
مسترو دون جزوالدو از آثار شاخص نویسنده ی سرشناس ایتالیایی جیووانی ورگاست که از بنیان گذاران اصلی مکتب ادبی وریسم است. وریسم که آن را حدفاصل بین رئالیسم و ناتورالیسم می دانند و از آن با عناوینی مثل واقع گرایی محض یا حقیقت گرایی یاد می کنند در واقع نوعی ناتورالیسم فردی و اجتماعی توأم است.
مسترو دون جزوالدو به لحاظ فردی داستان مردی به همین نام از خانواده ای از نظر اقتصادی و اجتماعی دون پایه است که با سعی و تلاش فراوان صاحب مال و منال قابل توجهی می شود، و از نظر اجتماعی ماجرای طبقه ی رو به زوال نجبا و اشراف ایتالیایی است که به تدریج و گویی تحت جبری اجتماعی جای خود را به سرمایه داران نوکیسه می دهند.
تلاقی دو طبقه ی نوکیسه و اشرافی در داستان در ازدواج دون جزاولدو با بیانکا اتفاق می افتد. بیانکا متعلق به طبقه ی نجیب زادگانی است که قوس نزول خود را تا به انتها پیموده اند و گذران زندگی ایشان از رهگذر صدقه ی اعضایی از خانواده ی بزرگتر تامین می شود که هنوز دستشان به دهانشان می رسد.
بیانکا دو برادر دارد؛ یکی بیمار و محتضر و دیگری نیمه دیوانه که عمرش را به سامان دهی اسناد و مدارکی می گذراند که باور دارد می تواند ثروت و عزت اجدادی را به ایشان باز گرداند. وضعیت جسمی ضعیف بیانکا و برادران او انتخابی آشکار ناتورالیستی است که در عین حال نماد زوال خانواده است.
مسترو دون جزوالدو داستانی پر تحرک و پر شخصیت است که به خاطر سپردن اسامی یکایک اشخاص آن در حین خواندن کاری دشوار است. افتتاحیه ی داستان صحنه ی شلوغ و پر سر و صدای آتش سوزی است که در پس زمینه ی آن صدای پارس سگ ها و ناقوس کلیسا ها و صومعه ها به گوش می رسد و در پیش زمینه هر کس به سویی می دود تا کاری کند و در آن بین دون جزوالدو نگران سرایت آتش به املاک خویش است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: مسترو دون جزوالدو، جییوانی ورگا، ترجمه ی هما رامشگ، انتشارات معیار علم.

نقاش بسیار مشهور فلامان، پیتر بروگل مهتر، تابلوی مشهوری دارد بر گرفته از تمثیلی از انجیل متی به اسم تمثیل کوران یا کوری عصا کش کور دگر که در آن درمحیطی روستایی که زمینه ی غالب کارهای اوست، در ترکیب بندی قطری، شش نفر نابینا به صف به تصویر کشیده شده اند که به تعبیر هلن گاردنر در«هنر در گذر زمان»، به دنبال پیشوای کور خود می روند تا به چاله بیفتند. نفر اول صف به حال طاق باز در چاله ای بر زمین افتاده، نفر دوم تعادلش را ازدست داده امّا بقیه هنوز سرپا هستند. نفرات دوم و سوم، و پنجم و ششم با چوبدستی به یکدیگر متصلند اما نفرات چهارم و پنجم دست بر شانه ی مخالف نفرات جلویی دارند. همه ی نفرات شنل برتن دارند و سرهایشان با کلاههایی تکی یا دوتایی پوشیده است.
نویسنده ی آلمانی گرت هوفمان در ابتکاری جالب در رمان کوتاه کوری عصاکش کوری دگر، در روندی عکس مصور سازی کتاب، داستان خیالی خلق این تابلوی مشهور را که در موزه ای در شهر ناپل نگهداری می شود نوشته است و برای این کار به اشخاص گمنام تابلو اسم داده و برای هر یک سرگذشتی ساخته است.
