مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.
مدادسیاه

مدادسیاه

استفاده از مطالب این وبلاگ با ذکر منبع آزاد است.

معشوقه ی ویتگنشتاین


«فلسفه نبردی است علیه طلسم شدن آگاهی مان به وسیله ی زبان»                                                                        ویتگنشتاین

 

معشوقه ی ویتگنشتاین، اثر تجربی بسیار متفاوت دیوید مارکسن شاهدی اساسی است بر صحت این نظریه ی باختین که رمان هنوز همه ی ظرفیت ها و امکاناتش را آشکار نکرده است.

این رمان شگفت انگیز که به گفته ی خالقش با پنجاه و چهار پاسخ رد از سوی ناشرین رکوردار است، فرا داستانی است که با آسودگی خاطر می توان گفت مرزهای رمان را توسعه بخشیده است.

داستان، تک گویی درونی راوی نویسنده ای است به نام کیت. کیت زنی میان سال است که به نظر می رسد آخرین انسان باقی مانده روی زمین باشد. او که درهمان ابتدای داستان به ابتلای خود به جنون در دوره ای مشخص اما به لحاظ زمانی نامعلوم اعتراف می کند، در سالیان تنهایی اش مدت های مدیدی را در موزه های مختلف هنر اقامت داشته و زمستان ها قاب تابلوهای مشهور را به عنوان هیزم می سوزانده است. در زمان روایت او مقیم خانه ای ویلایی در منطقه ای ساحلی و در آنجا مشغول نوشتن داستانی است که خواننده در دست دارد.

درآمد داستان شامل سه نقل قول است که سرنخ های خوبی در اختیار خواننده می گذارند. اولین آنها از کی یر کگور در مورد وابستگی امر واقع است به این که نخستین بار چگونه به آن فکر کرده ایم. دومی از برتراند راسل است در مورد شاگرد برجسته اش ویتگنشتاین، و سومی از ویتگنشاین است در مورد علاقه ی بچه ها به شن بازی.

دنیای بدون آدمیزاد کیت که خواننده به شیوه ی جریان سیال ذهن و از طریق تداعی های لفظی و معنایی بیشمار در جریان آن قرار می گیرد، دنیایی درون ذهنی است؛ دنیایی که هنرمندان و محصولات فرهنگی بخش عمده ی محتوای آن را تشکیل می دهد.

کیت اطلاعاتی گسترده در مورد نقاشی دارد و مطالب زیاد ی عمدتاً از نوع کاتالوگی در مورد سایر چیزها می داند. به علاوه و مهم تر از همه او دچار وسواس زبان است. او به نحوی غریزی این نظریه ی ویتگنشتاین را باور دارد که امکانات و محدودیت های آگاهی ما تابعی از امکانات و محدودیت های زبان ماست. کیت قصد دارد داستانش را با صداقت ، وضوح و دقت تعریف کند و این در حالی است که با فریب کاری های حافظه از یک سو و عدم قطعیت ها و لغزش های زبان از سوی دیگر آشناست. او به منظور پالودن خاطرات و نظراتش از هرگونه خطا و لغزش احتمالی بارها و بارها به آنها باز می گردد و هر بار چیزی را دستکاری می کند و تغییر می دهد اما با این کار نه تنها موفق به ایجاد وضوح بیشتر نمی شود بلکه عدم قطعیتی را سبب می شود که از بارزترین ویژگی ها ی فرا داستانی معشوقه ی ویتگنشتاین است.

تلاش کیت برای دقیق سخن گفتن تاثیر خود را بر فرم داستان هم گذاشته است. او به احتمال زیاد تحت تاثیر اسپینوزا که به دفعات در داستان حضور پیدا می کند داستانش را همچون رساله ی اخلاق او به شکل صدها و بلکه هزاران گزاره ی مجزا از هم تعریف می کند که به طور متوسط از یک یا دو سطر تجاوز نمی کنند:

« ... واقعیت همچنان این است که زمانی چمن کاملاً واقعی ای که کوتاه شده بود در کنار این خانه وجود داشت.

و با یک نگاه به تابلو می توان به سادگی تصدیقش کرد.

گرچه، احتمالاً دارم حرف خودم را رد می کنم.

به هرحال، خش خش نوار [که تداعی کننده ی صدای گربه است] بند آمده.

و من هم دیگر به گربه فکر نمی کنم.

