مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

رنگین کمان


دی اچ.لارنس از سرشناس ترین نویسندگان قرن بیستم است و رنگین کمان یکی از شاخص ترین رمان های اوست.

داستان در بر گیرنده ی سرنوشت سه نسل پیاپی از خانواده ای اصلاً کشاورز در انگلستان قرن های  نوزدهم و اوایل بیستم است که سرگذشت شان،  ماجرای آفرینش انسان با محوریت طوفان نوح به روایت کتاب مقدس را بازسازی می کند.

شخصیت اصلی نسل نخست و سر دودمان خانواده، تام برنگون است. تام کشاورزی است که مزرعه ی پدری را به ارث برده است. او در شباهت با داستان نوح به روایت لارنس، با زنی از تباری غیر انگلیسی به اسم لیدیا ازدواج می کند و سرنوشتش با طوفان و سیلاب رقم می خورد. لیدیا  بیوه زنی لهستانی و بزرگتر از تام ست که از ازدواج قبلی خود دختر بچه ای خردسال دارد به اسم آنا.

 شخصیت های اصلی نسل بعد آنا و همسرش بیلی هستند. بیلی برادرزاده ی تام است  و او و آنا  گویی در اجرای فرمان خداوند پس از  طوفان مبنی بر تکثیر آدمیان بر روی زمین، صاحب تعداد زیادی فرزند دختر و پسر می شوند که بزرگترین آنها دختری است به اسم اورسولا.

اورسولا که شخصیت اصلی نسل سوم است دختری مستقل با گرایشات فمینیستی است که برای تأمین استقلال خود مسیر تحصیلات عالیه و شغل تدریس را انتخاب می کند. او که اراده کرده است از مناسبات سنتی زناشویی عهد ویکتوریایی که زندگی مادر او نمونه آن است بگریزد، خواستگاران  خود را رد می کند و در پایان با قلبی گرفته و حالی اندوهناک در رنگین کمانی که در پی بارندگی در چشم اندازش پدید می آید، معماری جهانی نو را میابد که شاید خود بتواند نقشی در ساختن آن ایفا کند.

رنگین کمان اثری عمیقاً روانکاوانه و مشحون از سمبولیسم مسیحی است. در واقع شاید بتوان گفت لارنس در این داستان دست به تفسیر شخصی و دلخواه خود از عهد قدیم و جدید زده است. اسم داستان برگرفته از روایت عهد عتیق از ماجرای طوفان است که در آن خداوند رنگین کمان را به عنوان نشانه ی پیمان خود با آدمیان قرار می دهد تا دیگر چنان بلایی بر ایشان نازل نکند. به علاوه تاثیر کتاب مقدس را می توان بر نثر اثر و به ویژه در تکرارهای فراوان برخی کلمات و عبارات آن یافت.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب:رنگین کمان، دی. اچ. لارنس، ترجمه ی مشترک ناهید قادری و افسانه قادری،نشر متیس.

چهره ی پنهان (گریس دیگر)


در سال 1843 در پرونده ای مبهم و جنجالی زن و مردی به اتهام دوفقره قتل صورت گرفته در حوزه ی قضایی تورنتوی کانادا محاکمه شدند. مرد اعدام شد و زن که گریس نام داشت محکوم به حبس طولانی مدت شد تا مارگارت اتوود حدود یک و نیم قرن بعد به سراغ پرونده اش برود و او را تبدیل به شخصیت اصلی داستانش کند که از جمله معتبر ترین آثار اوست.

داستان را  که شیوه روایتی خاص و راویان متعددی دارد که از جمله امتیازات آن محسوب می شود، گریس در حالی شروع می کند که بیست و چهار ساله است و هشت سال اخیر را در زندان به سر می برد. زمان شروع روایت گریس سال1851 است. او در این زمان به دلیل رفتار خوب در زندان این امکان را یافته است که ساعاتی را در روز به عنوان مستخدم  در منزل والی شهر بگذراند و شبها به زندان بازگردد.

محکومیت گریس که ادعا می کند چیزی از ماجرای قتل ها را به یاد نمی آورد از ابتدا موافقین و مخالفینی داشته و جمعی از مخالفین که در کمیته ای مذهبی عضویت دارند در پی آنند تا به هر قیمتی که شده بی گناهی او را ثابت کنند. یکی از اقدامات این گروه دعوت از پزشکی به اسم سایمون جردن با عقاید جدید روانشناسانه برای بررسی وضعیت روحی و روانی گریس و کمک به اثبات بی گناهی اوست.

