مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

برف بهاری ـ یوکیو می شیما



برف بهاری نخستین کتاب از چهارگانه ی دریای حاصلخیزی است.

داستان با این جملات شروع می شود:« در مدرسه هرگاه صحبت به جنگ ژاپن و روسیه کشیده می شد، کی یو آکی ماتسوگائه از صمیمی ترین دوستش شیگه گونی هوندا می پرسید که چقدر از وقایع آن زمان را به یا می آورد.«

کی یو آکی ماتسوگائه شخصیت اصلی داستان و شیکه گونی هوندا از اشخاص محوری آن و عامل اصلی ارتباط دهنده ی چهار کتاب دریای حاصلخیزی است. جنگ ژاپن و روسیه که ذکر آن رفته است به مجموعه ی نبردهایی دریایی اطلاق می شود که در سالهای 1904 و1905 بین دو کشور درگرفت و ژاپن که تنها سه دهه پیش از آن با اصلاحات امپراطور می جی  دوره ی انزوای هفتصد ساله ی تحت نظام فئودالی شوگان ها را پشت سر گذاشته بود، با پیروزی در آن به عنوان قدرتی توسعه طلب پا به صحنه ی رقابت های استعماری جهانی گذاشت.

کی یو آکی که دو عموی خود را در جنگ یادشده از دست داده، در شروع داستان پسر جوانی هژده ساله است. او تنها فرزند خانواده ای ثروتمند و نسبتاً نو کیسه است که مالک ملکی بسیار وسیع، با باغی زیبا و مشهور در پایتخت است. پدر کی یو آکی چند سالی او را نزد خانواده ای با ریشه های اشرافی امّا در حال زوال و نه چندان ثروتمند به نام آیاکورا گذاشته اند تا آداب و سنن ملی، اشرافی و درباری را بیاموزد. خانواده ی آیاکورا دختری به اسم ساتوکو دارد که دو سال از کیو آکی بزرگتر است و کیو آکی و او بخشی از کودکی خود را با هم گذرانده اند. برف بهاری که عاشقانه ترین کتاب دریای حاصلخیزی است، داستان عشق شور انگیز و تراژیک این دو است به یکدیگر.

 کیو آکی در زمان داستان معلم سرخانه ای دارد به اسم اینوما که در کتاب های بعدی هم ایفای نقش خواهد کرد. کیو آکی برخلاف پدرش که مردی عیاش و خوشگذران است و در این راه تا آنجا پیش رفته که معشوقه اش را به صورت علنی در منزلی در کنار ملک خود اسکان داده ، در معاشرت با جنس مخالف پسری بی تجربه و بی دست و پاست.

 مناسبات کی و آکی و ساتوکو عجیب و پرتنش است. در حالی که از جهاتی به نظر می رسد آن دو یکدیگر را دوست دارند، از جهاتی دیگر و به خصوص از زاویه نگاه کیو آکی به نظر می رسد ساتوکو قصد آزار او را دارد. سرنوشت رابطه ی پر فراز و نشیب این دو در نهایت با دو نامه رقم می خورد؛ یکی که بنا نیست خوانده شود ولی خوانده می شود و دیگری که به عکس باید خوانده شود اما نخوانده به آتش سپرده می شود. در فاصله ی بین این دو نامه بر آنها مسلّم می شود که عاشق یکدیگرند. آن دو بدون اطّلاع خانواده ها و به کمک ندیمه ی ساتوکو و هوندا به دیدار یکدیگر می روند و در سرخوشی و سرمستی عشقشان غرق می شوند. امّا این  آغاز راه طولانی و دشوار دلدادگیِ متقابل آنهاست؛ راهی که حضور خواستگاری از خانواده ی سلطنتی برای ساتوکو یکی از جدی ترین موانع  آن است.

از ماجراهای ظاهراً فرعی اما در واقع کلیدی برف بهاری، حضور دو شاهزاده از خانواده ی سلطنتی تایلند در مدرسه ی  کیو آکی است. زمانی که کیو آکی، هوندا و دو شاهزاده به منزل ویلایی ساحلی خانواده ی کیوآکی می روند دو اتفاق مهم رخ می دهد. نخست آن که هوندا با عقاید بودایی در مورد تناسخ (که می شیما خود به آن باورداشت) آشنا می شود و دیگر این که در ساحل بر روی بالاتنه برهنه ی کیو آکی سه خال واضح در موقعیتی خاص نسبت به یکدیگر در زیر بغل و سینه ی چپ او توجه هوندا را به خود جلب می کند.

