانت است، در وضعیتی نابسامان و فقیرانه در ملک اربابی خانوادگی در جامائیکا زندگی می کنند. پدر آنتوانت چند سال پیش از دنیا رفته و آنت همسر دوم او بوده است. آنت اهل یکی از جزایر فرانسوی زبان کارائیب است و علت پذیرفته نشدنش توسط خانم های سفید پوست جامائیکاییِ انگلیسی زبان، تفاوت زبان و فرهنگ آنهاست.
معروف است که جین ریس گردابی چنین حایل را تحت تأثیر جین ایر اثر شارلوت برونته و در همدلی با برتا، همسر دیوانه ی مرد شخصیت محوری آن داستان، راچستر نوشته است. در این صورت باید گفت شخصیت اصلی گردابی چنین حایل، آنتوانت، همان برتاست و این داستان بخش ناگفته مانده ی سرگذشت اوست؛ سرگذشتی تراژیک که گویی به همراه نفرین فهمیده نشدن توسط مردان، از مادر به ارث برده است. با چنین قرائتی، بخش پایانیِ سوم گردابی جنین هایل ـ پس از بخش های اول و دوم که به ترتیب به تراژدی مادر آنتوانت و خود او اختصاص دارند ـ مفصل اتصال این داستان به جین ایر است.
گردابی چنین حایل جایگاه ویژه ای در مطالعات فمینیستسی دارد. کتاب را گلی امامی به فارسی ترجمه کرده و انتشارات کتاب پنجره به چاپ رسانده است.