مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

عطش امریکایی


عطش امریکایی رمانی خود زندگی نامه ای است از خالق خانه زاد، ریچارد رایت.

زمان داستان سال های پایانی دهه ی سی و اوایل دهه ی چهل قرن بیستم و مکان اصلی آن شهر شیکاگوست. در شروع داستان شخصیت اصلی آن، پسر سیاه پوست فقیری به اسم ریچارد، در نوجوانی زادگاهش ممفیس در جنوب را ترک می کند و به امید زندگی بهتر پا به شیکاگو می گذارد. داستان در واقع شرح ماجرای تبدیل شدن پسر مزبور به ریچارد رایت شهیر است.

ریچارد در شیکاگو روزها به کارهایی با حداقل دستمزد می پردازد و اوقات آزادش را با عطشی سیری ناپذیر وقف خواندن رمان و سپس آثار جامعه شناسی و روان شناسی می کند. او در جوانی به عضویت حزب کمونیست در می آید که داستان عمدتاً متمرکز بر همین دوره ی زندگی اوست تا زمان جداشدن فکری و عملی اش از آن حزب. قطع ارتباط کامل او با حزب هنگامی اتفاق می افتد که در کمال ناباوری توسط رفقای همفکر سابقش از صف تظاهرات اول ماه مه بیرون رانده می شود. او پس از آن به خانه باز می گردد، قلم به دست می گیرد و تلاش می کند تا به قول خودش فارغ از رویای بلند پروازانه ی تلاش برای ایجاد اتحادی گسترده بین همه ی آدم ها، پلی از کلمات میان خود و جهان بیرون بنا کند:« واژه ها را به درون تاریکی پرتاب خواهم کرد و منتظر پژواکشان خواهم نشست و اگر پژواکی آمد، گو که بسیار هم ضعیف، واژه های دیگری می فرستم که بگویند، راهپیمایی کنند، بجنگند، آگاهی از عطش زیستن را، که در همه ی ما دهان گشوده است، خلق کنند تا در دلهامان آگاهی وصف ناپذیر انسان بودن را زنده نگاه دارند.»

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: عطش آمریکایی، ریچارد رایت، ترجمه ی فرزانه طاهری، انتشارات نیلوفر.

پطرزبورگ


رمان پطرزبورگ که ناباکف آن را در کنار اولیس جیمز جویس، مسخ کافکا و در جستجوی زمان از دست رفته ی پروست یکی از چهار شاهکار بزرگ نثر قرن بیستم به شمار آورده است، اثری کمتر شناخته شده است از آندره بیه لی، نویسنده ی پیشرو و از پایه گذاران داستان نویسی مدرن روسیه و جهان.

پطرزبورگ که چاپ نخست آن مربوط به سال 1916است، شامل یک دیباچه، هشت فصل و یک مؤخره است. بیه لی داستان را پس ازخطاب قراردادن «عالی جنابان، حضرات مستطاب، مهتران و همشهریان!» با این پرسش آغاز می کند که«چیست این امپراطوری روسیه ی ما؟»

او در پاسخ به این سئوال، پس از تعریف جغرافیایی روسیه و تقسیمات آن، به پایتخت آن زمانش، پطرزبورگ می رسد؛ شهری که به دستور پطر کبیر کار ساخت آن در 1703 آغاز شد و به قول مارشال برمن در تجربه ی مدرنیته، که بخش عمده ای از آن به این شهر و تفسیر آثار ادبی مرتبط با آن از جمله همین اثر بیه لی اختصاص یافته، ساختن آن« احتمالا مهیج ترین مورد در تاریخ کلیه صوری از مدرنیزاسیون است که به شیوه ای جبارانه از بالا برنامه ریزی، تحمیل و اجراشدند.»

 بیه لی سپس به قول خودش در روده درازی بر سر این شهر که می توان گفت شخصیت اصلی داستان اوست، به عمده ترین تناقضاتی اشاره می کند که این شهر فرمایشی حاوی آنهاست؛ نخست آن که پایتخت است در حالی که پرجمعیت ترین شهر کشور مسکو است و دوم، اروپایی (به معنای مدرن) است در حالی که روسیه ی زمان داستان هنوز کشوری بسیار سنتی است.

او در همین بخش به خیابان یا بولوار اصلی پطرزبورگ، نیفسکی(یا نوسکی) می پردازد که عنوان مشهورترین خیابان در کل کشور پهناور روسیه را به خود اختصاص داده و داستان به جز استثنائاتی کوچک، در آن می گذرد.