در پایان این کتاب دفترچه خاطراتِ حاوی خواب ها و رویاهای کیو آکی  به دست هوندا می رسد؛ این دفترچه  که او آن را تا آخرین کتاب مجموعه حفظ خواهد کرد، نقشی به سزا در زندگی آتی وی و در روند داستان ایفا خواهد نمود.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: برف بهاری، یوکیو می شیما، ترجمه ی غلامحسین سالمی و سمیّا صیقلی، انتشارات نگاه.

دریای حاصلخیزی


حاصل عمر بیست و دو ساله ی ادبی یوکیو میشیما که از برجسته ترین چهره های ادبیات مدرن ژاپن و جهان شناخته می شود، دویست و پنجاه و هفت اثر از جمله شامل سی و سه نمایش نامه، چندین مجموعه شعر، دو سفرنامه، چندین مجموعه مقاله، یک اپرا، پنجاه جلد داستان های کوتاه و چهل رمان است. رمان زوال فرشته، آخرین کتاب از چهارگانه ی دریای حاصلخیزی، آخرین اثر منتشر شده در زمان حیات از اوست. پیش ازپایان یافتن این شاهکار سترگ که وصیت نامه ی او نیز به شمار می رود، به یکی از دوستانش گفته بود که احساس می کند خلاء بزرگی وجودش را فرا گرفته و پس از پایان گرفتن داستان کار دیگری نخواهد داشت جز آن که به زندگی خویش پایان دهد.

او که قهرمان کاراته بود در سال 1968 انجمنی تأسیس کرد( که در کتاب دوم دریای حاصل خیزی قرینه ای دارد)، شامل یکصد مرد شمشیرزنِ مسلط به کلیه ی فنون رزمی که شعارشان وفاداری به امپراطور، احترام به آداب و سنن ملی، بدنسازی و هنرهای رزمی بود. او با نقشه ی قبلی و به قصد خودکشی به اتفاق تعدادی از اعضای انجمن در روز 25 نوامبر سال 1970 به پادگان توکیو حمله کرد. می شیما و یکی از دوستانش به اتاق ژنرال فرمانده ی پادگان حمله بردند و وی را به گروگان گرفتند. سپس به بالکن اتاق فرمانده رفتند و او به خواندن بیانیه ای پرداخت که در آن صحبت از لزوم تغییر دولت و بازگشت به روزهای خوب گذشته بود. می شیما سپس دست به هاراگیری زد و در پایان دوستش دراجرای یکی از دو روش پایان هاراگیری، با شمشیری سر او را از تنش جدا کرد.

دریای حاصلخیزی به ترتیب شامل چهار کتاب برف بهاری، اسب های لگام گسیخته، معبد سپیده دم و زوال فرشته است که در فاصله ی سال های 1965 تا 1970 به تدریج نوشته و منتشر شده اند. این چهار رمان با وجود آن که می توانند به عنوان آثاری مستقل خوانده  شوند، دارای طرحی یک پارچه و اشخاصی مشترک اند.

چهار کتاب مجموعه با پرش هایی زمانی در فاصله ی اویل دهه ی دوم قرن بیستم تا دهه ی هشتم همین قرن و در دوره ی دو امپراطور، تایشو و هیروهیتو می گذرد. در شروع مجموعه، امپراطور می جی که بانی مدرن سازیِ سریع به سبک غربیِ ژاپن است به تازگی درگذشته است. اصلاحات می جی به رغم دستاوردهای چشمگیر آن با مخالفت های جدی در میان ملی گرایان سنت گرا مواجه شد؛ مخالفت هایی که کمابیش در هر چهار کتاب دریای حاصلخیزی از آن یاد می شود و در کتاب دوّم بن مایه ی اصلی داستان است. دریای حاصلخیزی در مجموع اثری نوستالژیک، فلسفی، آئینی و شاعرانه، همراه با توصیفاتی بسیار زیبا و جاندار از مناظر طبیعی سرزمین ژاپن است که نشانگر عشق مفرط می شیما به میهن خویش است. 

 چهار کتاب دریای حاصلخیزی به همت غلامحسین سالمی( کتاب اول به اتفاق سمیّا صیقلی) به فارسی ترجمه و توسط انتشارات نگاه منتشر شده است.

مون بزرگ

مون بزرگ که در زمره ی برجسته ترین کلاسیک های ادبیات فرانسه شناخته می شود، تنها رمان خالق جوان درگذشته اش آلن فورنیه است.

داستان شامل سه بخش و چهل و شش فصل است و توسط راوی شخصیتی از اشخاص داستان روایت می شود. او فرزند و شاگرد مدرسه ای تک کلاسه است که توسط پدرش، آقای سورل اداره می شود. مکان داستان مناطقی روستایی در فرانسه و زمان آن اواخر قرن نوزدهم است.