از ویژگی های جالب داستان، راوی جمعی و نابینای آن است که طبعاً از ضمیر ما استفاده می کند. در ابتدا به نظر می رسد این راوی شامل همه ی کوران موجود در تابلو است اما بعدترمعلوم می شود تعدادی از آنها و نه همه ی ایشان است. داستان در صبح روزی شروع می شود که قرار است نقاش تابلوی آنان را بکشد و با به پایان رسیدن تابلو تمام می شود. نابینا بودن راویان، محدودیت هایی را به داستان تحمیل می کند که کنترل و برنامه ریزی آن نیازمند توجهی ویژه است. برای مثال هر کجا که نیاز به توصیف چشم انداز است نویسنده از افرادی بینا استفاده کرده است که صحنه را برای راویان توضیح دهند.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: کوری عصا کش کور دگر، گرت هوفمان، ترجمه ی محمد همتی، نشر برج.

مرور تاریخ معاصر از خلال روایت زندگی نسل های متوالی یک خانواده، در کشورمان به سنتی ادبی تبدیل شده که برخی از برجسته ترین رمان های فارسی از شازده احتجاب تا طوبا و معنای شب به آن تعلق دارند. ملکان عذاب اثر تحسین شده ی ابوتراب خسروی را نیز می توان داستانی در ادامه ی همین سنت دانست.
اشخاص اصلی و به تعبیری راویان مستقیم و غیر مستقیم داستان، سه نسل متوالی از مردان خانواده ای از اهالی فارس اند. شخصیت مرکزی این سلسله که داستان را او آغاز می کند ذکریا شمس است. ذکریا فرزند ارشد مادری مقتدر از فئودال های منطقه است که از ازدواج های متوالی با خان های بالاگداری صاحب فرزندان متعددی متعلق به خود یا همسران دیگر آن ها است که تعدادشان هجده نفر است. تنها فرزند غیر بالاگداری خاتون، ذکریاست که جستجوی او برای یافتن پدرش و تلاش متقابل پدر برای پیدا کردن و احضار او از عوامل اصلی پیش برنده ی داستان دانست.
ذکریا در جوانی به شهر می رود و وکیل می شود. او به علاوه عضو مؤسس انجمنی ادبی به اسم شفق است. پسر ذکریا و تنها فرزند او شمس است. شمس که او نیز وکیل است در کودکی مادر خود را از دست داده و در میان سالی و در پی فوت پدر، درصدد اجرای وصیت نامه ی اوست. شمس نیز از راویان مستقیم داستان است. او در نوجوانی و جوانی خاطر خواه دختری به اسم حوریه است که فرزند یکی از دوستان هم دانشگاهی پدرش و از اعضای مؤسس انجمن شفق است. شمس و حوریه در حاشیه ی جلسات انجمن یکدیگر را می بینند و به هم دل می بندند. حوریه هم مثل ذکریا بی مادر بزرگ شده است.
داستان دو شخصیت نظامی از دو نسل مختلف دارد که اولی مقارن سلطنت پهلوی اول نظامی گری را رها می کند تا خرقه ی درویشی به تن کند و دیگری که با حفظ کسوت نظامی به حزب توده پیوسته است، در انجمن شفق مانع از چاپ داستانی می شود که حاوی شرح حال و افکار نظامی نخست است و نویسنده ی آن کسی نیست جز ذکریا.
نظامی دوم پس از کودتای سال 1332 گرفتار می شود و به سرنوشت غم باری دچار می شود که شمس آن را از خلال وصیت نامه ی پدرش درمیابد؛ وصیت نامه ای که اجرای آن عامل ارتباط مجدد او با حوریه پس از سالها دوری او از وطن پس از انقلاب می شود.
