
حافظ ناشنیده پند رمان تاریخی خوشخوان و جذابی از نوع سرگذشت نامه ای است از ایرج پزشکزاد.
شخصیت اصلی داستان حافظ در سنین جوانی و راوی آن دوست و به روایتی شوهر خواهر او، محمد گلندام است. زمان داستان روزهای پس از فتح شیراز توسط امیر مبارزالدین بنیانگذار سلسله ی آل مظفر و زمان روایت چند روز است. حاکم پیشین فارس شاه شیخ ابواسحاق که به ادب دوستی و رواداری شهره بود فرزند ده ساله و برادرزاده اش جهان ملک خاتون را در شیراز جای گذاشته و خود گریخته است. امیر مبارزالدین بر خلاف شاه شیخ مردی متعصب و سخت گیر است. در زمان داستان شرایط در شیراز بسیار ملتهب است. هر گونه انتساب به حاکم پیشین می تواند به حبس و مرگ بیانجامد. در چنین شرایطی همه در حال مسابقه برای اعلام برائت از حاکم پیشین و تقرب جستن به حاکم تازه به دوران رسیده اند.
در شروع داستان حافظ که به رغم جوانی شهرتی به هم رسانده به اتفاق گلندام در ضیافتی حضور پیدا می کنند که عبید زاکانی معروف نیز در زمره ی میهمانان آن است. عبید که او را مولانا خطاب می کنند در این زمان در سنین پیری است و علاقه و توجه خاصی به حافظ دارد. از دیگر حاضرین در مجلس غانم شاعر است که خود را بی جهت برترین شاعران روزگار می داند و با حافظ همچشمی دارد. غانم مرید منوچهری است و به هر مناسبت از او ابیاتی می خواند. میهمان دیگر، شاعره ی مشهور ملک جهان خاتون است که گرچه در پس پرده می نشیند حضورش در چنان مجلس مردانه ای امری شگفت انگیز است. ملک جهان خاتون در این زمان زن جوان ریبا رویی است که همسر زشت روی مسن اش به همراه شاه شیخ از شیراز گریخته و طلاق نامه ی او را برایش فرستاده است. ملک جهان خاتون توجه خاصی به حافظ و اشعارش دارد و حافظ نیزکه چند سالی است همسر دلبند جوانش را از دست داده متقابلاً او را عزیز و گرامی می دارد.
حافظ دشمنانی دارد که در پی تصاحب خانه ی پدری او هستند. آنان به همراهی کلانتر شهر که نظر به ملک جهان خاتون دارد و حافظ را رقیب عشقی خود می شمارد با تمسک به شعری که در مدح شاه پیشین نوشته و از آن بیشتر غزل تازه اش که در یکی از ابیاتش گفته: «در میخانه ببستند خدایا مپسند// تا در خانه ی تزویر و ریا بگشایند» و شهرت داده اند که آن در مذمت شاه کنونی سروده است، برایش پاپوش می دوزند.
دوستان حافظ و به خصوص عبید به او پیشنهاد می کنند تا چند صباحی شیراز را ترک کند تا آبها از آسیاب بیفتد و یکی از حامیان صاحب نفوذش به شهر باز گردد. حافظ که ناگفته دل در گرو جهان ملک خاتون دارد آنقدر تعلل می کند تا به درد سر می افتد.
جهان ملک خاتون برای خلاصی حافظ دست به کار می شود و متعاقب آن عبید برای خلاصی جهان ملک خاتون برنامه ای تدارک می بیند که مبتنی برای داستانی کمدی است و نظیرش را در در اثر دیگر پزشکزاد، دایی جان ناپلئون و در ماجرایی که بین عزیز السلطنه و دوستعلی می افتد دیده ایم.
حافظ ناشنیده پند اثر خوشخوان و شیرینی است پر از شعر و طنز که نشان از تسلط پزشکزاد به هر دو مقوله دارد. داستان از نظر طرح، فضاسازی، انتخاب راوی ، لحن و زبان و شخصیت های فرعی ساخته ی نویسنده اثری درخور توجه است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: حافظ ناشنیده پند، ایرج پزشکزاد، نشر قطره.