از طرفی موقع تایپ جمله ی قبلی، حتماً به گربه ای فکر می کردم، هرچند جمله ام درست خلافش را بگوید.

معلوم است نمی توانی سرگرم تایپ جمله ای باشی و بگویی به چیزی فکر نمی کنی بدون این که در حال فکر کردن به همان چیزی باشی که می گویی بهش فکر نمی کنی.

گمانم تازه الآن متوجه این شدم. یا چیزی خیلی شبیه به این.»

چنان که اشاره شد معشوقه ی ویتگنشتاین رمانی از گونه ی فرا داستان است. علاوه بر عدم قطعیت و بازی های زبانی، ارجاعات متعدد به سایر متون داستانی به ویژه به ایلیاد و اودیسه و پایان باز یا ناپایان از دیگر ویژگی های فراداستانی آن اند.

ترجمه ی فارسی کتاب حاوی مؤخره ای کوتاه امّا روشنگر درمورد برخی ویژگی های داستان و جذابیت های خاص آن است.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب:معشوقه ی ویتگنشتاین، دیوید مارکسون، ترجمه ی زینب آزمند، انتشارات روزنه.

 

استونر


استونر رمان واقع گرایانه ای خوشخوان و تأمل برانگیز در ژانر دانشگاهی است از نویسنده ی شهیر آمریکایی جان ویلیامز.

پاراگراف اول داستان  حاوی طرح کلی آن است:« ویلیام استونر در سال 1910 در سن نوزده سالگی وارد دانشگاه میسوری شد. هشت سال بعد در اوج جنگ جهانی اول، مدرک دکترا گرفت و در همان دانشگاه سمت آموزشیاری را پذیرفت و تا زمان مرگش در 1956، همان جا به تدریس مشغول بود. از مقام آموزشیاری پا فراتر نگذاشت و دانشجویانی که بعد از گرفتن درس او به روشنی به خاطرش می آورند انگشت شمار بودند. وقتی مرد همکارانش به رسم یادبود دست نوشته ای به دانشگاه هدیه دادند...»

از این آغاز می توان حدس زد که استونر رمانی حلقوی یا مدار بسته است  که در پایان به نقطه ی آغاز باز خواهد گشت و چنین نیز هست. چند سطر بعد داستان در یک فلاش بک کلی به تولد استونر در 1891 در مزرعه ای کوچک در میسوری می رود و از آن پس اثری یک سره خطی می شود تا پایانی که در پاراگراف نخست لو رفته است.

استونر تنها فرزند خانواده ای کشاورز و کم بضاعت است. او پسری آرام و سربراه است که حتی در طول دوره ی تحصیل در مدرسه ی روستا هم در کارهای مزرعه کمک حال پدر خویش است. او پس از اتمام تحصیل دبیرستان خود را برای پذیرش مسئولیت بیشتر در مزرعه آماده کرده است اما تصادفی کوچک مسیر زندگی اش را به کل تغییر می دهد.  تصادف از این قرار است که استونر پدر از مأمور ناحیه می شنود  که دانشگاه کلمبیا به تازگی اقدام به تاسیس دانشکده ی کشاورزی کرده است. او به ویلیام پیشنهاد می کند برای تحصیل به دانشگاه برود به این امید که با دانشی که کسب خواهد کرد بتواند بازدهی محصول مزرعه را افزایش دهد.

برخورد استونر با این پیشنهاد همان است که جز استثنائاتی بسیار نادر در تمام طول داستان از او خواهیم دید و آن چیزی نیست جز اطاعت بی چون و چرا.

استونر با شرایطی سخت به دانشگاه می رود و دو سال در رشته ی کشاورزی تحصیل می کند. او که دانشجویی میانه حال است، در سال دوم  واحد اجباری ادبیات انگلیسی را می گیرد که استادش مرد میانسال عجیبی است به نام آرچر اسلون. کلاس ادبیات انگلیس نقطه ی عطف دوم در زندگی استونر است. در نیمسال دوم همان سال او دروس علوم پایه را می افتد و به جای آنها دروس فلسفه، تاریخ باستان و دو درس از ادبیات انگلیس انتخاب می کند و در یک سال بعد زبان لاتین را به شکل مقدماتی می آموزد. در اواسط سال چهارم اسلون از استونر می خواهد تا بعد از کلاس به دفترش برود تا با هم گپی بزنند و در آنجا به او پیشنهاد می کند رشته ی تحصیلی خود را به ادبیات انگلیسی تغییر دهد و به عنوان مدرس در دانشگاه بماند. استونر پیشنهاد استاد را می پذیرد و با استفاده از کمک هزینه ی تحصیلی کارشناسی ارشد و دکترایش را می گیرد و با حمایت اسلون به جمع مدرسان دانشگاه می پیوندد.