دکتر جردن شخصیت مقابل گریس و یکی دیگر از راویان داستان است و به کمک اوست که با آخرین نظریات روانشناسانه ی زمان داستان آشنا می شویم. او که در اروپا تحصیل کرده تلاش می کند تا با استفاده از آخرین دستاوردهای روانشناسی به راز گریس پی ببرد.

گریس دیگر اثری معمایی و جذاب است که به نحوی تأمل برانگیز به مفاهیمی اساسی همچون گناه، مجازات، وجدان، جنسیت ، جنون و... می پردازد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: چهره ی پنهان (گریس دیگر)،مارگارت اتوود، ترجمه ی جلال بایرام، انتشارات نیلوفر.

تعقیب گوسفند وحشی


تعقیب گوسفند وحشی رمانی سوررئال و معمایی است از هاروکی موراکامی.

شخصیت اصلی و راوی داستان مردی در آستانه ی چهل سالگی است که به تازگی همسرش او را ترک کرده است. او که شریک یک موسسه ی تبلیغاتی است سیگاری قهار و نوشنده ای حرفه ای است که هرچه مست باشد می تواند فاصله ی شانزده قدمی آسانسور تا در آپارتمانش را روی یک خط راست طی کند و به قول خودش در محدوده ی دنیای شانزده قدم دارای عنوان« مؤدب ترین مستان» است.

راوی اندک زمانی پس از جدایی از همسرش با دختری آشنا می شود که مدل تبلیغاتی گوش! است و کمی پس از آن سرنوشتش با گوسفندی با ستاره ای بر پشت گره می خورد. گوسفند در منظره ای پیدا شده که عکس آن را دوستی قدیمی از منطقه ای کوهستانی و دوردست برای راوی فرستاده و به طور اتفاقی در آگهی تبلیغاتی مورد استفاده قرار گرفته است.

راوی که به قول خودش اسامی تمام قاتل های سریال کاراگاهی الری کویین را از حفظ است وادار می شود تا به جستجوی گوسفند برود و حداکثر در ظرف مدت دو ماه آن را بیابد. شخص سفارش دهنده از معاونین یکی از ثروتمند ترین و متنفذترین مردان ژپن است. مرد متنفذ در حال اغماست و به نظر می رسد بین او(و به تعبیر دقیق تر قدرتش) و  گوسفند مزبور ارتباطی وجود داشته باشد.

راوی به اتفاق مدل گوش پا به راه می گذارد و در مسیری که هرچه پیش تر می رود سوررئال تر می شود حوادثی غیر معمول را از سر می گذراند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: تعقیب گوسفند وحشی، هاروکی موراکامی، ترجمه ی مهدی غبرایی، انشارات نیکو نشر.

کلارا و خورشید


آخرین رمان کازوئو ایشی گورو، کلارا و خورشید داستانی دیستوپیایی(یا پاد آرمانشهری) در باره ی آینده ای نه چندان دور است  که برخی از وجوه آن تا کنون تحقق یافته است.

راوی و شخصیت اصلی استثنایی داستان که از جمله ی جذابیت ها و امتیازات آن است ربات، یا  ای افِ آدم نمایی پیشرفته به اسم کلارا است. ای اف ها برای آن طراحی و ساخته شده اند که نوجوانان را طی دوران بلوغ تا جوانی همراهی کنند و ظاهری دخترانه یا پسرانه و منحصر بفرد دارند. کلارا از نسل ای اف های بی 2 است که به تدریج جای خود را به نسل بعدی بی3 می دهند.

ای اف ها به نوبت در داخل ویترین فروشگاه قرار می گیرند تا در معرض دید رهگذران قرار بگیرند و در یکی از همین دفعات است که کلارا با صاحب آتی خود، جوزی آشنا می شود و بر خلاف مقررات به او قول می دهد منتظرش بماند تا در آینده ای نزدیک او را خریداری کند.

کلارا رباتی با کنجکاوی و حساسیتی استثنایی و جوزی دختری باهوش و بیمار است. در گزینش نهایی کلارا، مادر جوزی از او سئوالاتی در مورد جزئیات گفتار و رفتار فرزندش می پرسد که علت آن در طول داستان و به تدریج بر خواننده آشکار می شود.

