
مائوی دوم دهمین و یکی از مطرح ترین رمان های دان دلیلوست.
راوی داستان دانای کل و زمان آن سال های پایانی دهه ی هشتاد قرن بیستم است. نام داستان برگرفته از پرتره ی مائو اثر اندی وارهول است که نسخه ای از آن اوایل امسال در یک حراجی به مبلغ بیش از دوازده میلیون دلار به فروش رسید.
داستان شامل یک پیش درآمد، یک موخره و دوبخش در 14 فصل است. پیش در آمد به مراسم ازدواج دسته جمعی 6500 زوج از پیروان فرقه ای مذهبی به رهبری پیشوایی اهل کره در مراسمی در یک ورزشگاه در آمریکا اختصاص یافته است. یکی از شرکت کنندگان در مراسم ، دختر جوانی به اسم کارن است که در آینده ی داستان نقشی محوری ایفا خواهد کرد. جمله پایانی پیش درآمد حاوی اندیشه ی محوری داستان است: « آینده متعلق است به جمعیت ها».
شخصیت اصلی داستان، بیل گری، داستان نویس مشهوری است که به اتفاق دستیارش، اسکات و معشوقه اش کارن، در انزوای کامل خبری در خانه ای بزرگ و دور افتاده زندگی می کند که محل آن با دقت هرچه تمام تر مخفی نگاه داشته می شود. در شروع داستان اسکات به دستور بیل نزد بریتا که به عکاسی از اهالی ادبیات شهرت دارد می رود و از او می خواهد که برای عکس گرفتن از بیل به خانه او برود. سفر طوری برنامه ریزی می شود که بریتا نتواند آدرس خانه را شناسایی کند.
بیل چند سالی است که کاری چاپ نکرده. او دو سال است که آخرین رمانش را به پایان رسانده اما با وسواسی بی ثمر مشغول باز نویسی و اصلاح آن است: «حالا دیگر برای بقا می نویسم. برای آن که قلبم بزند.» 74
اسکات قویا باور دارد بهتر است این رمان هرگز چاپ نشود چرا که چاپ آن باعث خواهد شد هاله ای که در اطراف بیل ایجاد شده از بین برود: « بیل همین حالا هم در اوج شهرت است. دلیلش را از من بپرس! چون سال های سال است که اثری از او به چاپ نرسیده ... بیل هرچه از صحنه ی ادبیات دورتر باشد بزرگ و بزرگ تر می شود.»80
بریتا حلقه ی ارتباط مجدد بیل با دوست و ناشر آثارش، چارلی می شود. چارلی رئیس کمیته ی عالی در زمینه ی آزادی بیان است. او به بیل اطلاع می دهد که شاعری جوان و گمنام، اهل سوئیس در جریان جنگ داخلی لبنان توسط یک گروه چریکی مائوئیست لبنانی به اسارت گرفته شده است و از او می خواهد با حضور در یک مصاحبه ی مطبوعاتی در لندن به آزادی گروگان کمک کند. بیل که پیش از این با پذیرش عکس گرفتن از خود قصد خروج از انزوا را داشته با شنیدن ماجرای شاعر سوئیسی خود را با تمام قوا درگیر آن می کند.
مائوی دوم ـ همچون دیگر داستان های دلیلوـ اثری است به لحاظ ساختاری پیچیده و از جهات نظری روشنفکرانه و نظریه پردازانه. همپای نظریه ی تعلق آینده به جمعیت ها، موقعیت تروریست ها در جهان حاضر از دلمشغولی های دلیلو در این داستان است:
«رمان نویس ها و تروریست ها از یک جهت پیوندی غریب با هم دارند... سال ها پیش، پیش خودم خیال می کردم که رمان نویس توان آن را دارد که حیات درونی فرهنگ را تغییر بدهد. حالا می بینم که بمب سازها و اسلحه به دستان آن قلمرو را به تصرف خود درآورده اند. آنها آگاهی انسان را هدف قرار داده اند و به آن حمله ور شده اند.» 64
«آن چه را تروریست ها به دست می آورند، رمان نویس ها از دست می دهند. تاثیر آنان بر خودآگاه جمعی بشر در جایی اوج می گیرد که نقطه ی افول ما رمان نویس ها در مقام شکل دهندگان به احساس و تفکر انسان ها به حساب می آید. خطری که آنان به نمایش می گذارند در تقابل با عجز ما در زمینه ی خطرناک بودن قرار می گیرد.»218
مائوی دوم ترجمه ی مجتبی ویسی است و انتشارات بوتیمار آن را به چاپ رسانده است.