استونر آدم دوست داشتنی ساده، خوش قلب و عاری از هرگونه جاه طلبی است که به آسانی می شود جایش تصمیم گرفت. این ویژگی به جز یک استثنا تعیین کننده ی کل روند زندگی حرفه ای و خانوادگی او است. دانشگاه به تدریج برای استونر از محل تحصیل و تدریس  تبدیل به آمیزه ای مقدس  از پناهگاه و پرسشتگاهی می شود که باید در برابر هرچه که به قداست آن لطمه می زند ایستاد. استونر که در کار، عشق و حتی مناسبات پدر و فرزندی فردی کاملاً منفعل است، در نقطه ی اوج داستان که با اوج زندگی حرفه ای او نیز منطبق است در ندادن نمره ی قبولی به یک دانشجوی به نظر او حقه باز و نالایق و بعدتر، مخالفت با عضویت موقت او در هیئت علمی  تا آنجا پیش می رود که با رئیس گروه آموزشی خود که در داستان نقش شخصیت مقابل او را بازی می کند درگیر می شود؛ و با اصرار بر موضع خود تا آنجا پیش می رود که  شغل خود را که گرامی ترین داشته ی اوست به مخاطره می اندازد.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: استونر، جان ویلیامز، ترجمه ی مرجان محمدی، نشر آموت.

زنی که درخت شد


زنی که درخت شد ( با عنوان فرعی گیاهخوار) رمان شاخص و بسیار تأثیر گذاری است از هان کانگ که جوایز متعددی از جمله من بوکر سال2016 را به خود اختصاص داده و زمینه ساز شهرت جهانی خالقش شده است.

داستان دو فصل دارد و شخصیت اصلی آن زن جوان متأهلی است به اسم ییونگ های. او  به قول همسرش که راوی فصل اول است زنی است از همه جهت کاملاً معمولی که تنها چیز غیر معمولی او این است که دوست ندارد لباس بالاتنه ی زنانه بپوشد.

عنوان فصل اول، گیاهخوار است. در این فصل ابتدا راوی در طرحی سریع در حدود سه صفحه از چگونگی آشنا شدن با همسرش، ازدواج با او و زندگی کاملاً معمولی زناشویشان می گوید و بعد می رسد به صحنه ای که سرآغاز غیر معمولی شدن ییونگ های است. اجمال قضیه این است که ییونگ های پس از دیدن خوابی به نظر خودش عجیب به آشپزخانه رفته، تمامی محتویات غیر گیاهی یخچال و فریزر را دور ریخته و تصمیم گرفته گیاهخوار شود.

راوی ابتدا موضوع را هوسی زودگذر تلقی می کند و آن را چندان جدی نمی گیرد. اما گذشت زمان نشان می دهد که ییونگ های در تصمیم خود جدی است. او نه تنها حاضر نیست غذای غیر گیاهی بخورد بلکه از پختن هرگونه غذایی از این نوع برای همسرش نیز خودداری می کند و این فقره ی اخیر گناهی نیست که جامعه ی مردسالار و محافظه کار کره ای بر یک زن متأهل ببخشد.

دردسر ییونگ های با دخالت خانواده اش حادتر می شود. پدر او مردی بسیار سنتی و مستبد است و دخالت تهاجمی و نا بجایش ماجرا را بسیار سخت و پیچیده می کند. ییونگ های خواهری بزرگتراز خود دارد که نقشی اساسی در بخش پایانی  داستان به عهده ی اوست. شوهر این خواهر که از اشخاص محوری داستان است مرد هنرمندی است که سرچشمه ی خلاقیتش خشک شده است.

عنوان فصل دوم علامت مغولی و راوی آن دانای کل است. علامت مغولی به لکه های پوستی غالباً آبی رنگ و بی آزاری گفته می شود که بیشتر در ناحیه ی پشت و پهلوی نوزادان دیده می شود و در مواردی نادر تا پایان عمر باقی می ماند. ییونگ های یکی از این علامت ها را بر بدن خود دارد و همین مسئله باعث جذب شوهر خواهرش به او می شود.

