
آخرین رمان کازوئو ایشی گورو، کلارا و خورشید داستانی دیستوپیایی(یا پاد آرمانشهری) در باره ی آینده ای نه چندان دور است که برخی از وجوه آن تا کنون تحقق یافته است.
راوی و شخصیت اصلی استثنایی داستان که از جمله ی جذابیت ها و امتیازات آن است ربات، یا ای افِ آدم نمایی پیشرفته به اسم کلارا است. ای اف ها برای آن طراحی و ساخته شده اند که نوجوانان را طی دوران بلوغ تا جوانی همراهی کنند و ظاهری دخترانه یا پسرانه و منحصر بفرد دارند. کلارا از نسل ای اف های بی 2 است که به تدریج جای خود را به نسل بعدی بی3 می دهند.
ای اف ها به نوبت در داخل ویترین فروشگاه قرار می گیرند تا در معرض دید رهگذران قرار بگیرند و در یکی از همین دفعات است که کلارا با صاحب آتی خود، جوزی آشنا می شود و بر خلاف مقررات به او قول می دهد منتظرش بماند تا در آینده ای نزدیک او را خریداری کند.
کلارا رباتی با کنجکاوی و حساسیتی استثنایی و جوزی دختری باهوش و بیمار است. در گزینش نهایی کلارا، مادر جوزی از او سئوالاتی در مورد جزئیات گفتار و رفتار فرزندش می پرسد که علت آن در طول داستان و به تدریج بر خواننده آشکار می شود.
ای اف ها انرژی خود را از خورشید می گیرند و کلارای کنجکاو در دوره ی حضور در ویترین شاهد صحنه ای است که آن را معجزه ی خورشید تلقی می کند و در طول داستان تلاش می کند تا و لو با ایثار چیزی از خود آن را مجدداً برانگیزد.
جوزی و اکثر هم نسلانش از طریق ویرایش ژنتیکی ارتقای هوش پیدا کرده اند و بخت آنها برای ورود به دانشگاه و بدست آوردن شغل و موقعیت اجتماعی مناسب به مراتب بیش از بچه های دارای هوش معمولی که دوست جوزی دیک یکی از آنهاست. بیماری جوزی که گره ی اصلی داستان و محرک اصلی مادر او و کلارا در تصمیمات و اقدامات آنهاست از تبعات ویرایش ژنتیکی اوست.
کلارا و خورشید اثری عمیق و تأمل برانگیز با پرسش هایی اساسی است. ایشی گورو داستان را در دوره ی همه گیری کرونا نوشته و ردپای اتفاقات جاری دنیا از جمله آموزش از راه دور و تبعات احتمالی منفی آن بر جامعه پذیری نسلی که از این طریق آموزش می بیند در آن به چشم می خورد.
از سئوالات اساسی داستان که در ذیل بحث ریسک تزریق واکسن کرونا به کودکان و نوجوانان هم می تواند مطرح باشد این است که والدین تا کجا باید برای تأمین و تضمین سلامت و آتیه ی فرزندان خود آنان را در معرض مخاطرات ناشناخته و از آن دشوارتر، شناخته شده ی احتمالی قراردهند؟
...........................
مشخصات کتاب: کلارا و خورشید، کازوئو ایشی گورو، ترجمه ی امیر مهدی حقیقت، نشر چشمه.

آوای کوهستان رمانی است از نویسنده ی سرشناس و صاحب سبک ژاپنی یاسوناری کاواباتا.
زمان داستان دهه ی اول پس از جنگ دوم جهانی و مکان آن توکیو و حومه ی آن است. شخصیت اصلی داستان اوگاتا شینگو مرد تاجری است شصت و چند ساله که با همسری که یک سال از وی بزرگتر است پسرش ، شوئیچی و عروسش کی کوکو که به شدت مورد توجه و علاقه ی اوست در خانه ای در حومه ی توکیو زندگی می کنند.
شینگو پیش از ازدواج عاشق خواهر بسیار زیبای همسرش بوده که در جوانی درگذشته است. به رغم گذشت حدود چهار دهه از آن ماجرا او هنوز به خواهر زنش فکر می کند و گهگاه خوابش را می بیند. از دید شینگو خواهر زن مذکور و عروس او سمبل کمال زیبایی و زنانگی اند و همسر و دخترش نقطه ی مقابل ایشانند.
خانواده ی شینگو دچار بحران است. پسرش شوئیچی که همکار اوست به تازگی معشوقه ای برای خود دست و پا کرده است و دخترش کمی بعد از شروع داستان شوهرش را ترک می کند و به همراه دو کودک خود مقیم خانه ی پدری می شود. از عمده ترین اشتغالات فکری شینگو در طول داستان حدود مسئولیتش در قبال زندگی فرزندان است.