آبان1396

دژ، اثر پزشک و نویسنده ی انگلیسی ای. جی. کرونین یکی از نخستین و معروفترین رمان ها با موضوع اخلاق پزشکی است.
داستان شروعی دارد که بی شباهت به شروع شاهکار داستایفسکی، ابله نیست: «در واپیسن ساعات بعد از ظهر یک روز پاییزی اکتبر 1921، مرد جوان ژنده ای از پنجره ی کوپه ی درجه سه ترنی تقریباً خالی، که از سوانسی به سمت بالای دره پن ول راه می پیمود، با کنجکاوی به بیرون خیره شده بود.»
مرد جوان ژنده پوش، شخصیت اصلی داستان آندرو مانسون است؛ پزشک جوان، بی چیز و آرمان گرایی که پس از فراغت از تحصیل می رود تا حرفه ی طبابت را به عنوان دستیار پزشک در شهرکی معدنی به اسم بلن لی به عنوان دستیار پزشکی قدیمی شروع کند.
مانسون در بلن لی با دونفر آشنا می شود که در زندگی او نقشی اسای ایفا خواهند کرد. اولین نفر پزشکی شورشگر، الکلی و بی اعتقاد به روش های مرسوم طبابت به اسم فیلیپ دنی است و دیگری خانم معلم جوانی به اسم کریستین بارلو. مانسون در اولین شغل خود کوشا و موفق ظاهر می شود، با این وجود به دلیل سر پرشور و زبان تندی که دارد دچار دردسرهایی می شود.
دژ رمانی خطی، حجیم و شامل چهار کتاب است که تماماً توسط دانای کل روایت می شود. در شروع کتاب دوم مانسون در شهری باز هم معدنی اما بزرگتر به عنوان پزشکی مستقل مشغول خدمت می شود. او در آستانه ی ورود به شهر جدید ازدواج کرده است. مانسون در این بخش نتایج تحقیقاتش بر روی یکی از بیماری های معمول ریوی معدنکاران را منتشر و امتحانات تخصصی لازم برای ارتقای رتبه ی حرفه ای اش را با موفقیت پشت سر می گذارد.
در کتاب سوم مانسون به دعوت اداره ی حفاظت از معادن ذغال سنگ و فلزات در لندن ساکن می شود. شغل تحقیقاتی پیشنهادی از سوی اداره ی مزبور که کاری حاشیه ای و کم دردسر است چنگی به دلش نمی زند. او مجددأ به طبابت رو می آورد و در لندن مطبی برای خودش دایر می کند. حضور و طبابت در لندن به نقطه ی عطف زندگی مانسون تبدیل می شود. در کتاب چهارم که حجیم ترین بخش داستان است او اندک اندک راه های ثروتمند شدن از طریق طبابت را از همکاران پیشکسوت خود می آموزد و به میزانی که در این را پیشرفت می کند از آرمان های خود فاصله می گیرد.
کار مانسون اما با ثروتمند شدن به پایان نمی رسد. حادثه ای لازم است تا او را به خود بیاورد و به مسیری که زمانی آرزوی پیمودنش را داشت باز گرداند. آن حادثه به شکلی قاطع و مؤثر رخ می دهد و زندگی او و اطرافیانش را به کلی دگرگون می کند.
آبان 1396
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: دژ، ای.جِی کرونین، ترجمه ی فریدون مجلسی، انتشارات نیلوفر.

جورج الیوت پیش از آن که به تشویق شریک زندگی اش جورج هنری لوئیس به داستان نویسی رو آورد، روشنفکری با اشتغالات جدی فلسفی بود که تجربه ی سردبیری یک نشریه معتبر و ترجمه ی چند اثر فلسفی، از جمله سرشت مسیحیت اثر فوئرباخ را در کارنامه ی خود داشت. او که با نخستین داستان های دنباله دارش به نام صحنه هایی از زندگی کشیشان به شهرت رسیده بود، با اولین رمانش ادام بید، به قول نشریه ی تایمز، بلافاصله در زمره ی استادان فن قرار گرفت.
ادام بید داستانی با محوریت مرد جوانی به همین نام در منطقه ای روستایی در انگلستان اواخر قرن هجدهم و اوایل قرن نوزدهم است.
