
تنهایی هولناک مکسول سیم رمان پیکارسکی روانکاوانه و اجتماعی است از جاناتان کو.
محل داستان انگلستان و استرالیا و شخصیت اصلی و راوی عمده ی آن مرد چهل و هفت ساله ای دچار افسردگی عمیق است به اسم مکسول سیم ملقب به مکس. در درآمد داستان به تاریخ مارس 2009 آمده که پلیس حین گشت زنی در شبی برفی او را در ماشینی در کنار جاده نیمه برهنه و در آستانه مرگ در اثر سرما یافته است. در صندوق عقب خودرو دو جعبه حاوی دویست مسواک و کیفی پر از کارت پستال پیدا شده است.
داستان پس از درآمد مذکور در یک رستوران در سیدنی آغاز می شود. همسر مکس، کرولاین به همراه دخترشان لوسی به تازگی او را ترک کرده اند. مکس کارمند بخش کالاهای مرجوعی در یک فروشگاه بزرگ بوده و در زمان شروع داستان به دیل ابتلا به افسردگی در مرخصی استعلاجی است. پدر مکس که از اشخاص محوری داستان است ساکن سیدنی است. کرولاین به منظور کمک به کاهش افسردگی مکس ترتیب سفر او به استرالیا به منظور دیدار پدرش را داده است. در رستوران توجه مکس با حسرت به مادر و دختری چینی جلب می شود که به نظر می رسد با یکدیگر روابطی صمیمانه دارند؛ صمیمیتی که مکس نه در مقام فرزند با پدر خود تجربه کرده و نه به عنوان پدر با دخترش داشته است.
سفر مکس موفقیت آمیز نیست و نمی تواند یخ بین پدر و پسر را آب کند. در پایان سفر، پدر از مکس می خواهد تا در بازگشت به انگلستان به خانه ی متروکه ی سابق او برود و پوشه ای آبی رنگ را بیابد و برایش به سیدنی بفرستد.
پرواز مکس به لندن دو مرحله ای است. در مسیر سیدنی به سنگاپور او با مردی تاجر که در صندلی کناری او نشسته آشنا می شود و در تمام طول سفر از ماجرای زندگی ناکام خود با او می گوید. مرد تاجر که به نحوی طنز آمیز گویی تحمل شنیدن مصائب بی شمار زندگی مکس را نداشته در پایان مرحله ی نخست سفر دچار حمله ی قلبی می شود و می میرد.
در فرودگاه سنگاپور مکس با دختر جوان زیبایی به اسم پنی آشنا می شود که کارش ضبط صداهای فرودگاه برای فروش به آقایان مشتری ویژه ای است که قصد فریب همسران خود را دارند.
پنی در مسیر لندن باعث آشنا شدن مکس با سرگذشت کروهرست می شود. او دریانوردی آماتور بوده که در سال 1968 در یک مسابقه ی دریایی دور دنیا شرکت کرده است. کروهرست که رقبایی به مراتب حرفه ای تر از خود داشته کمی بعد از آغاز سفر متوجه می شود که امکان ادامه ی مسابفه را ندارد ولی به دلیل ترس از آبرو ریزی و ورشکستگی مالی متعاقب آن چنین وانمود می کند که در حال ادامه ی سفر است اما در نهایت تصمیم به خود کشی می گیرد.
مکس در بازگشت به کشورش پیشنهاد ویزیتوری یک شرکت تولید مسواک های دوست دار محیط زیست که دسته شان از چوب و مویشان از موی گراز است را می پذیرد و داوطلب شرکت در مسابقه ای می شود که آن شرکت برای سفر به چهار گوشه ی بریتانیا ترتیب داده است. شرکت کنندگان از ماشین های تویوتای مجهز به سیستم ردیاب ماهواره ای استفاده می کنند و هر کدام زودتر به مقصد برسند و مسواک هایشان را بفروشند برنده خواهند بود.