داستان با حضور شخصیت اصلی آن، آگوستن مون، در مدرسه و خانه ی راوی که در همان مدرسه واقع است شروع می شود. مون که پسری قدبلند و خوش سیماست در خانه ی آقای سورل پانسیون می شود و راوی و تعداد دیگری از شاگردان مدرسه از همان ابتدا تحت تأثیر جاذبه ی او قرار می گیرند.

اتفاقی که نیروی پیش برنده ی داستان را تامین می کند غیبت کوتاه مدت و بدون اجازه ی مون از مدرسه است. او در اثنای این غیبت از قلعه ای نسبتاً باشکوه در مکانی دور و ناشناخته سر در می آورد و در آنجا در فضایی ابهام آلود و کمابیش سوررئال در یک مهمانی که به بالماسکه ای با لباس های عجیب و قدیمی شبیه است با دختری زیبا و مرموز به اسم ایوون دوگاله آشنا می شود و به او دل می بازد. تمام فکر و ذکر مون پس از بازگشت به مدرسه یافتن آن مکان رؤیایی و رفتن به آنجاست و راوی در این تلاش یار و یاور وفادار اوست.  

داستان علاوه بر مون، راوی و ایوون، شخصیت محوری دیگری هم دارد که سرنوشت مون در طرح به تدریج گسترش یابنده ی داستان به شکلی اسرار آمیز که در پایان گره گشایی می شود با او مرتبط می شود. این فرد برادر ایوون، فرانتس است و او به همراه خود دختری دیگر را به جمع اشخاص محوری وارد می کند. مون در اثنای حضور در قلعه متوجه می شود که مهمانی در حال برگزاری به فرانتس مربوط است که خود در آنجا حضور ندارد. در اواخر حضور مون در قلعه او یادداشتی میابد که توسط فرانتس نوشته شده است:« نامزدم گم شده و به من پیغام داده که نمی تواند همسر من باشد. گفته که شاهزاده نیست، یک دختردوزنده است. نمی دانم چه کنم. می روم. دیگر میلی به زندگی ندارم...»

به رغم این محرک مون در جستجوی ایوون عشق است، مون بزرگ اثری عاشقانه نیست. داستان دارای پیچش  ها یی  راز آمیز و نوعاً دراماتیک است که با طبیعت تصمیمات جوانانه ی شخصیت اصلی قابل  توجیه است تا با عشق.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: مون بزرگ، آلن فورنیه، ترجمه ی مهدی سحابی، نشر مرکز.

ایوب


ایوب اثر یوزف روت  باز خوانی  مدرن داستان ایوب به روایت عهد عتیق و بن مایه ی  آن معجزه است.

مکان شروع داستان شهرکی خیالی به اسم چوخنوف واقع در روسیه ی تزاری در اواخر قرن نوزده و اوایل قرن بیستم است.

شخصیت اصلی داستان مردی به اسم مندل سینگر است. او  مکتب خانه داری ساده و مؤمن است که همچون اجدادش به شغل آموزش عهد عتیق به کودکان اشتغال دارد. خانه و مکتب خانه ی او یک جا و تنها شامل یک اتاق است. در شروع داستان سینگر دارای همسر، دو فرزند پسر و یک  دختر همگی در سنین کودکی است. در زندگی او همه چیز چنان است که باید باشد تا آن که فرزند چهارمش به دنیا می آید؛ پسری از لحاظ ذهنی و جسمی عقب مانده که نام منحیم را بر او می گذراند و سینگر تولّدش را نشانه ی مجازات الهی قلمداد می کند.

سینگر با آرامش و وقار مجازاتی را که فکر می کند خداوند برایش مقرر داشته تحمّل می کند و حاضر نمی شود منحیم را برای معالجه به بیمارستان شهر بفرستد. همسرش دبوره امّا حاضر نیست تن به قضا دهد. او با پس اندازی که پنهان از شوهر دارد پا به راه می گذارد و منحیم را به امید شفا یافتن نزد مردی مقدس می برد. مرد در صحنه ای دراماتیک در مورد منحیم چنین پیش گویی می کند که او پس از سال ها« شفاخواهد یافت...درد او را دانا تر خواهد کرد، زشتی، او را مهربان خواهد کرد، تلخی، او را ملایم خواهد کرد و بیماری او را قوی خواهد کرد...» و تأکید می کند که مادر نباید فرزندش را رها کند.

منحیم بزرگ می شود امّا نشانه ای از بهبودی در او مشاهده نمی شود. در سنین کودکی تنها کلمه ای که او قادر به گفتن آن است « مامان» است. وضعیت منحیم تاثیری عمیق بر دبوره و مناسبات او با سینگر می گذارد.