آوای کوهستان تأملی آرام و مراقبه مانند است در باره ی مسئولیت های پدری، پیری و مرگ. نشانه های پیری و مرگ در سراسر داستان پراکنده اند. شینگو در شروع داستان در یادآوری اسم خدمت کاری که تنها چند روز پیش آنان را ترک کرده دچار مشکل شده است. او یک سال قبل دچار علائم سل بوده و با این وجود از مراجعه به پزشک خودداری کرده است. در طول داستان تعدادی از دوستان او می میرند یا به زندگی خود خاتمه می دهند و در نهایت خود او برخی شبها صداهایی از کوهستان می شنود که وجه تسمیه ی داستان است و او آن را فراخوان مرگ خود تلقی می کند
آوای کوهستان ترجمه ی داریوش قهرمان پور است و نشر چشمه آن را به چاپ رسانده است.

دفاع لوژین سومین رمان ولادیمیر ناباکوف و به قول جان آپدایک در پس گفتار کتاب، آستانه ای عالی برای ورود به دنیای بی همتای ناباکوفی است.
زمان داستان سالهای پیش و پس از انقلاب اکتبر و شخصیت اصلی آن استاد بزرگ شطرنجی است به اسم لوژین.
لوژین که تنها فرزند خانواده ای نسبتاً مرفه است در شروع داستان پسر بچه ای افسرده حال و گوشه گیر است که به زور به مدرسه فرستاده می شود. او در طول دوران تحصیل شاگردی متوسط و به شدت گوشه گیر و منزوی است تا این که تصادفاً با شطرنج آشنا می شود. لوژین با شور و شیفتگی و به طور پنهانی شروع به یادگیری بازی از فردی کاملاً آماتور می کند و به سرعتی باور نکردنی که نشان از نبوغ او در این زمینه دارد مدارج ترقی را تا رتبه ی استاد بزرگی طی می کند و تبدیل به یکی از مدعیان قهرمانی جهان می شود.
آنچه در مورد لوژین گفتنی است این است که زندگی او صرفا و صرفاً در بازی شطرنج خلاصه می شود. او آدمی معصوم، گیج، دست و پا چلفتی و غیر اجتماعی است که تقریباً تمام ساعات بیداری و حتی خوابش صرف حل مسائل شطرنج می شود. لوژین رقیب برجسته ی ایتالیایی دارد به اسم توراتی که یک بار در مسابقه ی فینال قهرمانی جهان از او شکست می خورد. اوج داستان در دور بعدی مسابقات جهانی و رویارویی مجدد لوژین و توراتی اتفاق می افتد.
جان آپدایک که در ابتدا از او نقل قول شد در مورد دفاع لوژین گفته است، این داستان «به تعبیری حماسه ی شطرنج است( به همان تعبیری که موبی دیک حماسه ی صید نهنگ است).»
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: دفاع لوژین، ولادیمیر ناباکوف، ترجمه ی رضا رضایی، نشر کارنامه.

اصلاحات اثر نویسنده ی معاصر آمریکایی جاناتان فرنزن، داستان خانواده ای آمریکایی اهل غرب میانه در نیمه ی دوم قرن بیستم است؛ دوره ای که آمریکا از کشوری عمدتاً صنعتی به کشوری با بازارهای مالی گسترده و فن آوری پیشرفته( یا به قول خود فرنزن در جستار انتقادی اش با عنوان درد که کسی را نمی کشد، سرمایه داری مصرف گرای فن آوری محور) تبدیل می شود. این تغییر، تحولات عمیق و اساسی اجتماعی و فرهنگی را باعث شد که نویسنده در خلال داستان به آثار و تبعات آن پرداخته است.
خانواده شامل آلبرت لمبرت، پدر مهندس راه آهنی بازنشسته و مبتلا به پارکینسون، اینید، مادر خانه دار و به ترتیب دو فرزند پسر به اسامی گری و چیپ و دختری به اسم دنیس است. گری کارمند بلند پایه ی مؤسسه ای مالی، متأهل و دارای سه فرزند پسر در سنین کودکی تا نوجوانی است. چیپ استاد دانشگاهی اخراجی و مجرد است و دنیس سر آشپزی موفق است که از همسرش جداشده است. هر سه فرزند خانواده ساکن ساحل شرقی اند.