زمان داستان، پاییز سال پر تب و تاب و انقلابی 1905 و فضای آن به اقتضای شرایط متشنج شهر، فضایی هذیان آلود است که در آن اشباح و مجسمه ها (بخصوص مجسمه ی یادبود برنزی پطر کبیر که از مشهورترین نمادهای شهر است) در هوای خاکستری و مه آلود پاییزی بر پس زمینه ی صدای تیک تاک بمبی ساعتی که مکانیزم انفجاری آن فعال شده در گشت و گذارند.

از بارزترین ویژگی های داستان، تکنیکی است که بیه لی برای ترسیم چنین فضایی ابداع کرده است.

پطرزبورگ مونتاژی سریع از صدها قطعه ی گاه بلند در حد چند صفحه و گاه کوتاه تر از یک سطر و بعضاً شامل تنها یک علامت سئوال یا تعجب است که در فواصلی با ردیفی از نقطه چین از یکدیگر جداشده اند:

« چنین چیزی هرگز رخ نخواهد داد!»

و بر رخسار خون رنگش:

«؟

«!

«!؟»

شخصیت های محوری داستان چهار تن اند: آپولون آپولونویچ آبلئوخوف، دولتمردی بلند پایه و مستبد با افکاری بسیار محافظه کارانه؛ پسر او، نیکالای، دانشجویی جوان، ضعیف و خیالاتی با افکاری مترقی که چندی است به گروهی انقلابی و زیززمینی پیوسته است؛ دوست تازه و مرموز نیکلا، الکساندر ایوانویچ، روشنفکری سودایی و نیهیلیست با سابقه ی زندان و تبعید که انگار از جن زدگان داستایفسکی گریخته  تا در این داستان به ایفای نقش بپردازد. او که عضو همان گروه مورد علاقه ی نیکالای است، طرفدار بربریتی نوین و سالم است که از طریق به آتش کشیدن کتابخانه ها، دانشگاه ها و موزه ها مستقر خواهد شد. الکساندر ایوانویچ به قول خودش ساکن در فضایی کیهانی با چهار دیوار پوشیده از کاغذ دیواری زرد است و وضعیت مورد علاقه اش در شب بیداری ها، چسبیدن به دیوار با دستهایی صلیب وار گشوده به طرفین است. نفر چهارم، لیپانچنکو، هم حزبی الکساندر ایوانویچ؛ جاسوس دو جانبه ای است که نقشه ی شوم و شرم آورش برای نیکالای، نیروی محرکه ی داستان را تامین می کند.

نکته ی با اهمیت دیگر در مورد پطرزبورگ این است نویسنده اش هنرمندی سمبولیست است. سمبولیست ها به تبع بودلر دنیا را جنگلی می دیدند سرشار از علائم و اشاراتی که بین آنها روابطی دقیق وجود دارد و هنرمند از طریق تفسیر آنها می تواند به حقیقت دست یابد. پطرزبورگ به دلیل گرایش هنری خالقش پر از نمادها و نشانه هایی است که تفسیر و یافتن روابط بین آنها می تواند موضوع پروژه ی دانشگاهی مفصلی باشد و در ضمائم کتاب به برخی از آنها اشاراتی شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: پطرزبورگ، آندره بیه لی، ترجمه ی فرزانه طاهری، نشر مرکز. 

یولیانوس(ایران سرزمین مقدس)


پذیرش مسیحیت توسط کنستانتین کبیر در قرن چهارم میلادی، نقطه ی عطفی مهم در تاریخ  رم، مسیحیت و اروپاست. جانشینان کنستانتین جملگی به راه او رفتند به جز برادر زاده ی وی یولیانوس(ژولیان یا جولیان) که در آن میان استثنایی جالب توجه است. یولیانوس جانشین کنستانتینوس شد که خود فرزند و جانشین کنستانتین کبیر بود.او به رغم آموزش های مسیحی که دیده بود گرایشی توام با شور و شیفتگی فراوان نسبت به دین نیاکان خویش داشت و به مجرد احراز مقام امپراطوری تلاش نمود تا با جلوگیری از نفوذ و گسترش دائم التزاید مسیحیت، باور به خدایان لاتین و یونانی را احیا کند، اما نهایتاً در این کار توفیقی نیافت.