صدای سیستم رهیاب صدای زنی است که مکس اسمش را اما می گذارد و برای فرار از تنهایی مطلق خود در طول سفر با او وارد گفتگو می شود:
« بگو ببینم اما چند وقت است که همدیگر را می شناسیم؟
ـ در همین جاده به مسیر خود ادامه دهید.
یادت نیست؟ خب جالب است بدانی هموز سه روز هم نشده است.
ـ دویست یارد جلوتر به چپ بپیچید.»
از اسم داستان و آنچه تا کنون آمد می توان دریافت که مسئله ی اصلی داستان تنهایی آدم ها ست. جاناتان کو توجه ما را به این نکته ی بسیار حائز اهمیت جلب می کند که هر چه وسایل ارتباطی گسترش پیدا کرده ، آدمها تنها تر شده اند. مکس ناتوان از برقراری ارتباطی رضایت بخش واقعی با کارولین در تمام دوران زندگی مشترک با او پس از جدایی با اسم زنانه ای مستعار به عضویت گروهی اینترنتی در می آید که کارولین از اعضای آن است و به طور خصوصی و از طریق ایمیل با او وارد نامه نگاری می شود و از این طریق به شناختی از او می رسد که تماماً برایش تازگی دارد.
او که گویی سرگذشت کروهرست را باز سازی می کند از برنامه ی اولیه سفر تجاری خود منحرف می شود و در سفری اودیسه وار که بیشتر درونی است تا جغرافیایی و بیرونی به بازشناسی گذشته ی خانوادگی و شخصی خود می پردازد. داستان پایان غیر منتظره ای دارد که در آن زن چینی و دخترش نقشی فراتر از انتظار ایفا می کنند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: تنهایی هولناک مکسول سیم، جاناتان کو، ترجمه ی اشکان دانشمند، نشر نیماژ.

محفل عوض ها رمان تحسین شده ای است از نویسنده ی معاصر بریتانیایی جاناتان کو.
زمان داستان حدود سی سال منتهی به سال 2003 و مکان رخدادهای اصلی آن شهر بیرمنگام است. داستان با یک درآمد شروع می شود که در آن که سوفی و پاتریک جوان در برلین یکدیگر را ملاقات می کنند. آنها که تصوری از زندگی بدون اینترنت و شبکه های اجتماعی ندارند به نحوی اجمالی می دانند که پدر پاتریک و مادر سوفی در جوانی با یکدیگر آشنا بوده اند. آن دو شروع به مرور و مبادله ی خاطرات خود از والدینشان می کنند و به این ترتیب وارد داستان اصلی می شویم.
زمان شروع داستان سال 1973 است زمانی که اقتصاد اروپا و انگلستان به شدت تحت تاثیر بحران نفتی معروف آن دوران قرار داشت. پدر و مادر های نسل بعد در این زمان در سنین دانش آموزی اند. آنها فرزندان والدینی از طبقه ی کارگر تا مدیرانی اند که غالبا در صنعت خود رو سازی مشغول کارند. کارخانه ها به دلیل کمبود سوخت سه روز در هفته فعال اند و قطع برق نه تنها باعث تعطیلی متناوب کارخانه هاست بلکه زندگی روزمره ی مردم را مختل کرده است. کارگران که از اتحادیه ای نسبتا قوی برخوردارند مدام تهدید به اعتصاب می کنند و گاهی نیز تهدیدشان را عملی می نمایند. در مدرسه اما خبری از این حرف ها نیست. آنجا محل دوستی ها، رقابت ها ، حسادت ها و دشمنی های مخصوص به خود است. بچه ها که تعداد زیادی از آنها در داستان حضوری موثر دارند در دو دبیرستان دخترانه و پسرانه ی مجزا و مجاور هم درس می خوانند. آنها گروه های موسیقی، مجلات دانش آموزی، مسابقات ورزشی و دیگر فعالیت های معمول سن و سال خود را دارند.
محفل عوضی ها داستانی شخصیت محور و شامل خرده روایت هایی متعدد با راوایانی متنوع و پاره هایی مصاحبه، بریده ی جراید، خاطرات روزانه و ... است که به نحوی ماهرانه وکنجکاوی برانگیز از پی یکدیگر آمده اند و در جمع داستانی جذاب و گسترده دامن را در هر دو مقیاس فردی و اجتماعی شکل داده اند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: محفل عوضی ها، جاناتان کو، ترجمه ی وحید پورجعفری و رضا عابدین زاده، نشر قطره.