ادام بید نجاری ماهر، ساده دل و خوش طینت است که در طول داستان به دوزن دل می بندد. عشق نخست او به دختری زیبارو و از این جهت مثال زدنی به اسم هتی، با دخالت ارثر دانیتورن، ارباب جوانی از دوستان ادام بی نتیجه می ماند. عشق دوم او به دختری به اسم دایاناست که همچون دورتا بروک در شاهکار نویسنده، میدل مارچ، نقشی مهم در زندگی دیگر اشخاص داستان ایفا می کند. دایانا واعظ متدیست است. او به زبان انجیل سخن می گوید و به این ترتیب این امکان را به الیوت می دهد تا دانش وسیعش از مسیحیت را جای جای داستان بکار گیرد.
ادام بید رمانی نسبتا حجیم در شش بخش و پنجاه و پنج فصل با نام است. فصل های داستان به تناوب به اشخاص محوری و ماجراهای ایشان اختصاص یافته است.
یکی از ویژگی های جالب توجه ادام بید این است که الیوت در آن در خلال داستان و در یک فصل مجزا که عنوان آن «وقفه ای در داستان» است به تفصیل دیدگاه هاش را در مورد انسان، هنر به طور عام و ادبیات به طور خاص بیان می کند.
او که فصل قبل را با گفتگوی کشیش منطقه، آقای اروین با ارثر دانیتورن به پایان رسانده، در آغاز این فصل از قول یکی از خوانندگان فرضی داستان، خطاب به خود می گوید:« بسیار آموزنده تر می بود اگر کاری می کردی که جناب کشیش با چند کلمه حرف حساب در عالم دین و مذهب به ارثر دانیتورن پند و اندرزی می داد. می توانستی قشنگ ترین حرف ها را در دهانش بگذاری... حرف هایی به خوبی وعظ و خطابه.» و چنین پاسخ می دهد:« ای منتقد منصف من، مسلما می توانستم همین کار را بکنم، به شرط این که رمان نویس زیرک تری می بودم و مجبور تمی شدم وفادارانه و چهار دست و پا از طبیعت و واقعیت تبعیت کنم. بلکه قدرت می داشتم همه چیز را طوری نمایش بدهم که هرگز نه بوده اند و نه خواهند بود. بله، در این صورت، شخصیت های داستانم یکسره در اختیار خودم می بودند و می توانستم بی عیب و ایرادترین نوع کشیش را انتخاب کنم ... اما لابد تا این جا متوجه شده ای که من چنین رسالت والایی را به عهده نگرفته ام و دلم می خواهد فقط شرح آدم ها و چیزها ارائه بدهم، آن طور که در آینه ی ذهنم انعکاس میابد... انگار که در جایگاه شهود نشسته ام و با سوگندی که یاد کرده ام دیده ها و شنیده هایم را بازگو می کنم. » و می افزاید« من اگر حق انتخاب می داشتم، حاضر نمی بودم که بشوم آن رمان نویس زیرک که می تواند دنیایی بسازد و بپردازد بهتر از این دنیایی که در آن من و تو صبح ها از خواب بیدار می شویم تا به کار روزانه مان بپردازیم... به این ترتیب، من خرسندم از بازگویی داستان ساده ام، و نمی کوشم قضایا را بهتر از آنچه هست جلوه بدهم. من نگران هیچ چیز نیستم جز کذب و تحریف... گفتن کذب بسیار آسان است، گفتن حقیقت بسیار دشوار.قلم راحتی سرخوشانه ای دارد هنگامی که شیردالی ترسیم می کند... هرچه پنجه ها بلندتر و بال ها بزرگ تر باشند چه بهتر. اما آن راحتی شگفت آوری که ما آن را با استعداد یا نبوغ اشتباه می گیریم، ممکن است ما را تنها بگذارد هنگامی که می خواهیم شیر واقعی بی بال و پر را نقاشی کنیم.*»
پیش از این در جایی از دین هاولز نقل کرده ام که هنری جیمز و جورج الیوت شبیه ترین نویسندگان در تحلیل انگیزش های شخصیت های داستان و دقت نظر در باره ی تغییرات ناگهانی آنها چه قبل و چه بعد از بروز حقایق داستانند؛ با این تفاوت که برای جیمز هدف هنری و برای الیوت هدف اخلاقی مهم تر است.