ملکان عذاب داستانی پرتفصیل و پر ماجرا با سبک و تکنیکی درخور توجه است. از نکات جالب داستان تغییر لحن و زبان آن به اقتضای تغییر راوی هاست؛ سنتی که در داستان نویسی ما با سنگ صبور چوبک آغاز می شود که از قضا آن هم در شیراز می گذرد. علاوه بر این نمی توان دانش نویسنده از تصوف ایرانی و جهان بینی و زبان خاص آن که در داستان نمودی بارز دارد را نادیده گرفت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: ملکان عذاب، ابوتراب خسروی،نشر نیماژ
پی نوشت: در متن کتاب چند اشتباه جزئی وجود دارد که در صورت صلاح دید می تواند در چاپ های بعدی اصلاح شود:
ـ صفحه 32: لعاب و روغن برزک
صحیح: روغن بزرک
- صفحه 95: دختر یک خواستگار عرب مسقطی داشت که دشداشه و عکال بر سر به صحن آمده و...
صحیح: دشداشه بر تن و چفیه و عکال بر سر.
- صفحه 96: میکروکروم
صحیح: مرکورکروم
- صفحه 107:رج سفید دندان هایش از زیر شارب های سبیلش...
صحیح: موهای سبیلش یا سبیلش یا شاربش
- صفحه244: به فرصت العینی پیدایش کردند
صحیح: طرفة العینی
- صفحه 275: سرهنگ را پابرهنه برای اجرای حکم...
صحیح: سرگرد.

استادان بزرگ در میان آثار همگی انتقادی توماس برنهارد، چه از نظر دامنه و چه از لحاظ شدت، انتقادی ترین و کوبنده ترین آنهاست.
مدت زمان روایت دو تا سه ساعت و مکان آن موزه ی تاریخ هنر وین است که از معتبر ترین موزه های مشابه در جهان است. راوی داستان مرد موسیقی شناسی به اسم آچباخر و شخصیت اصلی آن منتقد موسیقی به اسم ریگر است. چنان که در اغلب آثار برنهارد شاهدیم شخصیت سومی هم در داستان حضور دارد؛ او نگهبان موزه ایرسیگلر است.
ریگر بیش از سی سال است که یک روز درمیان از صبح تا حوالی ظهر به موزه می آید و بر روی نیمکتی مقابل تابلوی نه چندان مشهوری از تینتورتو به اسم مرد ریش سفید می نشیند. ریگر و آچباخر روز قبل از زمان روایت یکدیگر را در موزه ملاقات کرده اند و ریگر از راوی درخواست کرده تا فردا هم به آنجا بیاید تا موضوعی را با وی در میان بگذارد.
آچباخر زودتر از زمان مقرر به موزه می رسد وریگر را نشسته بر روی نیمکت همیشگی می بیند اما چون هنوز وقت تعیین شده برای ملاقات نرسیده در گوشه ای به تماشای ریگر می نشیند و چیزی بیش از هشتاد درصد کتاب به مرور دانسته هایش از زندگی و عقاید او می پردازد.
جالب ترین عقیده ی ریگر این است که تقریباً همه ی اندیشمندان و هنرمندان آدم هایی مهمل اند و تقریباً تمام آثار هنری و فکری موجود در جهان چیزهایی ناکامل اند. ریگر به علاوه مثل شخصیت های اصلی دیگر داستانهای برنهارد حاکمیت کشورش اتریش را مجموعه ای فاسد و تبهکار و فرهنگ اتریشی ها را بسیار پست و عقب مانده می داند.
مهمترین اتفاق زندگی ریگر بعد از حضور یک روز در میان در موزه، فوت همسرش در اثر سانحه ی زمین خوردن است که در آن هم مثل هر چیز دیگر کل حکومت و جامعه و نظام پزشکی اتریش مقصرند. ریگر همسرش را نخستین بار روی همان نیمکت مقابل تابلوی تینتورتو ملاقات کرده است.
در یادداشت های قبلی اشاره ای به تکرار فراوان در نثر برنهارد داشته ام. در استادان بزرگ که از آخرین آثار اوست این ویژگی به کمال رسیده است. نثر برنهارد از این نظر شبیه شمشیر است که با تکرار ضربات مشابه و یکنواخت بر روی آهن گداخته ساخته می شود و با هر ضربه شکل دقیق تر و استحکام بیشتری پیدا می کند.
