مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

باری دیگر، برایدزهد


باری دیگر، برایدزهد  رمانی است از نویسنده و روزنامه نگار انگلیسی، اولین وو.

 شخصیت اصلی و راوی داستان هنر مند نقاش و در زمان روایت سروان ارتش انگلستان، چارلز رایدر است. داستان یک مقدمه و یک موخره در گذشته ی نزدیک (دوره ی خدمت نظام چارلز) و دوازده فصل در دو کتاب در گذشته ی دور دارد. فاصله ی بین این دو زمان در حدود بیست سال است.

در مقدمه، واحد خدمت چارلز در یک جابجایی سر از برایدزهد در می آورد؛ محلی که چارلز خاطراتی فراوان از آنجا دارد. برایدز هد ملکی اربابی و متعلق به خانواده ی دوست چارلز، سباستین است. چارلز با سباستین در دانشگاه آکسفورد آشنا می شود و بلافاصله محبتی بسیار عمیق نسبت به او در خود احساس می کند. سباستین جوانی بسیار جذاب و خاص است. او که همیشه عروسک خرسی را به همراه دارد معتاد به الکل است و در مسیر اعتیاد خود تا آن جا پیش می رود که خانه و کشورش را ترک می کند و به زندگی قلندر وار در آفریقا رو می آورد. سباستین پسر دوم مارکی ماچمین است. خانواده ی ماچیمن که همچون خود نویسنده از اقلیت کاتولیک انگلستان اند علاوه بر دو پسر شامل دو دختر هم هست؛ جولیا که بعد تر نقشی جدی در زندگی چارلز ایفا خواهد کرد و خواهر کوچک شیرین و باهوش او، کردلیا.

باورهای کاتولیک از مباحث مورد علاقه ی اولین وو است و او در این داستان جذاب و خوش خوان که از جمله ی آثار شاخص ادبی زبان انگلیسی است، عناصر فراوانی را برای پرداختن همه جانبه به این باورها تدارک دیده است: مادری که زنی مقتدر و دیندار است و بار گناهان خانواده را به دوش می کشد( و یادمان هست که گناه در مسیحیت کاتولیک مفهومی کلیدی است)؛ پدری که گناه نخست ترک همسر، خانواده و کشورش را مرتکب شده است؛ شوهری که فرصت طلبانه به منظور ازدواجی سود آور تغییر مذهب را می پذیرد؛ مرد جوانی شورشی که  تلاش می کند ولو به قیمت نابود کردن خود از نیروی جاذبه ی خانواده و سنت های آن بگریزد؛ دختری باهوش و حساس با نگاهی کودکانه و شوخ به سنن مذهبی؛ زنی آزاد اندیش، مردد و ناراضی از زندگی زناشویی، و بالاخره  راوی غیر کاتولیک که همه چیز پس از عبوراز فیلتر نگاه انتقادی او به خواننده می رسد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: باری دیگر، برایدزهد، اولین وو، ترجمه ی سهیل سمی، انتشارات مروارید.


شاه سلیمان

شاه سلیمان، اثر رومن گاری، داستان پیر مردی یهودی و ثروتمند است که در آپارتمانش در پاریس، موسسه ای شبانه روزی را برای کمک به آدم های افسرده و در آستانه ی خودکشی راه اندازی کرده است. سلیمان 84 ساله اما بسیار سالم و سر حال است. او امپراطور شلوار های آماده است و ثروتش را از این راه اندوخته است.

مدت داستان حدود یک سال و زمان آن دهه ی هفتاد قرن بیستم است. راوی داستان راننده ی تاکسی جوانی به اسم ژان است که پس از آشنا شدن با سلیمان تحت حمایت مالی او قرار می گیرد و به استخدامش در می آید.

یکی از وظایف ژان رساندن هدایای موسسه به افراد تحت حمایت آن است و در یکی از همین ماموریت هاست که او با دوشیزه کورا لمنیر آشنا می شود. کورا خانمی مسن است که به تنهایی زندگی می کند و از آشنایان قدیمی سلیمان است. او در جوانی خواننده ای نسبتا مشهور بوده که ستاره ی اقبالش به دلیل ارتباط با یکی از اعضای گشتاپو در زمان اشغال پاریس توسط آلمان نازی رو به افول گذاشته است.

سلیمان که پیش از جنگ عاشق کورا بوده در تمام مدت حضور آلمانها در پاریس، در جایی در پاریس مخفی بوده است. پس از جنگ او کورا را به طور مستقیم و غیر مستقیم مورد حمایت قرارداده اما نتوانسته این گناه که در دوره ی زندگی مخفی به سراغش نرفته را بر او ببخشد.