شایو اثر اوسامو دازای مرثیه ای است بر شکوه اشرافی از دست رفته ی کشور ژاپن.
زمان داستان سال های بلافاصله پس از جنگ دوم جهانی و راوی و شخصیت اصلی آن زن جوانی از خانواده ای اشرافی و روبه زوال است به اسم کوزوکو.
کوزو کو در زمان شروع روایت زنی مطلقه است که به دلیل مشکلات مالی خانواده به اتفاق مادرش از خانه ی مجلل شهری خود به کلبه ای روستایی نقل مکان کرده اند. پدر خانواده در سال های جنگ درگذشته و برادر کازوکو، نائوجی سرباز مفقود الاثر شده است.
داستان هشت بخش یا فصل با نام دارد. نام بخش نخست مار است. در روز فوت پدر خانواده مارهایی در خانه دیده شده اند و در صفحات شروع داستان نائوجی در حیات تعدادی تخم مار پیدا می کند. او تخم ها را در آتش می اندازد و و بعد فکر می کند کاری بد شگون انجام داده که ممکن است باعث مرگ مادرش شود. او دائماً نگران مرگ مادر خویش است. مادر تحسین برانگیزی که به تعیبر برادرش اشرافی ترین و بلکه تنها اشرافی واقعی خانواده است و داستان با آه بی جان او شروع می شود.
در میانه ی بخش سوم سروکله نائوجی بدون زمینه سازی قبلی پیدا می شود. او فرزند ناخلف معتادی است که خود نشانه ی دیگری است بر زوال خانواده. او که انواع اعتیاد را تجربه کرده در زمان بازگشت به خانه دچار اعتیاد شدید به الکل است ومثل اکثر معتادان حاضر است همه چیز را فدای تامین نیاز اعتیاد خود کند. نائوجی به علاوه علاقه مند به ادبیات است و از این رهگذر با نویسنده ای دوستی
بهم رسانده که بناست در زندگی کازوکو که نقشی کلیدی ایفا کند؛ نقشی که کازوکو بدون اطلاع خودش برای او تعیین کرده است.
داستان علاوه بر روایت کازوکو شامل نامه ای از نائوجی است که فصل هفتم را به خود اختصاص داده است. نامه در زمان روایت و خطاب به کوزوکو نوشته شده و به شناخت بیشتر کازوکو و خواننده از نائوجی کمک می کند. نائوجی در نامه از عقاید خاص خود و سرگذشت ویران و غمبارش می گوید و آن را با این جمله به پایان می رساند:« آسمان هم که به زمین بیاید باز بیک نجیب زاده ام.»
این جمله در پایان فصل ماقبل آخر می آید و قرینه ای در صفحه ی اول داستان دارد که در آن کازوکو از برادرش نقل می کند که نجیب زادگی که او مادرش را سمبل آن می داند، چیزی قابل خرید و فروش و آموختنی نیست.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: شایو، اوسامو دازای، ترجمه ی مرتضی صانع، انتشارات کتاب فانوس.
پی نوشت: شایو به معنی غروب خورشید است که در روی جلد ترجمه ی انگلیسی انتخابی آمده است.

سنگ جهنم رمان کوتاه غیر متعارفی است با سرگذشتی غیر معمول از خالق زیر کوه آتشفشان، مالکوم لاوری.
این رمان ناتمام بنا بود به اثری حجیم تر تبدیل شود که به قول لاوری، ناشی از مستی مؤلف آن بود اما در نهایت دو نسخه ی متفاوت از آن در دست است که یکی را همسر لاوری و دیگری را شخصی دیگر تنظیم کرده اند. به رغم چنین وضعیتی سنگ جهنم در منظومه ی آثار کم شمار نویسنده اثری با اهمیت تلقی می شود که راه را برای خلق زیر کوه آتشفشان باز کرده است.