خانه ی خواب رمان پیچیده و جذابی است از نویسنده ی معاصر بریتانیایی جاناتان کو.
داستان در دو زمان گذشته ی دور و نزدیک می گذرد که حدود 13 سال از یکدیگر فاصله دارند و بدون فاصله گذاری به نحوی در یکدیگر ادغام شده اند. مکان مرکزی داستان ساختمانی قدیمی و قلعه مانند به نام اشتون در منطقه ای ساحلی است. در زمان گذشته ی دور این بنا خوابگاه دانشجویی بوده و در زمان نزدیک کلینیک درمان اختلالات خواب است.
اشخاص محوری داستان چهار نفرند که همگی در دوره ی دانشجویی در اشتون اقامت داشته اند: سارا، گریگور، روبرت و تری. سارا که دچار اختلال حمله ی خواب است در دوره ی دانشجویی و اقامت در اشتون ابتدا با گریگور دوست نزدیک است؛ مردی تا حدودی زورگو و آزار دهنده که نخستین فردی است که متوجه مشکل خواب سارا می شود. گریگور بعد از بهم خوردن روابطش با سارا به لندن می رود تا به تحقیقات مورد علاقه اش در پزشکی بپردازد. سارا بعد از گروگور با روبرت احساس نزدیکی می کند که پسری حساس و شاعر مسلک است. روابط این دو توسط دختری مسن تر تهدید می شود. روبرت در پایان دوره ی دانشجویی غیبش می زند بدون این که هیچ ردی از خود باقی بگذارد. تری در رشته ی سینما تحصیل کرده و مدت کوتاهی در اشتون اقامت داشته است. او در زمان گذشته ی نزدیک نویسنده ای ناموفق است که با مصرف روزانه بیش از چهل فنجان قهوه خود را دچار بی خوابی مزمن کرده است. او در گذشته ی نزدیک به دعوت دکتر دودن به کلینیک آمده تا تحت مطالعه و معالجه قرار بگیرد. هدف نهایی دکتر دودن اما چیز دیگری است. او معتقد است ساعات خواب بخشی از زندگی است که انسان آن را هدر می دهد. او به دنبال یافتن چاره ی کاهش یا حذف خواب است بدون این که لطمه ای به روند عادی زندگی فرد وارد آید. او آزمایشاتی مخفیانه بر روی حیوانات انجام می دهد و یک مورد تجربه ی ناموفق آزمایش بر روی انسان را در کارنامه ی پزشکی خود دارد. دکتر دودن، تری را به عنوان دومین مورد برای آزمایش بر روی انسان در نظر گرفته است.
داستان پنج بخش دارد که اسامی آنها از مراحل مختلف خواب گرفته شده است و شامل هجده فصل و سه پیوست است. راوی خانه ی خواب دانای کل است و داستان به علاوه شامل پاره هایی به خط ایتالیک است که در آن فردی روا ن درمانگر که از او با عنوان تحلیل گر یاد می شود در حال گفتگو با فرد دیگری است که عنوانش تحلیل شونده است و بخشی از پرونده ی پزشکی یکی از اشخاص محوری است. نام داستان اما ارتباطی با کلینیک ندارد. این اسم نام رمانی است که نقشی کلیدی در کشف اسرار داستان دارد.
خانه ی خواب اثری معمایی با موضوع عشق و جنسیت است. داستان طرحی دقیق و پیچیده دارد که می شود به کلیسایی گوتیک تشبیهش کرد؛ طرحی با جزئیاتی فراوان که هر حادثه ی کوچک و ظاهراً کم اهمیت در آن با دقتی مثال زدنی ساخته و در مکان از پیش تعیین شده جای گذاری شده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: خانه ی خواب، جاناتان کو، ترجمه ی اشکان دانشمند، نشر نیماژ.