هدف اخلاقی الیوت از نوشتن به شیوه ای که خود در فصل یادشده به تفصیل از آن سخن گفته چیست؟ هدف او در یک کلام جلب حس هم دردی در آدم ها نسبت به یکدیگر است. ادام در عشق اولش شکست می خورد. احساس نخست او در مواجهه با این مسئله درد توام با نفرت از دوست دیرنه اش ارثر دانیتورن است. او در کوره ی این درد و نفرت گداخته می شود تا به بلوغ ذهنی و عاطفی برسد. پس از ماجرای هتی او دیگر آن آدم خوش خیال سابق نیست. ادام با خود فکر می کند:«[ارثر دانیتورن] دیگر برای من آن آدم قبلی نیست و من نمی توانم احساس سابق را به او داشته باشم. خدا به دادم برسد! نمی دانم که احساس سابق را به هیچ کس دیگر هم دارم یا نه. انگار کارم را از جای اشتباه اندازه می گرفتم و حالا باید همه چیز را دوباره اندازه بگیرم»*. اما او در این مرحله نمی ماند و از درد به همدردی گذر می کند که به قول الیوت «برترین نگرش و برترین عشق ما را درخود جای می دهد.»666
مهر1396
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*صفحه 440
مشخصات کتاب: ادام بید، جورج الیوت، ترجمه ی رضا رضایی، نشر نی.

خانواده موسکات که ترجمه ی فارسی آن اخیرا روی پیشخوان کتاب فروشی ها قرار گرفته یکی از آثار شاخص آیزاک باشویس سینگر است.
مکان داستان لهستان (عمدتاً ورشو)، محیط اجتماعی آن کاملا یهودی و زمان آن کمابیش فاصله ی جنگ های جهانی اول و دوم است. داستان ده بخش، تعداد زیادی فصل و تعداد پرشماری زیر فصل دارد و راوی آن به جز معدود قسمت هایی که به طور مستقیم از دفتر خاطرات یا نامه های برخی از اشخاص نقل شده، دانای کل است.
داستان با اسم مشولام موسکات شروع می شود که بزرگ خانواده ای یهودی و ثروتمند در گتوی یهودیان ورشو است. مشولام موسکات در شروع داستان برای سومین بار ازدواج کرده و به همراه همسر جدیدش و دختر او از کارلسباد که برای استفاده از چشمه های آب گرم معدنی به آنجا سفر کرده بود، به ورشو باز می گردد. او مردی مقتدر است که کمابیش اداره ی تمامی امور خانواده ی بزرگ خود از امور اقتصادی تا ازدواج و طلاق فرزندان و نوه ها را به عهده دارد.
خانواده موسکات رمانی پر شخصیت است. داستان در کنار شخصیت اصلی، چندین شخصیت محوری و تعداد زیادی اشخاص پیرامونی دارد که همانطور که اشاره شد اکثر قریب به اتفاق آنها یهودی اند.
شخصیت اصلی اثر، آسا هشل، مرد جوان نابغه ای سردرگم و افسرده حال از خانواده ای روحانی است که از او انتظار می رود تا اسپینوزای ثانی باشد. او که از جهاتی بی شباهت به شخصیت اصلی رمان دیگر سینگر، دشمنان نیست*، با یک توصیه نامه و نسخه ای از اخلاق اسپینوزا به زبان عبری در جیب، از روستای محل تولد خود پا به ورشو می گذارد تا در آن شهر فلسفه بخواند. آسا هشل در بدو ورود به آن شهر به طور کاملا اتفاقی با آبرام شاپیرو، یکی از دامادهای موسکات که از اشخاص محوری و یکی جالب ترین تیپ های داستان است آشنا می شود و به واسطه ی او به خانواده موسکات راه میابد.
خانواده موسکات اثری واقع گرایانه و اجتماعی از نوع تلخ و بد بینانه است. داستان در واقع شرح زوال خاندان موسکات، و در نمایی دورتر، زوال فرهنگ دیرپای یهودیان اروپا در اثر توفان های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی است که آن قاره را در آن سالها درنوردیده است. این اثر حجیم و پرکاراکتر از نظر داستانسرایی ـ که به عقیده ی ای. ام. فورستر مهمترین جنبه رمان است ـ اثری بسیار غنی است. داستان علاوه بر این، ضرباهنگ تغییر یابنده ی مناسب و برش ها و پرش های زمانی به جا و به اندازه ای دارد که در مجموع باعث شده به رغم حجم زیاد، کشش خود را تا آخرین صفحات و واپسین کلمات حفظ کند.
کتاب در کنار جذابیت های فراوان داستانی، گونه ای دائرة المعارف فرهنگ یهودی است و از این نظر فرصتی کم نظیر برای آشنایی با عادات و آداب فراوان این قوم باستانی از اعیاد و عبادات آنها تا ساده ترین کارهایشان نظیر نحوه ی خوابیدن، دست و رو شستن ودوشیدن شیر است.