چیپ یاغی ترین فرزند خانواده و به نوعی سخنگوی نویسنده در داستان است و از قول اوست که فرنزن برخی از صریح ترین انتقادادش به زندگی آمریکایی متأخر را مطرح می کند: « ... دیوان سالاری این حق رو به خودش داده که اسم بعضی از حالات رو بگذاره "بیماری". تمایل نداشتن به پول خرج کردن تبدیل می شه به علامت مرضی که برای درمانش باید داروهای گرون قیمت مصرف کرد، حالا همین داره لیبیدو رو از بین می بره، به عبارت دیگه، میل به تنها لذت مجانی دنیا رو نابود می کنه که همین یعنی آدم باید حتی بیشتر پول خرج کنه برای لذت های جبرانی. تعریف دقیق "سلامت" روان اینه که توی اقتصاد مصرف گرا مشارکت فعال داشته باشی ... و دارم می گم که من به شخصه الآن، درست توی همین لحظه، دارم توی جنگ با مدرنیته ی تجارت محور داروزده ی تمامیت خواه شکست می خورم.»
چیپ که به دلیل مناسبات غیر متعارف با یکی از دانشجویان دخترش و کمک به او برای نوشتن مقاله ای درسی از دانشگاه اخراج شده، مدت هاست سرگرم نوشتن فیلم نامه ای است که قرار نیست هرگز به پایان برسد و در این اثنا با قرض کردن از دنیس و فروش کتاب هایش گذران می کند. در شروع داستان او که بناست تنها برای چند ساعت و یک وعده غذا میزبان والدینش باشد برای تهیه مواد غذایی به سوپر مارکت می رود و در اثر اشتباه محاسبه، برشی از ماهی سالمون انتخاب می کند که حدود هشتاد دلار قیمت دارد و وسعش به خرید آن نمی رسد. او در یک صحنه سازی فیله ماهی بسته بندی شده را به داخل لباسش سُر می دهد که از آنجا راهی شلوار و سپس شورتش می شود.او که عجله دارد هرچه سریع تر صحنه ی جرم را ترک کند از بدبیاری هنگام خروج از فروشگاه به همسر تهیه کننده ای بر می خورد که بناست فیلم نامه اش را بخرد و ناگزیر سرگرم گفتگو با او می شود و در این اثنا ماهی در اثر گرمای بدنش شروع می کند به پس دادن رطوبت و روغن. او در همان روزی که بناست با ماهی سالمون از والدینش پذیرایی کند پس از آن که در دفتر کار تهیه کننده ی احتمالی فیلمش تصادفاً متوجه می شود فرزند تهیه کننده در حال نقاشی کردن بر پشت برگه های فیلم نامه ی خود اوست، پیشنهاد سیاستمداری لیتوانیایی را می پذیرد و همراه او عازم آن کشور می شود تا به عنوان دستیار کمک کند لیتوانی را که پس از فروپاشی شوروی به شکل غیرمستقیم به مالکیت آمریکایی ها در آمده، برای بار دوم و این بار به طور مستقیم به آنها بفروشد!
آلبرت که مقاسیه شغل، مدل زندگی و ارزش های او با فرزندانش بهترین نمود تغییرات اجتماعی و فرهنگی آمریکای دوره ی داستان است، در زمان اشتغال به کار خود اختراعی شیمیایی را به ثبت رسانده که مؤسسه ای برای خرید آن پنج هزار دلار پیشنهاد کرده است. آلبرت پیشنهاد مؤسسه را می پذیرد و می خواهد پس دریافت حق امتیاز، نصف آن را به شرکت راه آهن بپردازد، چرا که در اختراع خود از موادی استفاده کرده که توسط آن شرکت تأمین شده بود. گری که می داند معامله هنوز به انجام نرسیده در مقابل اصرار دارد که پدرش می تواند اختراعش را در ازای دویست هزار دلار به اضافه ی یک درصد درآمد ناخالص ناشی از آن بفروشد و هیچ سهمی هم به راه آهن که بر سر حق بیمه ی درمانی در حال کلاه گذاشتن بر سر آلبرت است نپردازد.
در دوره ی زمانی داستان مشهور بود که در آمد شهروندان آمریکایی از سود سهام، از درآمد شغلی آنها پیشی گرفته است. انعکاس این موضوع در داستان به وضوح به چشم می خورد و بی جهت نیست که درصحنه سقوط اتفاقی یا عمدی آلبرت از عرشه ی کشتی تفریحی به دریا، اینید در سالن گرد هم آیی کشتی مشغول گوش دادن به سخنرانی مشاور مالی سرشناسی در مورد سرمایه گذاری مطمئن و سود آور در بازار سهام است و از آن جالب تر، اصطلاحات و فرمول های فیزیک و ریاضی است که نویسنده برای توصیف سقوط آلبرت به کار می گیرد.