یولیانوس اثر گورویدال چنان که از اسمش پیداست زندگی نامه ی امپراطور مذکور است. داستان شکل خاصی دارد که عبارت است از نامه نگاری های دو تن از اندیشمندان معاصر یولیانوس به یکدیگر به همراه یادداشت های روزانه ی شخص او. یکی از این دو لیبیانوس و دیگری پریسکوس است. در شروع داستان که زمان آن چند سالی پس از مرگ یولیانوس است، لیبیانوس که هم دلی فراوانی با یولیانوس دارد در نامه ای به پریسکوس از او می خواهد تا نسخه ای از روزنوشت های یولیانوس را که اصل وتنها نسخه ی آن در اختیار اوست برایش ارسال کند. لیبیانوس قصد دارد به منظور ادای احترام نسبت به امپراطور فقید، روزنوشت هایش را به همراه زندگی نامه ی وی که خود خواهد نوشت منتشر کند.

داستان که عنوان آن در ترجمه ی فارسی ایران سرزمین مقدس« یولیانوس» است، ترکیبی است از تخیل و تاریخ و در برگیرنده ی زندگی یولیانوس از اوان کودکی تا مرگ او در نبردش با سپاهیان شاپور دوم ساسانی در ایران است. روایت گورویدال از شکست یولیانوس در این نبرد و چگونگی مرگ او تفاوت هایی با روایات غالب تاریخی در این مورد دارد.

در سنگ نگاره ی تاج ستانی اردشیر دوم (جانشین شاپور دوم) در تاق بستان، تصویر جنازه ی به خاک افتاده ی یولیانوس در زیر پای اردشیر و اهورا مزدا نقش شده است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: ایران سرزمین مقدس « یولیانوس»، ترجمه ی فریدون مجلسی، انتشارات نیلوفر.

گریزها


پیش از این به مناسبتی گفته ام که بعضی رمان ها گویی به این منظور نوشته شده اند که ثابت کنند رمان، چنان که میخائیل باختین گفته است، گونه ای ادبی است که هنوز به اتمام نرسیده و همه ی ظرفیت هایش را آشکار نکرده است. گریزها، نخستین رمان ترجمه شده به فارسی از نویسنده ی اخیراً نوبلیست لهستانی، اولگا توکارچوک، یکی از این رمان هاست.

گریزها کلاژ یا منظومه ای(به معنی نجومی آن) از دهها قطعه ی از چند سطر تا چندین صفحه ای است که گاه بخشی مجرد و مستقل اند و گاه از پی یکدیگر یا با فاصله، به موضوع یا ماجرایی واحد می پردازند. محتوای قطعات شامل موارد تخیلی، تاریخی، مستند، علمی،... و برخی تأملات و اندیشه هایی است که گاه شکل گزین گویی به خود می گیرند.

شکل ناپیوسته و تا حدودی غیر معمول گریزها به هیچ رو اتفاقی نیست و با درون مایه ی اصلی آن یعنی سفر و جابجایی مدام از یک نقطه به نقطه و از زمانی به زمانی دیگر کاملاً سازگار است: « ... ایده ی بنیادین عبارت است از ساختار منظومه ای و بلافاصله ادعای روانشناسی سفر این است: در زندگی برخلاف کارهای تحقیقاتی(هرچند در واقع در کار پژوهشی هم محض خاطر[رعایت] ترتیب و توالی بهای گزافی پرداخته می شود)هیچ علت العلل فلسفی وجود ندارد. معنایش این است که نمی توان رشته ی استدلال یا روایت علت و معلولی منسجمی از وقایعی به دست داد که ظاهراً توالی منطقی دارند و از یکدیگر ناشی می شوند... منظومه است که حامل حقیقت است، نه زنجیره.»85

راوی بدون نام داستان که گاه از ضمیر اول شخص استفاده می کند، زن نظریه پردازی فیلسوف مشرب، روانشناس (با گرایش به روانشناسی سفر) و علاقه مند به آناتومی، به خصوص آناتومی ناهنجاری و از همه مهمتر رادارگریز و عاشق سفر است: « معلوم است که اگر ژنی هست که باعث می شود هرجا درنگی کردید شروع به ریشه دواندن کنید، به من نرسیده است. چند بار سعی کرده ام، اما  ریشه هایم سطحی اند؛ اندک نسیمی می تواند مرا از ریشه درآورد. خیلی ساده است: روییدن بلد نیستم، استعداد گیاهی ندارم. نمی توانم از زمین غذا جذب کنم... انرژی ام را از حرکت می گیرم، از لرزش اتوبوس ها، غرش هواپیما، کژ و مژ شدن قطارها و کشتی ها.»18

درون مایه ی غالب گریزها که اسم داستان هم برگرفته از آن است، چنان که گفته شد سفر است. توصیه ی موکد راوی به همگان این است که همچون خود او بجنبد، بروند، بدوند و پرواز کنند، چرا که هر لحظه که این توصیه را از یاد ببرند و متوقف شوند، نیروی عظیم متمایل به ثبات و سکونی که جهان را در کنترل خود دارد، آنان را خواهد گرفت و به عروسک خیمه شب بازی تبدیل خواهد کرد. ترجیع بند اثر که در جای جای آن به دفعات تکرار می شود این است که:« مقصد هر یک از سفرهای من مسافر دیگری است.»

