مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

برادرزاده ی ویتگنشتاین


برادرزاده ی ویتگنشتاین رمان کوتاهی است از توماس برنهارد.

راوی داستان خود برنهارد و شخصیت اصلی آن دوست درگذشته ی او پال ویتگنشتاین، برادر زاده ی فیلسوف شهیر، لودویگ ویتگنشتاین است.

داستان از جایی شروع می شود که راوی دوره ی نقاهت خود را در بیمارستانی در کشورش اتریش سپری می کند. او تحت عملی سنگین قرار گرفته که در آن توموری را از سینه اش برداشته اند. او از طریق دوستی مشترک متوجه می شود که پال در تیمارستانی در مجاورت بیمارستان محل درمانش بستری است.

دوستی راوی و پال به طور اتفاقی شکل گرفته است: « من که سال ها بود از دوستی خودداری کرده بودم، ناگهان خودم را همراه دوستی واقعی یافتم که دیوانه وار ترین جفتک اندازی های ذهن نه چندان ساده ... مرا درک می کردو آمادگی درگیر شدن با آن ها را داشت. کاری که هیچ یک از اطرافیان من میلی به انجامش نداشتند، چرا که ظرفیتش را نداشتند... هیچ گاه با کسی با این همه استعداد در مشاهده و ظرفیتی چنین در اندیشه مواجه نشده بودم.»

پال نابغه ای اهل موسیقی و بی توجه به مال و ثروت و مبتلا به جنون ادواری است. او که ثروت موروثی خود را به باد داده با  فروش اثاثیه ی خانوادگی و کمک مالی اعضای فامیل گذران می کند. راوی معتقد است مشکل  پال این بوده که در استفاده از بخت عقلانی اش  همچون بخت مالی خود بی بند و بار عمل کرده و این در حالی است که ثروت در اثر ازدیاد مصرف کاهش می پذیرد و از بین می رود ولی اندیشه به عکس با مصرف بی رویه تکثیر می شود و تا جایی رشد می کند که ذهن صاحبش را منفجر می کند.

پال که از میانه حالی و میان مایگی بیزار است. او«به عنوان مردی ثروتمند ته و توی ثروتمندان را در آورده بود و به عنوان مردی فقیر ته توی فقرا را در آورده بود نهایتاً در پایان به عنوان یک دیوانه ته و توی دیوانه ها را در می آورد».

وضع مالی و روحی پال به خصوص پس از مرگ همسر محبوبش بیش از پیش به وخامت می گراید و رابطه ی راوی با او بدون آنکه که احترامش به وی نقصان پذیرفته باشد کمتر و کمتر می شود. راوی از زندگی پال خارج می شود و او را به جای آپارتمانش در یادداشت های خود جستجو می کند؛ یادداشت های دوره ی دوازده ساله ای که دست مایه ی خلق داستان است.

_____________________________________________

مشخصات کتاب: برادرازده ی ویتگنشتاین، توماس برنهارد، ترجمه ی محمد رضا موسوی، انتشارات نوای مکتوب. 

سفر به دور اتاقم



نویسنده و نقاش فرانسوی اگزویه دو مستر(1852ـ 1763) در دوئل با افسری ایتالیایی او را کشت و به همین جرم محکوم به 42 روز اقامت اجباری در اتاق خود شد. او این ماجرا را دستمایه ی خلق داستان کمدی جالب توجهی به اسم سفر به دور اتاقم  کرد که او را به شهرت رساند.

سفر به دور اتاقم که به رغم حجم کم آن چهل و دو فصل دارد، توسط راوی نویسنده روایت می شود. او در شروع داستان ضمن تقدیم اثر خود به خوانندگان اعلام می کند که به شیوه ای نوین در سفرنامه نویسی دست یافته که هیچکس نمی تواند از تصدیق آن خودداری کند.

اتاق راوی در قیاس با اتاق های ما ابعاد بزرگی دارد اما در هر حال یک اتاق است. او سفرش را سوار بر یک صندلی راحتی از جایی معین در اتاق شروع می کند و چهل و دو روز بعد به شکلی ناتمام یعنی بدون آن که به نقطه ی آغاز بازگشته باشد با حسرت و تأسف  به اتمام می رساند. حسرت او از این روست که او در خلال سفر چهل و دو روزه ی خود سرزمین دلفریب خیال را کشف و سیاحت نموده که هیچ قدرتی قادر نیست گشت و گذار در آن را موقوف و ممنوع کند؛ سرزمینی که کوچه، خیابان و شهر در قیاس با وسعت بی انتهای آن نقاط کوچکی بیش نیستند.

سفر به دور اتاقم شاهکار کوچک جذاب و خوشخوانی است که علاوه بر ذوق خالقش وامدار شاهکار بزرگ لارنس استرن، تریسترام شندی است که در داستان از آن یاد می شود. 

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: سفر به دور اتاقم، اگزویه دو مستر، ترجمه ی احمد پرهیزی نشر ماهی.

حافظ ناشنیده پند


حافظ ناشنیده پند رمان تاریخی خوشخوان و جذابی از نوع سرگذشت نامه ای است از ایرج پزشکزاد.