باری، ژان که از ماجرای سلیمان و کورا اطلاع پیدا می کند، تصمیم می گیرد آن دو را به هم برساند و در این کار از هیچ تلاشی فروگذار نمی کند.

شاه سلیمان همچون دیگر آثار نویسنده، در داستان سرایی و شخصیت پردازی اثری قوی است. اشخاص محوری داستان  که همگی برچسب رومن گاری را برخود دارند، آدم هایی با ویژگی هایی اغراق شده و در عین حال باورپذیر و از آن مهم تر دوست داشتنی اند. ژان با آن که آدمی کم سواد است عاشق لغت نامه است؛ دوست همکار و شریک  تاکسی او آدمی فیلسوف مشرب و روانشناس است؛ و شخصیت اصلی اثر آقای سلیمان، سرگرمی های منحصر به فردی دارد که یکی از جالب ترین آنها خرید کارت پستالهای قدیمی استفاده شده ای است که او خود را مخاطب نوشته های پشت آن ها فرض می کند. برای مثال وقتی پشت کارت پستالی می خواند که زنی به مردی (احتمالا همسرش) توصیه کرده که خود را گرم نگاه دارد، بلافاصله برای خودش ژاکتی گرم می خرد و آن را به تن می کند. او در توضیح و توجیه رفتار خود می گوید:« هشتاد ساله هستم و کسی را ندارم که حتی برایش بگریم. تنهایی وحشتناک، یعنی از دست دادن کسی که به او عشق می ورزیم، ولی از آن وحشتناک تر، تنهایی اندوه باری است  که کسی را برای از دست دادن نداشته باشیم.»28

شاه سلیمان آخرین رمان  رومن گاری است. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: شاه سلیمان، رومن گاری، ترجمه ی کیومرث پارسای، نشر مصدق.

تابستان

تابستان نام رمانی تازه انتشار یافته به فارسی از ادیت وارتون است.

شخصیت اصلی اثر دختر جوانی است به اسم چریتی رویال. اسم خانوادگی رویال، اسم مرد وکیلی است که چریتی را در کودکی باخود از کوه آورده و در این سال ها از او نگه داری کرده است. و کوه مزبور که در جوار دهکده ی محقر محل زندگی چریتی سر بر آسمان افراشته، مکانی نمادین است کاملا خارج از حوزه ی قانون که شایع است پناهگاه بیش از صد نفر آدم فراری است. تماس مردمان کوه نشین با همسایگان خود، منحصر به مواقعی است که نیاز دارند کشیشی بر بالین یکی از هم گنان در شرف موت آنها حاضر شود.

چریتی دختری جسور با روحیه ای سرکش است. او تحمل زندگی کسالت بار روستایی را ندارد و دائما با خود تکرار می کند که از همه چیز متنفر است.

داستان مثل دیگر آثار وارتون شروعی کلاسیک و آرام دارد: « دختری از خانه ی وکیل رویال، در انتهای تنها خیابان نورث دورمر، بیرون آمد و روی پله ی جلوی در ایستاد.

ابتدای بعد از ظهری در ماه ژوئن بود. آسمان شفاف شبیه به آسمان های بهار، بارانی از آفتاب نقره فام بر سقف های دهکده و چراگاه ها و بیشه های کاج فرنگی اطراف آن فرو می ریخت....»

در ابتدای داستان چریتی با مرد جوان غریبه ای برخورد می کند که باد کلاه او را از سرش بر می دارد و به آبگیری در آن نزدیکی پرتاب می کند. جوان که اسم او لوسیوس هارنی است، از بستگان خانم هچرد است که چریتی در کتابخانه ی  موقوفه ی خانوادگی او به صورت نیمه وقت کار می کند. هارنی معمار است و برای طراحی از کلبه های روستایی به آن ناحیه آمده است. ابتدا بین چریتی و هارنی سوء تفاهمی رخ می دهد اما کمی بعد بین آن دو دوستی برقرار می شود که تدریجا بدل به عشق می شود.

ادیت وارتون مهارت فراوانی در ایجاد مثلث های عشقی و عشق های لرزان و در معرض تهدید دارد. در تابستان هم عشق چریتی و هارنی از دو سو در معرض تهدید است. در سمت چریتی رقیبی  با سابقه ی قبلی وجود دارد  که خود چریتی اذعان دارد برای ازدواج با هارنی شایسته تر از اوست. در سمت مردانه ی ماجرا هم آقای رویال که مردی مسن و  تنهاست در خود نسبت به چریتی احساس تمایل کند. چریتی از این احساس مطلع و از آن متنفر است. با این وجود آقای رویال حاضر نیست پا پس بکشد و عرصه را یکسره در اختیار هارنی بگذارد.