زمان داستان غیر خطی از نوع رفت و برگشتی است. داستان کرارأ از شروع زندگی مشترک آلبرت و اینید تا زمان حال رفت و برگشت می کند و هر بار به بخشی از زندگی یکی از اعضای خانواده می پردازد.
نیروی محرکه ی داستان تصمیم اینید برای جمع کردن فرزندانش در خانه ی پدری برای آخرین کریسمس خانوادگی است؛ تصمیم به ظاهر ساده ای که عملی کردن آن با توجه به وضعیت خانواده با مشکلات و موانع متعددی روبرو می شود.
نام کتاب، هم اصطلاحی اقتصادی است که در مورد سامان دهی به وضعیت بورس و سهام به کار می رود و هم به روشی درمانی اطلاق می شود که در داستان به طور مفصل شرح داده شده و احتمال می رود بتوان برای معالجه ی زوال عقل تدریجی آلفرد از آن بهره گرفت.
اصلاحات را چنان که در مقدمه ی کتاب آمده یکی از مهمترین رمان های قرن بیست و یکم می دانند. کتاب دو جایزه دیافت کرده و کاندید چندین جایزه ی دیگر از جمله پولیتزر بوده است. مجله ی تایم اصلاحات را در فهرست صد رمان برتر انگلیسی زبان منتشر شده بین سال های 1923 تا 2005 آورده و از معدود کتاب های منتشر شده در قرن بیست و یک است که در فهرست 1001 کتابی که پیش از مرگ باید خواند به انتخاب گاردین هم آمده است.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: اصلاحات، جاناتان فرنزن، ترجمه ی پیمان خاکسار، نشر چشمه.

رمان سه گانه ی خواب گردها (1932-1928) شاهکار هرمان بروخ و یکی از سرآغازها در رمان مدرن است.
خوابگردها در سه دفتر تنظیم شده است که به ترتیب به دوره های رمانتیک، آنارشی و واقع بینی( یا واقع گرایی) تاریخ آلمان در فاصله ی سال های 1888 تا 1918 می پردازد. در این فاصله ی زمانی آن کشور که به تازگی روند اتحاد خود را به سرانجام رسانده به شدت در تلاش است تا عقب ماندگی صنعتی و اقتصادی خود را نسبت به کشورهای قدرتمند رقیب اروپایی جبران کند و سهمی بیشتر از اقتصاد جهانی را به خود اختصاص دهد؛ امری که با مخالفت رقبا نهایتاً به جنگ عظیم و فاجعه بار جهانی اول انجامید که رکورد تلفات همه ی جنگ های ادوار پیش از خود را شکست و سر آغازی شد بر استفاده از سلاح های غیر متعارف شیمیایی و میکروبی.
خوابگردها به لحاظ فرم اثری غیر یک دست است. هرمان هسه در این مورد در نظری انتقادی می گوید که بروخ از میانه های دفتر دوم و به خصوص در دفتر سوم تقریباً به طور کامل تحت تأثیر محتوای اثر قرار گرفته و به مرور از فرم رمان دور شده است.
ساختار دفتر سوم ساختاری اپیزودیک نظیر شاهکار جان دوس پاسوس، ینگه دنیاست و در این دفتر است که نویسنده (از جمله به دلیل فرمی که برای آن برگزیده) بادستی گشاده و از طریق مباحث مفصل هنری، فلسفی، دینی و روانکاوانه به موضوع محوری اثر، که بیماری فکری و فرهنگی اروپای دوران مدرن است می پردازد.
عنوان سه دفتر خوابگردها به ترتیب « 1888- پاسنوف یا رمانتیک»، «1903- اِش یا آنارشی» و « 1918- اُگِنو یا واقع نگری است». پاسنوف، اِ ش و اُگِنو به ترتیب اشخاص اصلی سه دفترند و داستان نگاهی به شدت انتقادی دارد به روند تحول شهروندان آلمانی ( و در نمایی بزرگتر اروپایی) از آدمهایی رمانتیک، به واقع گرا و مدرن ؛ آدم های مدرنی به قول نویسنده در آخرین صفحات کتاب«اندرز ناپذیر، درمانده، بیهوده در معرض طوفان زمهریر، [که] مجبورند فراموش کنند تا بتوانند زندگی کنند، و نمی دانند چرا می میرند. راهشان راه سرگردانی، وظیفه شان وظیفه ی آن سرگردان ابدی، آزادی شان آزادیِ از ترس جان گریختگان مقصود شان فراموشی.» و در یک کلام« نسل از دست رفته!»