شخصیت اصلی داستان حافظ در سنین جوانی و راوی آن دوست و به روایتی شوهر خواهر او، محمد گلندام است. زمان داستان روزهای پس از فتح شیراز توسط امیر مبارزالدین بنیانگذار سلسله ی آل مظفر و زمان روایت چند روز است. حاکم  پیشین فارس شاه شیخ ابواسحاق که به ادب دوستی و رواداری شهره بود فرزند ده ساله و برادرزاده اش جهان ملک خاتون را در شیراز جای گذاشته و خود گریخته است. امیر مبارزالدین بر خلاف شاه شیخ مردی متعصب و سخت گیر است. در زمان داستان شرایط در شیراز بسیار ملتهب است. هر گونه انتساب به حاکم پیشین می تواند به حبس و مرگ بیانجامد. در چنین شرایطی همه در حال مسابقه برای اعلام برائت از حاکم پیشین و تقرب جستن به حاکم تازه به دوران رسیده اند.

در شروع داستان حافظ که به رغم جوانی شهرتی به هم رسانده به اتفاق گلندام در ضیافتی حضور پیدا می کنند که عبید زاکانی معروف نیز در زمره ی میهمانان آن است. عبید که او را مولانا خطاب می کنند در این زمان در سنین پیری است و علاقه و توجه خاصی به حافظ دارد. از دیگر حاضرین در مجلس غانم شاعر است که خود را بی جهت برترین شاعران روزگار می داند و با حافظ همچشمی دارد. غانم مرید منوچهری است و به هر مناسبت از او ابیاتی می خواند. میهمان دیگر، شاعره ی مشهور ملک جهان خاتون است که گرچه در پس پرده می نشیند حضورش در چنان مجلس مردانه ای امری شگفت انگیز است. ملک جهان خاتون در این زمان زن جوان ریبا رویی است که همسر زشت روی مسن اش به همراه شاه شیخ از شیراز گریخته و طلاق نامه ی او را برایش فرستاده است. ملک جهان خاتون توجه خاصی به حافظ و اشعارش دارد و حافظ نیزکه چند سالی است همسر دلبند جوانش را از دست داده متقابلاً او را عزیز و گرامی می دارد.

حافظ دشمنانی دارد که در پی تصاحب خانه ی پدری او هستند. آنان به همراهی کلانتر شهر که نظر به ملک جهان خاتون دارد و حافظ را رقیب عشقی خود می شمارد با تمسک به شعری که در مدح شاه پیشین نوشته و از آن بیشتر غزل تازه اش که در یکی از ابیاتش گفته: «در میخانه ببستند خدایا مپسند// تا در خانه ی تزویر و ریا بگشایند» و شهرت داده اند که آن در مذمت شاه کنونی سروده است، برایش پاپوش می دوزند.

دوستان حافظ و به خصوص عبید به او پیشنهاد می کنند تا چند صباحی شیراز را ترک کند تا آبها از آسیاب بیفتد و یکی از حامیان صاحب نفوذش به شهر باز گردد. حافظ که ناگفته دل در گرو جهان ملک خاتون دارد آنقدر تعلل می کند تا به درد سر می افتد.

جهان ملک خاتون برای خلاصی حافظ دست به کار می شود و متعاقب آن عبید برای خلاصی جهان ملک خاتون برنامه ای تدارک می بیند که مبتنی برای داستانی کمدی است و نظیرش را در در اثر دیگر پزشکزاد، دایی جان ناپلئون و در ماجرایی  که بین عزیز السلطنه  و دوستعلی می افتد دیده ایم.

حافظ ناشنیده پند اثر خوشخوان و شیرینی است پر از شعر و طنز که نشان از تسلط پزشکزاد به هر دو مقوله دارد. داستان از نظر طرح، فضاسازی، انتخاب راوی ، لحن و زبان و شخصیت های فرعی ساخته ی نویسنده اثری درخور توجه است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: حافظ ناشنیده پند، ایرج پزشکزاد، نشر قطره.

شایو


شایو اثر اوسامو دازای مرثیه ای است بر شکوه اشرافی از دست رفته ی کشور ژاپن.

زمان داستان سال های بلافاصله پس از جنگ دوم جهانی و راوی و شخصیت اصلی آن زن جوانی از خانواده ای اشرافی و روبه زوال است به اسم کوزوکو.

کوزو کو در زمان شروع روایت زنی مطلقه است که به دلیل مشکلات مالی خانواده به اتفاق مادرش از خانه ی مجلل شهری خود به کلبه ای روستایی نقل مکان کرده اند. پدر خانواده در سال های جنگ درگذشته و برادر کازوکو، نائوجی سرباز مفقود الاثر شده است.