شوهرخواهر بدون اطلاع همسرش پروژه ای هنری را با ییونگ های و علامت مغولی او پیش می برد که از جمله ی جذابیت های خاص داستان است و بخش هایی از آن در ترجمه ی فارسی حذف شده است. پروژه، کاری نمادین با نقاشی گل و گیاه بر بدن است و مقدمه ای است بر بخش پایانی داستان؛ بخشی با صحنه هایی بهت آور و تکان دهنده که در آن ییونگ های گویی فراتر از گیاه خواری می رود تا خود تبدیل به گیاه شود. 

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ                

مشخصات کتاب: زنی که درخت شد، هان کانگ، ترجمه ی نیلوفر رحمانیان، انتشارات نوای مکتوب.

اربابان چای


اربابان چای اثر بانوی نویسنده ی هلندی، هلا هاسه، داستان زندگی سه نسل خانواده ای از استعمارگران هلندی در هند شرقی هلند(اندونزی کنونی) است.

 زمان داستان سال های 1869 تا  و 1918شخصیت اصلی آن مردی از نسل دوم خانواده ی کرکهوون، رودولف است. خانواده ی کرکهوون ساکن هند شرقی هلند است. آنها همانند دیگر هموطنان خود فرزندان شان را برای تربیت و تحصیل به هلند می فرستند. در زمان شروع داستان رودولف در هلند در شهر دلفت مشغول تحصیل است. او بلافاصله پس از فراغت از تحصیل دانشگاهی عازم جاوه در اندونزی می شود تا رویاهای خود را در آن منطقه محقق کند. شغل خانوادگی رودلف در جاوه کشت چای است. چای بومی اندونزی نبوده و هلندی ها کشت آن را طبعاً با اهداف تجاری  در آن کشور آغاز کرده اند. رودولف مردی سخت کوش، صرفه جو و تنزه طلب است. او پس از ورود به جاوه در پی تحقق آرزوهای خود به منطقه ای نسبتاً بکر به اسم کامپونگ می رود  و با کمک پدر و شوهر خواهر خود در آنجا شرکت زراعی تأسیس می کند که خود تنها و به تمامی مسئول اداره ی آن است.

رودولف پس از تلاش توأم با از خود گذشتی بسیار موفق می شود مزرعه ی خود را احداث کند و آن را به سود دهی برساند. در همین زمان او با دختری به اسم جنی از خانواده ای پر جمعیت و به لحاظ وراثتی عجیب آشنا می شود و به او دل می بندد. رودولف پس از طی دوره ای که خانواده ی دختر مقرر می کنند با او ازدواج می کند و او را که در شهر و در ناز و نعمت پرورش یافته به منطقه ی دورافتاده و کلبه ی محقر خود می آورد.

دختر رویاهای رودولف اما شریک رویاهایش نیست. او برای زندگی توأم با امساک و صرفه جویی در منطقه ای دور افتاده ساخته نشده است با این وجود چنان وظیفه شناس و سر به زیر است که رودولف هرگز گمان نمی برد که ممکن است از زندگی در آن شرایط ناراضی باشد.حقیقت امّا در صفحات پایانی داستان و در زمانی آشکار می شود که خانواده به ثروت و مکنتی فراتر از حد انتظار دست یافته است. داستان در کنار وجوه جالب اجتماعی و تاریخی آن حاوی این آموزه ی اساسی است که حقیقت گاه چنان نیست که ما می پنداریم و مهم تر از آن، همواره باید مراقب نوع و میزان هزینه های  دستیابی به آمال و آرزوهایمان باشیم.

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: اربابان چای، هلا هسه، ترجمه ی سامگیس زندی، انتشارات مروارید.

 

مرده ها جوان می مانند


شکست آلمان در جنگ اول جهانی سلسله اتفاقاتی را در پی داشت که نهایتاً به بر افروخته شدن آتش جنگ دوم انجامید و مصایب فراوانی را برای آن کشور، اروپا و تقریباً تمامی جهان موجب شد. نقطه ی اوج این اتفاقات به قدرت رسیدن هیتلر به عنوان صدر اعظم آلمان در 1933 است. سرعت تحولات از آن پس شگفت انگیز است. هیتلر بلافاصله پارلمان را منحل نمود، پلیس سرکوبگر گشتاپو را تاسیس کرد، آزادی گفتار را ملغی نمود، هرگونه تبلیغات سوسیالیستی و کمونیستی را ممنوع ساخت، عده ی زیادی از نظامیان را که اتهامات دست چپی داشتند تحت توقیف در آورد، اردوگاه بوخنوالد را تاسیس نمود، حزب خود را از هرگونه مخالف تصفیه کرد، با مراجعه به آرای عمومی و با تغییر قانون اساسی مجموعه ی اختیارات صدر اعظم و رئیس جمهور را به خود اختصاص داد، به حکومت تک حزبی خود جنبه ی قانونی داد و نهایتاً دست به تأسیس ارتش تهاجمی نوینی زد که آتش جنگ دوم جهانی را برافروخت.