سفرهای داستان مواردی جالب از نیویورک تا شرق دور و از قرن هفدهم تا زمان حاضر را در برمی گیرند. مسافرین گریزها علاوه بر راوی دائم السفر آن عبارتند از: مردی لهستانی که در یک جزیره ی کوچک در کرواسی همسر و فرزند خود را گم می کند، مادری روس با یک فرزند بیمار و نیازمند مراقبت دائم و همسری آسیب دیده از جنگ که از خانه می گریزد تا در هزارتوی مسکو خود را گم کند، دریانوردی عاشق موبی دیک که کشتی تحت فرماندهی خود را از مسیر تکراری هر روزه در دریای بالتیک منحرف می کند تا در اقیانوس های پهناور دست به ماجراجویی بزند، شاهزاده ای عرب که نگران از توطئه علیه جان خویش مخفیانه به همراه فرزندان و زنان حرمسرای خویش پا به فرار می گذارد، پزشکی آناتومیست که راهی کنفرانسی است در باره ی حفظ نمونه های پزشکی با استفاده از پلاستیکی سازی، زنی زیست شناس که می رود تا دوستی که پس از چند دهه او را یافته را از درد و رنج بیماری برهاند، خواهر شوپن که با قلب برادرش درون شیشه ای حاوی مواد نگدارنده از پاریس عازم ورشو است تا آن را در آنجا به خاک بسپارند، استاد دانشگاهی متخصص تاریخ و ادبیات کلاسیک یونان که در سفری دریایی به نقاط مختلف یونان برای توریست ها کنفرانس برگزار می کند و...

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: گریزها، اولگا توکارچوک، ترجمه ی فریبا ارجمند، نشر همان، چاپ اول:1398.


ساما


ساما نخستین رمان ترجمه شده به فارسی است از نویسنده ی آرژانتینی  آنتونیو دی بندتو است.

داستان دارای سه بخش تقویمیِ 1790،1794و 1799و پنجاه فصل شماره دار پیوسته است. شخصیت اصلی و راوی داستان، ساما، مرد جوان اسپانیایی تباری زاده ی آمریکا و در خدمت دولت اسپانیاست. او که مردی متاهل است به دور از خانواده در سمت مشاور حقوقی فرماندار در آسانسیون، پایتخت کنونی پاراگوئه مشغول خدمت است.

همه ی امید ساما در تمام مدت پنج سال زمان داستان، دریافت ترفیع شغلی و انتقال به شهر سانتیاگو، پایتخت شیلی است؛ امیدی که بر آورده شدن آن گاه بسیار محتمل و گاه به کلی دور از دسترس می نماید. اما جالب است که خود او در هر حال هیچ کاری برای تحقق آرزویش نمی کند بلکه از قضا گاهی به عکس کاری می کند که می تواند آن را به تعویق بیندازد.

وضع به همین منوال است تا آن که در ابتدای فصل پایانی داستان او تصمیم می گیرد برای دریافت ترفیعش کاری صورت دهد و آن کار پیوستن داوطلبانه به گروهی است که به قصد یافتن و دستگیری خلاف کاری افسانه ای به اسم ویکونیا پورتو در جهت  عکس  سانتیاگو در جنوب، عازم  منطقه ای در شمال است.

ساما داستانی قوی با طرحی حساب شده و نقطه ی اوج یا بزنگاهی اگزیزتانسیالیستی است. از قضای روزگار در جمع نیروی اعزامی، ساما تنها کسی است که ویکونیا را دیده و می شناسد. او اما این راز را حتی زمانی که مجرم فراری را در موقعیتی غیر قابل باور و به سهولت قابل دستیابی میابد نزد خود نگاه می دارد تا ناچار در موقعیتی دشوار تصمیمی تعیین کننده بگیرد که می تواند به زندگی یا مرگ وی معنا ببخشد. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: ساما، آنتونیو دی بندتو، ترجمه ی میلاد زکریا، نشر مرکز.