نماد پردازی های مناسب، تعلیق های پر کشش ، توصیفات شاعرانه و زیبا، و پایان بندی خوب از جمله نقاط قوت تابستان اند. کتاب را مزدک بلوری به فارسی برگردانده و نشر نی به چاپ رسانده است.

روزنامه خاطرات یک آدم ناقابل


رمان کمدی و مصور روزنامه خاطرات یک آدم ناقابل، از مشهورترین آثار کمدین، نویسنده و آهنگساز انگلیسی، جورج گروسمیت(1912- 1847) است که در کارنامه هنری خود 18 اپرای کمدی، حدود صد قطعه موسیقی، ششصد آواز و قطعاتی برای پیانو، سه کتاب و تعداد زیادی طنز روزنامه ای دارد. کار تصویر سازی کتاب را برادر نویسنده، ویدون انجام داده است.

شخصیت اصلی  اثر چالز پوتر است و داستان چنان که از اسمش پیداست دفترچه ی خاطرات اوست. پوتر رئیس خانواده ی پوتر شامل خود او، همسر محبوبش کری و پسر جوان  ناخلف و حقه بازشان، لوپین است. پوتر کارمندی متوسط الحال است که عاشق ساختن جوک و بیان جملات حکیمانه است.

داستان شامل بیست و چهار فصل است که اسم هر کدام به طور میانگین بیش از یک سطر و شامل رئوس مهمترین اتفاقات آن فصل است. کتاب با در آمدی شروع می شود که در آن آقای پوتر اعلام می کند به رغم آن که از قضای روزگار آدم قابلی نیست قصد دارد خاطرات روزانه ی خود را منتشر کند. او معتقد است خاطره نویسی می تواند به او تشخص بدهد.

زمان داستان حدود پانزده ماه در اواخر قرن نوزده و شروع آن یک هفته پس از آن است که خانواده پوتر در منزل جدید استیجاری خود در یکی از مناطق لندن مستقر می شوند. خانه شش اتاق، یک زیرزمین، سالنی مخصوص صرف صبحانه ، باغچه ای کوچک و یک گل پاک کن دردسر ساز دارد که عامل بسیاری از اتفاقات آغاز داستان است.

از آنجایی که آقای پوتر یک آدم ناقابل است، خاطرات او شامل اتفاقات پیش پا افتاده است. با این وجود داستان از جمله به دلیل شخصیت پردازی خوب و بیان، لحن و تدوین مناسب  اثری جذاب و خواندنی است.

بر اساس این داستان چندین نمایش نامه، یک فیلم کوتاه، دو سریال تلویزیونی و سه نمایش رادیویی ساخته شده است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: روزنامه خاطرات یک آدم ناقابل، جورج و ویدون اسمیت، ترجمه ی شهلا طهماسبی، نشر نو.

مرحوم ماتیا پاسکال


«ما جز گذشته هامان صاحب قطعی هیچ چیز نیستیم»

                         اولین وو، باری دیگر برایدز هد


مرحوم ماتیا پاسکال، اثر لوییجی پیراندلو، رمانی است طنز آمیز و جذاب با پرسش هایی فلسفی در مورد آزادی، هویت و ارتباط هر فرد با گذشته ی خویش. 

شخصیت اصلی و راوی داستان که نویسنده در پرداخت سر و شکل و شخصیت او سنگ تمام گذاشته، مرد جوانی است به اسم ماتیا پاسکال.

 داستان دو مقدمه دارد. در شروع مقدمه اول ماتیا اعلام می کند تنها چیزی که از آن مطمئن است این است که اسمش ماتیا پاسکال است و می افزاید اما زمانی به اهمیت همین اطمینان اندک پی برده که دیگر نمی توانسته مانند گذشته خود را به این نام معرفی کند.

ماتیا در شروع روایت دستیار مسئول کتابخانه ی شهرداری و در حال نوشتن سرگذشت خویش است. در انتهای مقدمه ی اول او وصیت می کند که نوشته هایش پنجاه سال پس از سومین و آخرین مرگ قطعی اش خوانده شود چرا که پیش از این دوبار مرده است!

در مقدمه دوم که عنوانش«(فلسفی) اما بدون بهانه» است او در حال بحث و گفتگویی جالب با رئیس کتابخانه، دون اه لیجیوپه است که بناست دست نوشته ی سرگذشتش را پس از اتمام آن به او بسپارد. خلاصه این که در این بخش دون اه لیجیوپه ماتیا را تشویق می کند که سرگذشتش را بنویسد. ماتیا معتقد است پس از کوپرنیک که با نظریه ی گردش زمین «بشر را طوری خراب کرد که دیگر آبادی بردار» نیست، دیگر خود آدم هم اهمیتی ندارد چه رسد به شرح اعمالش. اما از آنجایی که آدم از نعمت فراموشی برخوردار است و این امر باعث می شود وضعیت اسفناکش به عنوان موجودی ناچیز بر روی دانه ی شنی گردنده را چنان از یاد ببرد که برای تصاحب قطعه زمینی بر روی همین ذره شن با دیگری بجنگد، او می رود سر مطلب و داستانش را شروع می کند.