شخصیت اصلی داستان همانند شخصیت اصلی زیر کوه آتشفشان و همچون خود لاوری، مردی الکلی است. او در شروع داستان در نیویورک صبح زود مست و مدهوش و تلوتلو خوران نوشگاهی را در یک بارانداز ترک می کند و با بوی دریا در بینی و بطری ویسکی در جیب راهی نوشگاه بعدی می شود. از آنجا که در می آید راهی نوشگاه بعدی می شود و این کار را چندان ادامه می دهد که در نهایت از بیمارستانی روانی سر در می آورد که از جمله بخش های آن بخش ترک اعتیاد به الکل است.
او در ابتدای حضور در بیمارستان خود را اس اس لاهیل معرفی می کند اما به دلایلی نامعلوم تصمیمش را تغییر می دهد و اسم بیل پلنجنت را برای خودش انتخاب می کند. ماجرای اصلی داستان دوره ی حضور بیل در آسایشگاه یاد شده است.
برای آدم الکلی دنیا اساساً مثل تیمارستانی بدون سرپرست است، بنابراین حدس زدن وضعیت عجیب بیل در بیمارستان روانی و وضعیت داستان که از نگاه او روایت می شود چندان دشوار نیست.
سنگ جهنم اثر بسیار نمادین و سرگیجه آوری است که بدون مشارکت فعال خواننده راه به جایی نمی برد. داستان علاوه بر این، ارجاعات فراوانی به بیرون از خود دارد که آگاهی از آنها لایه های بیشتری از آن را بر خواننده آشکار می کند. به همین جهت ترجمه ی فارسی کتاب به رغم حجم کم حدود هشتاد صفحه ای، ضمیمه ای شامل صد و هفتاد و هفت یادداشت توضیحی دارد.
اسم داستان که مثل بیشتر اجزای آن نیازمند توضیح و قابل تفسیر است نام ماده ای شیمیایی است که در صنعت ظهور و چاپ عکس مصرف دارد و علاوه بر آن به عنوان دارو نیز به شکلی محدود مورد مصرف دارد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: سنگ جهنم، مالکوم لاوری، ترجمه ی محمد حیاتی، انتشارات نیلوفر.

«فلسفه نبردی است علیه طلسم شدن آگاهی مان به وسیله ی زبان» ویتگنشتاین
معشوقه ی ویتگنشتاین، اثر تجربی بسیار متفاوت دیوید مارکسن شاهدی اساسی است بر صحت این نظریه ی باختین که رمان هنوز همه ی ظرفیت ها و امکاناتش را آشکار نکرده است.
این رمان شگفت انگیز که به گفته ی خالقش با پنجاه و چهار پاسخ رد از سوی ناشرین رکوردار است، فرا داستانی است که با آسودگی خاطر می توان گفت مرزهای رمان را توسعه بخشیده است.
داستان، تک گویی درونی راوی نویسنده ای است به نام کیت. کیت زنی میان سال است که به نظر می رسد آخرین انسان باقی مانده روی زمین باشد. او که درهمان ابتدای داستان به ابتلای خود به جنون در دوره ای مشخص اما به لحاظ زمانی نامعلوم اعتراف می کند، در سالیان تنهایی اش مدت های مدیدی را در موزه های مختلف هنر اقامت داشته و زمستان ها قاب تابلوهای مشهور را به عنوان هیزم می سوزانده است. در زمان روایت او مقیم خانه ای ویلایی در منطقه ای ساحلی و در آنجا مشغول نوشتن داستانی است که خواننده در دست دارد.
درآمد داستان شامل سه نقل قول است که سرنخ های خوبی در اختیار خواننده می گذارند. اولین آنها از کی یر کگور در مورد وابستگی امر واقع است به این که نخستین بار چگونه به آن فکر کرده ایم. دومی از برتراند راسل است در مورد شاگرد برجسته اش ویتگنشتاین، و سومی از ویتگنشاین است در مورد علاقه ی بچه ها به شن بازی.
دنیای بدون آدمیزاد کیت که خواننده به شیوه ی جریان سیال ذهن و از طریق تداعی های لفظی و معنایی بیشمار در جریان آن قرار می گیرد، دنیایی درون ذهنی است؛ دنیایی که هنرمندان و محصولات فرهنگی بخش عمده ی محتوای آن را تشکیل می دهد.