مهر1396
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
*هر دو شخصیت آدم هایی بدبین و بلاتکلیف اند و در زندگی هر دو در یک زمان یک همسر سابق، یک همسر کنونی و یک زن تازه حضور پیدا می کنند.
مشخصات کتاب: خانواده موسکات، آیزاک باشوییس سینگر، ترجمه ی فریبا ارجمند، انتشارات روزنه.

نازارین نخستین رمان ترجمه شده به فارسی از نویسنده ی سرشناس اسپانیایی قرن نوزده و اوایل بیست، بنیتو پرث کالدوس است که در کارنامه ی ادبی پربار خود هفتاد و هفت رمان، بیست و یک نمایش نامه، یک زندگی نامه، تعدادی داستان کوتاه و مقالات متعددی در موضوعات مختلف دارد و به گفته ی مترجم کتاب، کاوه میرعباسی، در اسپانیا همان منزلتی را دارد که بالزاک در فرانسه، دیکنز در انگلستان و داستایفسکی در روسیه از آن برخوردارند.
نازارین که بخشی از شهرت دیرهنگامش را مدیون فیلم سینمایی ساخته شده بر اساس آن توسط لوئیس بونوئل است، داستان کشیش عرب تبارِ قدیس مآبی به همین نام است که گالدوس او را آشکارا تحت تأثیر دن کیشوت خلق کرده است.
هرکجا صحبت از دن کیشوت باشد باید دنبال یار و همراه او سانچوپانزا هم بود که سروانتس در مقدمه ی شاهکار خود در باره ی او گفته است اگر نخواهد از بابت معرفی اربابش، آن پهلوان شریف و محترم به عالم بر کسی منت بگذارد، معهذا باید از این که او را به ما شناسانده از وی ممنون باشیم. آری نازارین هم سانچوپانزای خود را دارد؛ آن هم نه یکی، بلکه دوتا و از نوع مؤنث که یکی از ایشان سرمنشأ مشکلات او و سرآغاز استحاله اش از کشیشی پاک دل و بی چیز به یک قدیس است.
نازارین (همچون سلف خود، دن کیشوت) با راوی اول شخصی شروع می شود که در تغییر و تبدیلی عمدی ـ در پایان بخش اول ـ جایش را به دانای کل می دهد. راوی در شروع داستان به اتفاق دوست خبرنگارش(رپرتر) به محله ای فقیر و بدنام می رود و در آنجا نخستین بار در حالی با نازارین برخورد می کند که او به خانم صاحب خانه اش، چانفاینا که پدیده ای به یادماندنی است، اعلام می کند کسی تمام اموال مختصرش را به سرقت برده است و پس از آن که سرزنش های ناجور و آب نکشیده ی چانفاینا را می شنود، آرزو می کند خدا پشت و پناه سارق اموالش باشد که بتواند آنچه را از او سرقت کرده در راه صواب! استفاده کند.
گرفتاری نازارین از آنجا آغاز می شود که او شبی ناگزیر به زنی بدکاره و مجروح پناه می دهد. زن که آندرا نام دارد در نزاعی با زنی مثل خودش او را با چاقو زده و متواری شده است. نازارین آندرا را پناه می دهد و مداوا می کند. آندرا پس از بهبودی با این نیت خیر که کشیش لو نرود، خانه ی او را آتش می زند و متواری می شود. شعله های آتش به خانه های همجوار سرایت می کند و غوغایی به پا می شود که آن سرش ناپیدا.
نازارین که سرپناه خود را از دست داده چندی به این و آن پناه می برد و چیزی برای خوردن گدایی می کند. شرایط دشوارش او را به یاد رنج های سرورش عیسی میسیح می اندازد. او به شهر (مادرید) و آدم های آن پشت می کند و در پی تزکیه نفس با پای برهنه و لباسی ژنده همچون قدیسان سر به بیابان می گذارد. آندرا و زنی دیگر به اسم بئاتریث در راه به او می پیوندند و شریک زندگانی پر درد و رنج و پر خطری می شوند که او آگاهانه برای خویش رقم می زند.
نازارین به رغم شخصیت اصلی غریب آن، اثری واقع گرایانه، اجتماعی و انتقادی است. زبان کتاب طنز آمیز و شیرین و داستان آن بسیار غنی و جذاب است.
شهریور1396
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: نازارین، بنیتو پرث کالدوس، ترجمه ی کاوه میر عباسی، نشر مرکز،چاپ دوم، 1395.