خانواده ی سینگر طی ماجرایی که در آن یکی از پسرانش نقش اصلی و دخترش نقشی فرعی دارد، سر از آمریکا در می آورد و منحیم و یکی از برادران او را در روسیه جا می گذارد.

آنان در نیویورک و در محله ای یهودی ساکن می شوند. به فاصله ای اندک اخباری خوش از روسیه و از منحیم و فرزند دیگر می رسد و هم زمان اوضاع اقتصادی پسر ساکن نیورک رو به به بهبودی می گذارد. در این زمان جنگ اول جهانی در اروپا به اوج گسترش خود رسیده امّا آمریکا هنوز وارد جنگ نشده است.

روت حضور آمریکا در جنگ جهانی را نقطه ی عطف آغاز مصیبت های ایوب گونه ی سینگر قرارداده است. مصایب یکی پس از دیگر بر سینگر آوار می شوند و  او که همچون ایوب قادر به تحمل آن چه مجازات الاهی قلمداد می کند نیست، ایمانش را می بازد.

پرسش اساسی داستان که پیش از این و با تولّد منحیم به نحوی کمرنگ تر و پس از مصایب سینگر به نحوی بارزتر مطرح می شود این است که آیا در روزگار ما هنوز امکان وقوع معجزه وجود  دارد یا خیر؟

پاسخ برخی از دوستان سینگر به این پرسش منفی، بعضی مثبت و تعدادی مشروط است. روت امّا پاسخ خود را با داستانی داده است که در اختیار ماست؛ اثری تأثیر گذار و فراموش ناشدنی که اشتفان تسوایک در باره اش گفته است: « فراتر از رمان و حکایت است، ادبیات ناب و کاملی است که قطعاً هرآن چه ما معاصرانش پدید آورده و نوشته ایم، در نوردیده است. در انسجام ساختار، در ژرفای احساس، در موسیقی زبان، سخت بشود بر آن پیشی گرفت.» 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: ایوب، یوزف روت، ترجمه ی محمد همتی، نشر نو.

گالاپاگوس


گالاپاگوس رمانی طنز آمیز، کنایی و به شدت انتقادی است از کورت ونه گات.

زمان داستان سال 1986 و زمان روایت یک میلیون سال پس از آن است. داستان توسط راوی مشکوکی روایت می شود که هویت او به تدریج تا پایان داستان بر خواننده آشکار می شود و بیش از یک میلیون سال از عمر، یا بهتر است گفته شود از حضورش بر زمین، می گذرد. او از روزگار ما به عنوان عصر مغزهای گنده یاد  می کند و معتقد است مشکل اصلی انسان بزرگ شدن بیش از حد مغز اوست که عملا از کارایی آن کاسته است.

ماجرای اصلی داستان سفری دریایی به جزایر گالا پاگوس است که با تبلیغات فراوان توسط مؤسسه ای آمریکایی برنامه ریزی شده است و بناست جمعی از مشهور ترین چهره های آمریکا از جمله ژاکلین کندی و هنری کیسنجر در آن حضور داشته باشند. درست در آستانه ی انجام سفر، بحرانی اقتصادی آغاز می شود که دامنه ی آن سراسر جهان را فرا می گیرد و از جمله اکوادور را به ورشکستگی می کشاند.

اکثر مسافرین نام نویسی شده در آخرین لحظه از سفر انصراف می دهند و تنها شش نفر باقی می مانند که عبارتند از مرد میانسالی به اسم جیمز ویت که هفده ازدواج با هفده بیوه زن ثروتمند و کلاه برداری از آنان را در کار نامه ی خود دارد، بیوه زنی به اسم مری هیپورن که معلم زیست شناسی بازنشسته ای است که سالها نظریه ی تکامل را درس می داده و اشتباهاً در بین مسافرین که چنان که گفته شد همگی از مشاهیر و ثروتمندان اند بُر خورده است، اندرو مکینتاش میلیاردر به همراه دختر نابینایش سلنا و سگ محبوب شان کازاخ و بالاخره مخترع جوان ژاپنی به اسم زنجی هیروگوچی و همسر باردارش، هیساکو که به دعوت مکینتاش به این سفر آمده اند.

جزایر گالاپاگوس جایی است که با مشاهده ی گونه های خاص حیات در آنجا نظریه تکامل در ذهن چارلز داروین جوان شکل گرفت. انتخاب این مکان و اسم آن برای داستان به هیچ وجه اتفاقی نیست. نظریه ی تکامل چیزی است که ونه گات به شکلی گسترده و طنز آمیز از آن برای نقد جهان امروز و بلایی که انسان بر سر خود و سیاره ی محل سکونتش آورده استفاده می کند.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: گالاپاگوس، کرت ونه گوت، ترجمه ی علی اصغر بهرامی، انتشارات مروارید.