کیت اطلاعاتی گسترده در مورد نقاشی دارد و مطالب زیاد ی عمدتاً از نوع کاتالوگی در مورد سایر چیزها می داند. به علاوه و مهم تر از همه او دچار وسواس زبان است. او به نحوی غریزی این نظریه ی ویتگنشتاین را باور دارد که امکانات و محدودیت های آگاهی ما تابعی از امکانات و محدودیت های زبان ماست. کیت قصد دارد داستانش را با صداقت ، وضوح و دقت تعریف کند و این در حالی است که با فریب کاری های حافظه از یک سو و عدم قطعیت ها و لغزش های زبان از سوی دیگر آشناست. او به منظور پالودن خاطرات و نظراتش از هرگونه خطا و لغزش احتمالی بارها و بارها به آنها باز می گردد و هر بار چیزی را دستکاری می کند و تغییر می دهد اما با این کار نه تنها موفق به ایجاد وضوح بیشتر نمی شود بلکه عدم قطعیتی را سبب می شود که از بارزترین ویژگی ها ی فرا داستانی معشوقه ی ویتگنشتاین است.
تلاش کیت برای دقیق سخن گفتن تاثیر خود را بر فرم داستان هم گذاشته است. او به احتمال زیاد تحت تاثیر اسپینوزا که به دفعات در داستان حضور پیدا می کند داستانش را همچون رساله ی اخلاق او به شکل صدها و بلکه هزاران گزاره ی مجزا از هم تعریف می کند که به طور متوسط از یک یا دو سطر تجاوز نمی کنند:
« ... واقعیت همچنان این است که زمانی چمن کاملاً واقعی ای که کوتاه شده بود در کنار این خانه وجود داشت.
و با یک نگاه به تابلو می توان به سادگی تصدیقش کرد.
گرچه، احتمالاً دارم حرف خودم را رد می کنم.
به هرحال، خش خش نوار [که تداعی کننده ی صدای گربه است] بند آمده.
و من هم دیگر به گربه فکر نمی کنم.
از طرفی موقع تایپ جمله ی قبلی، حتماً به گربه ای فکر می کردم، هرچند جمله ام درست خلافش را بگوید.
معلوم است نمی توانی سرگرم تایپ جمله ای باشی و بگویی به چیزی فکر نمی کنی بدون این که در حال فکر کردن به همان چیزی باشی که می گویی بهش فکر نمی کنی.
گمانم تازه الآن متوجه این شدم. یا چیزی خیلی شبیه به این.»
چنان که اشاره شد معشوقه ی ویتگنشتاین رمانی از گونه ی فرا داستان است. علاوه بر عدم قطعیت و بازی های زبانی، ارجاعات متعدد به سایر متون داستانی به ویژه به ایلیاد و اودیسه و پایان باز یا ناپایان از دیگر ویژگی های فراداستانی آن اند.
ترجمه ی فارسی کتاب حاوی مؤخره ای کوتاه امّا روشنگر درمورد برخی ویژگی های داستان و جذابیت های خاص آن است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب:معشوقه ی ویتگنشتاین، دیوید مارکسون، ترجمه ی زینب آزمند، انتشارات روزنه.

استونر رمان واقع گرایانه ای خوشخوان و تأمل برانگیز در ژانر دانشگاهی است از نویسنده ی شهیر آمریکایی جان ویلیامز.
پاراگراف اول داستان حاوی طرح کلی آن است:« ویلیام استونر در سال 1910 در سن نوزده سالگی وارد دانشگاه میسوری شد. هشت سال بعد در اوج جنگ جهانی اول، مدرک دکترا گرفت و در همان دانشگاه سمت آموزشیاری را پذیرفت و تا زمان مرگش در 1956، همان جا به تدریس مشغول بود. از مقام آموزشیاری پا فراتر نگذاشت و دانشجویانی که بعد از گرفتن درس او به روشنی به خاطرش می آورند انگشت شمار بودند. وقتی مرد همکارانش به رسم یادبود دست نوشته ای به دانشگاه هدیه دادند...»