آنا زگرس در رمان تاریخی شاخص خود، مرده ها جوان می مانند به وضعیت کشورش آلمان در فاصله ی دو جنگ جهانی پرداخته است و با طرح تقریباً یکایک تحولات عمده ی سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آن دوران نشان داده است هیولای فاشیسم چگونه از دل بحران های ناشی از شکست آن کشور در جنگ اول  سربرآورد، چگونه تمامی قدرت متصور برای یک حکومت را غصب نمود و نهایتاً چگونه از پای درآمد.

شروع داستان روزهای پس از شکست و تسلیم آلمان در جنگ اول در 1918 است. اوضاع کشور در این زمان بسیار آشفته است. گروههای چپ گرا به تبع انقلاب اکتبر روسیه به دنبال برپا کردن انقلابی سرخ اند و راستگراها می خواهند به هر ترتیب مانع از وقوع چنان انقلابی شوند. داستان با جمله ی تاثیر گذار « تمامش کنید!» آغاز می شود که فرمان قتل جوان چپ گرایی به اسم اروین به دست چند نفر نظامی است. صحنه ی قتل به گونه ای طراحی شده که همه ی اشخاص محوری مستقیم یا با واسطه در آن حاضرند. این اشخاص عبارتند از دوست دختر جوان مقتول، ماری و پنج نظامی به اسامی کِلم، ونسلف، لیون، بکر و نادلر. این اشخاص و خانواده و دوستان ایشان از کارگر و کشاورز و کارمند تا نظامی دون پایه و فرمانده و سرمایه دار بگونه ای انتخاب شده اند که کل جامعه ی آلمان زمان خود را نمایندگی کنند.  

 داستان خطی و روایت آن کلاسیک است و بالغ بر هفتصد صفحه حجم در هجده فصل دارد. فصل ها هرکدام به چندین بخش تقسیم شده است که به تناوب به یکی از اشخاص محوری می پردازد.

 ماری در شروع داستان از اروین بار دار است. او که از سرنوشت معشوق محبوب خود بی اطلاع است در تدارک تولد فرزند خود به ازدواج مردی به اسم گشکه در می آید که از همسر مرحوم خود سه فرزند دارد. ماری پسری به دنیا می آورد که اسمش را هانس می گذارد. هانس گرایشات چپ روانه را از پدر خویش به ارث می برد. او در اواخر داستان که مقارن شکست ارتش آلمان در جنگ دوم است سربازی یاغی و مترصد پشت کردن به ارتش کشور خویش است. نام داستان به شباهت ظاهری هانس با پدرش مربوط است. ونسلف که در صحنه ی اعدام پدر حضور داشته در اواخر داستان فرمانده ی واحد نظامی در حال عقب نشینی در برابر ارتش شوروی است که هانس در آن خدمت می کند و اوست که متوجه این شباهت می شود.

مرده ها جوان می مانند که تاثیر تولستوی( جنگ و صلح به طور کلی و آنا کارنینا در سرنوشت لنوره، خواهر ونسلف و همسر کلم) بر آن آشکار است، رمانی است پر ماجرا و پر جنب و جوش که به رغم آن که از مصایب دو جنگ جهانی و دوران سیاه حاکمیت نازی ها می گوید در نهایت اثری امید بخش مبتنی بر این نگرش تاریخی است که حکومت ها می آیند و می روند امّا ملتها باقی می مانند. بارزترین نشانه ی این نگرش صحنه ی زیبای اختتامیه ی داستان است که در آن ماری و معشوقه ی هانس در برلین تحت بمباران های ویرانگر روزهای پایانی جنگ دوم روبروی یکدیگر به خواب رفته اند، در حالی که میانشان کودکی است که هنوز به دنیا نیامده و عامل پیوند آن دو به یکدیگر است.

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مشخصات کتاب: مرده ها جوان می مانند، آنا زگرس، ترجمه ی علی اصغر حداد، نشر ماهی.