رمانتیسیسم و واقع نگری دو مکتب هنری مشهورند و آنارشی چنان که بروخ آن را مورد استفاده قرارداده آشوب و هرج مرجی است که در روند تحول رمانتیسیسم به رئالیسم در آلمان رخ داده است.
این که چرا بروخ سبک هنری هر دوره را به عنوان شاهدی از فرهنگ یا نظام ارزشی مردمان آن دوره برگزیده ، خود او دربخش های دوم و سوم مجموعه اپیزودهای « فروپاشی ارزش ها» در دفتر سوم به تفصیل شرح داده است. اجمال نظر او این است که برای شناخت یک دوران «چیزی مهم تر از سبک خاص خود آن دوران وجود ندارد. هیچ دوره ای از تاریخ بشر نیست که خود را با چیزی به غیر از سبک خاص خودش معرفی کرده باشد. هر دوره ای به ویژه خود را با سبک معماری اش می شناساند و یقیناً به واسطه ی برخورداری از سبک خاص خودش، دوره نامیده می شود.»
بروخ در ادمه به مهمترین ویژگی معماری مدرن می پردازد که از نظر او فقدان هرگونه تزئین است: «معماری امروزی کاملا آگاهانه از چیزی چشم پوشی کرده است و به حق باید هم چشم پوشی می کرد، و آن چیزی که معماری امروزی را کاملاً از سبک های پیشین متمایز می کند، دقیقا همین چشم پوشی است: زینت کاری.»
اهمیت این دیدگاه به ویژه وقتی روشن می شود که بدانیم معمار معروف اتریشی آدولف لوس که از بنیان گذاران معماری مدرن است حدود بیست سال پیش از آغاز انتشار خوابگردها در رساله ای بسیار تأ ثیر گذار با عنوان تزئین و جنایت، تزئین را چیزی پوسیده و منحط در ردیف خالکوبی ارزیابی و خواستار محو کامل آن شده بود. به گمان لوس انسان صنعتی انسانی به کل بریده از سلسله مراتب اجتماعی پیشین بوده و هیچ نیازی به ارجاع به چیزی در گذشته ی خود ندارد.
جان کلام بروخ این است که معماری بدون تزئین مدرن که لوس یکی از برجسته ترین مروجان آن است از بارزترین نمودهای طرز فکر دوره ی مدرن است که در آن «منطق نظامیان حکم می کند که ابزار قدرت نظامی را با نهایت قاطعیت و جدیت بکار بگیرند و در صورت لزوم، مردم را قلع و قمع کنند، کلیساهای بزرگ را ویران کنند، بیمارستان ها و سالن های جراحی را ویران کنند. منطق رهبر اقتصادی حکم می کند که ابزار اقتصادی را با نهایت قاطعیت و به گونه ای چون و چرا ناپذیر به کار گیرد و بکوشد با نابود کردن امکان رقابت، کسب و کار خود را ... به یگانه قدرت حاکم تبدیل کند. منطق نقاش حکم می کند که اصول نقاشی را با نهایت قاطعیت و جدیت تا نقطه ی پایان پی بگیرد، حتی با قبول این خطر که تابلویی پدید بیاید با محتوایی کاملأ پوشیده که فقط برای تولید کننده اش قابل درک و دریافت باشد. منطق مرد انقلابی حکم می کند که شور انقلابی را با نهایت جدیت و قاطعیت تا تثبیت انقلاب فی نفسه پیش ببرد... منطق شهروندی که خواهان پیشرفت است، حکم می کند که او شعار ثروت اندوزی را با جدیت و قاطعیت مطلق جامه ی عمل بپوشاند: دست آوردهای بزرگ و جهانی مغرب زمین این گونه و با چنین جدیت و قاطعیت مطلقی به دست آمده اند... این همه یک چیز را نشان می دهد، این همه از قاطعیت ستیزه جویانه ناشی می شود، از آن بی پروایی ترسناکی که من تقریباً مایلم آن را بی پروایی متافیزیکی بنامم، از آن منطق هولناکی که فقط و فقط اصل مطلب را[ بدون هرگونه حشو و زوائد که تعبیر معمارانه اش می شود تزئینات] مد نظر قرار دهد و نه به چپ نگاه کند و نه به راست... »
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: خواب گردها، هرمان بروخ، ترجمه ی علی اصغر حداد، انتشارات لاهیتا.