از این آغاز می توان حدس زد که استونر رمانی حلقوی یا مدار بسته است که در پایان به نقطه ی آغاز باز خواهد گشت و چنین نیز هست. چند سطر بعد داستان در یک فلاش بک کلی به تولد استونر در 1891 در مزرعه ای کوچک در میسوری می رود و از آن پس اثری یک سره خطی می شود تا پایانی که در پاراگراف نخست لو رفته است.
استونر تنها فرزند خانواده ای کشاورز و کم بضاعت است. او پسری آرام و سربراه است که حتی در طول دوره ی تحصیل در مدرسه ی روستا هم در کارهای مزرعه کمک حال پدر خویش است. او پس از اتمام تحصیل دبیرستان خود را برای پذیرش مسئولیت بیشتر در مزرعه آماده کرده است اما تصادفی کوچک مسیر زندگی اش را به کل تغییر می دهد. تصادف از این قرار است که استونر پدر از مأمور ناحیه می شنود که دانشگاه کلمبیا به تازگی اقدام به تاسیس دانشکده ی کشاورزی کرده است. او به ویلیام پیشنهاد می کند برای تحصیل به دانشگاه برود به این امید که با دانشی که کسب خواهد کرد بتواند بازدهی محصول مزرعه را افزایش دهد.
برخورد استونر با این پیشنهاد همان است که جز استثنائاتی بسیار نادر در تمام طول داستان از او خواهیم دید و آن چیزی نیست جز اطاعت بی چون و چرا.
استونر با شرایطی سخت به دانشگاه می رود و دو سال در رشته ی کشاورزی تحصیل می کند. او که دانشجویی میانه حال است، در سال دوم واحد اجباری ادبیات انگلیسی را می گیرد که استادش مرد میانسال عجیبی است به نام آرچر اسلون. کلاس ادبیات انگلیس نقطه ی عطف دوم در زندگی استونر است. در نیمسال دوم همان سال او دروس علوم پایه را می افتد و به جای آنها دروس فلسفه، تاریخ باستان و دو درس از ادبیات انگلیس انتخاب می کند و در یک سال بعد زبان لاتین را به شکل مقدماتی می آموزد. در اواسط سال چهارم اسلون از استونر می خواهد تا بعد از کلاس به دفترش برود تا با هم گپی بزنند و در آنجا به او پیشنهاد می کند رشته ی تحصیلی خود را به ادبیات انگلیسی تغییر دهد و به عنوان مدرس در دانشگاه بماند. استونر پیشنهاد استاد را می پذیرد و با استفاده از کمک هزینه ی تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترایش را می گیرد و با حمایت اسلون به جمع مدرسان دانشگاه می پیوندد.
استونر آدم دوست داشتنی ساده، خوش قلب و عاری از هرگونه جاه طلبی است که به آسانی می شود جایش تصمیم گرفت. این ویژگی به جز یک استثنا تعیین کننده ی کل روند زندگی حرفه ای و خانوادگی او است. دانشگاه به تدریج برای استونر از محل تحصیل و تدریس تبدیل به آمیزه ای مقدس از پناهگاه و پرسشتگاهی می شود که باید در برابر هرچه که به قداست آن لطمه می زند ایستاد. استونر که در کار، عشق و حتی مناسبات پدر و فرزندی فردی کاملاً منفعل است، در نقطه ی اوج داستان که با اوج زندگی حرفه ای او نیز منطبق است در ندادن نمره ی قبولی به یک دانشجوی به نظر او حقه باز و نالایق و بعدتر، مخالفت با عضویت موقت او در هیئت علمی تا آنجا پیش می رود که با رئیس گروه آموزشی خود که در داستان نقش شخصیت مقابل او را بازی می کند درگیر می شود؛ و با اصرار بر موضع خود تا آنجا پیش می رود که شغل خود را که گرامی ترین داشته ی اوست به مخاطره می اندازد.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: استونر، جان ویلیامز، ترجمه ی مرجان محمدی، نشر آموت.