داستان هشت بخش یا فصل با نام دارد. نام بخش نخست مار است. در روز فوت پدر خانواده مارهایی در خانه دیده شده اند و در صفحات شروع داستان نائوجی در حیات تعدادی تخم مار پیدا می کند. او تخم ها را در آتش می اندازد و و بعد فکر می کند کاری بد شگون انجام داده که ممکن است باعث مرگ مادرش شود. او دائماً نگران مرگ مادر خویش است. مادر تحسین برانگیزی که به تعیبر برادرش اشرافی ترین و بلکه تنها اشرافی واقعی خانواده است و داستان با آه بی جان او شروع می شود.

در میانه ی بخش سوم سروکله نائوجی بدون زمینه سازی قبلی پیدا می شود. او فرزند ناخلف معتادی است که خود نشانه ی دیگری است بر زوال خانواده. او که انواع اعتیاد را تجربه کرده در زمان بازگشت به خانه دچار اعتیاد شدید به الکل است ومثل اکثر معتادان حاضر است همه چیز را فدای تامین نیاز اعتیاد خود کند. نائوجی به علاوه علاقه مند به ادبیات است و از این رهگذر با نویسنده ای دوستی

بهم رسانده که بناست در زندگی کازوکو که نقشی کلیدی ایفا کند؛ نقشی که کازوکو بدون اطلاع خودش برای او تعیین کرده است.

داستان علاوه بر روایت کازوکو شامل نامه ای از نائوجی است که فصل هفتم را به خود اختصاص داده است. نامه در زمان روایت و خطاب به کوزوکو نوشته شده و به  شناخت بیشتر کازوکو و خواننده از نائوجی کمک می کند. نائوجی در نامه از عقاید خاص خود و سرگذشت ویران و غمبارش می گوید و آن را با این جمله به پایان می رساند:« آسمان هم که به زمین بیاید باز بیک نجیب زاده ام.»

این جمله در پایان فصل ماقبل آخر می آید و قرینه ای در صفحه ی اول داستان دارد که در آن کازوکو از برادرش نقل می کند که نجیب زادگی که او مادرش را سمبل آن می داند، چیزی قابل خرید و فروش و آموختنی نیست.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: شایو، اوسامو دازای، ترجمه ی مرتضی صانع، انتشارات کتاب فانوس.

پی نوشت: شایو به معنی غروب خورشید است که در روی جلد ترجمه ی انگلیسی انتخابی آمده است. 

سنگ جهنم


سنگ جهنم رمان کوتاه غیر متعارفی است با سرگذشتی غیر معمول از خالق زیر کوه آتشفشان، مالکوم لاوری.

این رمان ناتمام بنا بود به اثری حجیم تر تبدیل شود که به قول لاوری، ناشی از مستی مؤلف آن بود اما در نهایت دو نسخه ی متفاوت از آن در دست است که یکی را همسر لاوری و دیگری را شخصی دیگر تنظیم کرده اند. به رغم چنین وضعیتی سنگ جهنم در منظومه ی آثار کم شمار نویسنده اثری با اهمیت تلقی می شود که راه را برای خلق زیر کوه آتشفشان باز کرده است.

شخصیت اصلی داستان همانند شخصیت اصلی زیر کوه آتشفشان و همچون خود لاوری، مردی الکلی است. او در شروع داستان در نیویورک صبح زود مست و مدهوش و تلوتلو خوران نوشگاهی را در یک بارانداز ترک می کند و با بوی دریا در بینی و بطری ویسکی در جیب راهی نوشگاه بعدی می شود. از آنجا که در می آید راهی نوشگاه بعدی می شود و این کار را چندان ادامه می دهد که در نهایت از بیمارستانی روانی سر در می آورد که از جمله بخش های آن بخش ترک اعتیاد به الکل است.

او در ابتدای حضور در بیمارستان خود را اس اس لاهیل معرفی می کند اما به دلایلی نامعلوم تصمیمش را تغییر می دهد و اسم بیل پلنجنت را برای خودش انتخاب می کند. ماجرای اصلی داستان دوره ی حضور بیل در آسایشگاه یاد شده است.

 برای آدم الکلی  دنیا اساساً مثل تیمارستانی بدون سرپرست است، بنابراین حدس زدن وضعیت عجیب  بیل در بیمارستان روانی و وضعیت داستان که از نگاه او روایت می شود چندان دشوار نیست. 

سنگ جهنم اثر بسیار نمادین و سرگیجه آوری است که بدون مشارکت فعال خواننده راه به جایی نمی برد. داستان علاوه بر این، ارجاعات فراوانی به بیرون از خود دارد که آگاهی از آنها لایه های بیشتری از آن را بر خواننده آشکار می کند. به همین جهت ترجمه ی فارسی کتاب به رغم حجم کم حدود هشتاد صفحه ای، ضمیمه ای شامل صد و هفتاد و هفت یادداشت توضیحی دارد.

اسم داستان که مثل بیشتر اجزای آن نیازمند توضیح و قابل تفسیر است نام ماده ای شیمیایی است که در صنعت ظهور و چاپ عکس مصرف دارد و علاوه بر آن به عنوان دارو نیز به شکلی محدود مورد مصرف دارد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: سنگ جهنم، مالکوم لاوری، ترجمه ی محمد حیاتی،  انتشارات نیلوفر.