ماتیا در خانواده ای مرفه بدنیا آمده و در کودکی پدرش را از دست داده است. وضع مالی خانواده پس از مرگ پدر اندک اندک رو به وخامت گذاشته و در بزرگسالی ماتیا به کلی خراب شده است. ماتیا در جوانی ازدواجی فاجعه بار می کند. بدبختی او وقتی به اوج خود می رسد که مادرش را از دست می دهد. ماتیا در این زمان از نظر مالی فقیر و مقروض، و از لحاظ روانی در آستانه ی فروپاشی است. او با اندک پولی که برادرش برای مخارج کفن و دفن مادر فرستاده پا به فرار می گذارد و از قضای روزگار از یک قمارخانه در مونت کارلو سر در می آورد. او که از بازی رولت هیچ نمی داند پولش را در آن بازی به قمار می گذارد و به مدد بخت و اقبال، پس از چند دور به ثروتی کلان دست پیدا می کند؛ ثروتی که می تواند تا پایان عمر زندگی او را تامین کند.

ماتیا تصمیم می گیرد برای اثبات عرضه و لیاقت خود به مادرزنش به خانه بازگردد، اما در مسیر بازگشت با قطار، در یک روزنامه ی محلی با خبر مرگ خود مواجه می شود. او پس از کمی تردید فکر می کند اکنون  که در اثر یک سوء تفاهم او را مرده پنداشته اند فرصتی پیدا کرده تا خود را از شر گذشته ی ناجورش خلاص کند. بنابر این اسم و سابقه ی خانوادگی جدیدی برای خود انتخاب می کند و سر و شکل خود را تغییر می دهد تا زندگی تازه را آغاز کند.

او که به آدریانو مه ایس تغییر نام داده مدتی را در سفر خارجی می گذراند و سپس به کشورش باز می گردد. همه چیز بر وفق مراد اوست تا این که در شبی سرد وبارانی به مرد کبریت فروش با توله سگی نالان و لرزان از سرما برخورد می کند. ماتیا که دلش به حال توله سگ سوخته به مرد پیشنهاد خرید آن را می دهد. مرد موافقت می کند اما ماتیا فکر می کند برای نگاه داشتن سگ باید عوارض بپردازد و برای این کار باید به لحاظ قانونی خود را به ثبت رسانده و رسمیت پیدا کرده باشد؛ کاری که به کلی دور از احتیاط است. او که اکنون با جنبه ی دیگری از آزادی بی حد خود مواجه شده از خرید سگ منصرف می شود و برای نخستین بار پس از تغییر هویت با خود می اندیشد«آزادی با این دامنه ی وسیع گرچه دلنشین است ولی کمی هم ستمگرانه است زیرا حتی اجازه ی خرید توله سگی را نیز به آدم نمی دهد.»

پیش از نیمه ی کتاب، ماتیا که از خانه به دوشی خسته شده در رم مستقر می شود و تصمیم می گیرد نزد خانواده ای پانسیون شود. مالک پانسیون، پاله آری مردی مسن با عقایدی است که زمینه ساز بحث های مفصلی در مورد مرگ و زندگی و ماده و روح  بین او و ماتیاست. خانواده ی میزبان مشکلاتی دارند که ابعاد آن در فضایی پلیسی ـ معمای اندک اندک بر ماتیا روشن می شود. او که پیش از این تصمیم داشت به دلیل شرایط خاصش به زندگی دیگران نزدیک نشود و از هر صمیمیتی بگریزد، درگیر مشکلات آنان می شود و در یک قدمی ازدواج مجدد قرار می گیرد. او اکنون با این پرسش مواجه است که آدمی بدون گذشته چگونه می تواند در آینده فرد دیگری سهیم شود؟ و آیا اساسا بدون داشتن گذشته ای هرچند ناجور و خراب می توان آینده ای داشت؟ این پرسش زمینه ساز مرگ دوم ماتیا این بار تحت نام آدریانو مه ایس می شود و او را در آستانه ی بازگشت به گذشته ی خویش قرار می دهد.

از نکات گفتنی در مورد مرحوم ماتیا پاسکال مطلبی است که پیراندلو تحت عنوان « تذکری در باب بازی های خیال» در پاسخ به منتقدینی که داستانش را غیر قابل باور ارزیابی کرده اند نوشته  و ضمیمه ی داستان است. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: مرحوم ماتیاپاسکال، لوئیجی پیراندلو، ترجمه ی بهمن محصص،  انتشارات امیرکبیر.