ای اف ها انرژی خود را از خورشید می گیرند و کلارای کنجکاو در دوره ی حضور در ویترین شاهد صحنه ای است که آن را معجزه ی خورشید تلقی می کند و در طول داستان تلاش می کند تا و لو با ایثار چیزی از خود آن را مجدداً برانگیزد.

جوزی و اکثر هم نسلانش از طریق ویرایش ژنتیکی ارتقای هوش پیدا کرده اند و بخت آنها برای ورود به دانشگاه و بدست آوردن شغل و موقعیت اجتماعی مناسب به مراتب بیش از بچه های دارای هوش معمولی که دوست جوزی دیک یکی از آنهاست. بیماری جوزی که گره ی اصلی داستان و محرک اصلی مادر او و کلارا در تصمیمات و اقدامات آنهاست از تبعات ویرایش ژنتیکی اوست.

کلارا و خورشید اثری عمیق و تأمل برانگیز با پرسش هایی اساسی است. ایشی گورو داستان را در دوره ی همه گیری کرونا نوشته و ردپای اتفاقات جاری دنیا از جمله آموزش از راه دور و تبعات احتمالی منفی آن بر جامعه پذیری نسلی که از این طریق آموزش می بیند در آن به چشم می خورد.

از سئوالات اساسی داستان که در ذیل بحث ریسک  تزریق واکسن کرونا به کودکان و نوجوانان هم می تواند مطرح باشد این است که والدین تا کجا باید برای تأمین و تضمین سلامت و آتیه ی فرزندان خود آنان را در معرض مخاطرات ناشناخته و از آن دشوارتر، شناخته شده ی احتمالی قراردهند؟

...........................

مشخصات کتاب: کلارا و خورشید، کازوئو ایشی گورو، ترجمه ی امیر مهدی حقیقت، نشر چشمه.

آوای کوهستان


آوای کوهستان رمانی است از نویسنده ی سرشناس و صاحب سبک ژاپنی یاسوناری کاواباتا.

زمان داستان دهه ی اول پس از جنگ دوم جهانی و مکان آن توکیو و حومه ی آن است. شخصیت اصلی داستان اوگاتا شینگو مرد تاجری است شصت و چند ساله که با همسری که یک سال از وی بزرگتر است پسرش ، شوئیچی و عروسش کی کوکو که به شدت مورد توجه و علاقه ی اوست در خانه ای در حومه ی توکیو زندگی می کنند.

شینگو پیش از ازدواج عاشق خواهر بسیار زیبای همسرش بوده که در جوانی درگذشته است. به رغم گذشت حدود چهار دهه از آن ماجرا او هنوز به خواهر زنش فکر می کند و گهگاه خوابش را می بیند. از دید شینگو خواهر زن مذکور و عروس او سمبل کمال زیبایی و زنانگی اند و همسر و دخترش نقطه ی مقابل ایشانند.

خانواده ی شینگو دچار بحران است. پسرش شوئیچی که همکار اوست به تازگی معشوقه ای برای خود دست و پا کرده است و دخترش کمی بعد از شروع داستان شوهرش را ترک می کند و به همراه دو کودک خود مقیم خانه ی پدری می شود. از عمده ترین اشتغالات فکری شینگو در طول داستان حدود مسئولیتش در قبال زندگی فرزندان است.

آوای کوهستان تأملی آرام  و مراقبه مانند است در باره ی مسئولیت های پدری، پیری و مرگ. نشانه های پیری و مرگ در سراسر داستان پراکنده اند. شینگو در شروع داستان در یادآوری اسم خدمت کاری که تنها چند روز پیش آنان را ترک کرده دچار مشکل شده است. او یک سال قبل دچار علائم سل بوده و با این وجود از مراجعه به پزشک خودداری کرده است. در طول داستان تعدادی از دوستان او می میرند یا به زندگی خود خاتمه می دهند و در نهایت خود او برخی شبها صداهایی از کوهستان می شنود که وجه تسمیه ی داستان است و او آن را فراخوان مرگ خود تلقی می کند

آوای کوهستان ترجمه ی داریوش قهرمان پور است و نشر چشمه آن را به چاپ رسانده است.