جان کلام ریگر که پس از صد و هشتاد صفحه چکش کاری آشکار می شود این است که تقریباً هیچ شاهکار هنری در تمام اجزا و عناصر آن کامل و بهترین نیست. به تعبیر خود او هر یک از استادان بزرگ« تنها بعضی از جزئیات نقاشی هایشان را با نبوغ حقیقی کشیدند، هیچ کدام از آنها یک نقاشی صد ـ در ـ صدی از نبوغشان نداشته اند ... یا چانه را نمی توانستند درست بکشند، یا زانو را و یا پلک ها را ... حتی فقط یک تابلو در موزه ی تاریخ هنر پیدا نمی کنی که در آن دستی با نبوغ، یا حتی با تبحری فوق العاده کشیده شده باشد.»
البته در این بین تابلوی تینتورتو تا حدودی استثناست و این را ریگر پس از بالغ بر سی سال مشاهده و مطالعه ی آن دریافته است. از دیگر عقاید ریگر این است که اذهان تربیت یافته اگر به اندازه ی کافی در بزرگترین و برجسته ترین آثار هنری دقیق شوند نقص یا نقائص آن را درخواهند یافت.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: استادان بزرگ، تومارس برنهارد، ترجمه ی عبداله جمنی، انتشارات نوای مکتوب.

بری لیندون رمان مشهوری است از خالق بازار خود فروشی، ویلیام تکری.
شخصیت اصلی و راوی داستان مردی است که نامش را به کتاب داده است. بری لیندون، اسم و فامیلی نیست بلکه ترکیبی از دو نام فامیلی است. اسم اولیه ی راوی ادموند بری است.اوتنها فرزند خانواده ی فقیر ایرلندی با تباری اشرافی است که پدرش را در کودکی از دست داده و مادر به رغم فقر مالی او را همچون یک نجیب زاده تربیت کرده است.
بری لیندون رمانی پیکارسک است. آوارگی ادموند در پی ماجرایی مربوط به عشق یک طرفه ی او به دختر دایی اش نورا شروع می شود. در آن ماجرا او در یک دوئل ظاهراً خواستگار نورا را از پا در می آورد و ناگزیر به فرار از کشورش می شود. در گام بعدی او به تور گروهی شارلاتان می خورد و در پی ماجراهایی به عنوان یک نظامی سر از میدان جنگ های هفت ساله ی اروپا در می آورد.
بری لیندون آدمی قمار باز و جاه طلب و راوی غیر قابل اعتمادی است که خود را به مراتب بهتر از آنچه در واقع هست نشان می دهد. او که درصدد ترقی هرچه سریعتر در سلسله مراتب اجتماعی است که طبقه ی اشراف در رأس آن قرار دارد، در آخرین گام، ازدواج با زنی اشرافی و چنگ انداختن بر ثروت خانوادگی او را هدف قرار می دهد و در راه نیل به آن از هیچ اقدامی فروگذار نمی کند.
زبان طنزآمیز، تغییر تصویر راوی در طول داستان و شیوه ای که نویسنده برای ایجاد این تغییر به کار می بندد از جمله نکات جالب توجه بری لیندون اند. تغییر یاد شده که عمدتاً در پایان داستان رخ می دهد باعث ایجاد تردید در صحت هر آن چیزی می شود که خواننده تا آن زمان دانسته و پذیرفته است. از یک سو به نظر می رسد بر اساس پاره ای از شواهد پیشین می شد حدس زد که راوی فردی غیر قابل اعتماد است و از سوی دیگر خواننده برای ورود به یک داستان چاره ای به جز باور به قول راوی ندارد.
بری لیندون نسخه ی سینمایی به همین نام به کارگردانی استنلی کوبریک دارد که برنده و نامزد دریافت جوایز متعدد اسکار، بفتا و گولدن گلوب بوده است.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
مشخصات کتاب: بری لیندون، ویلیام تکری، ترجمه ی محمود گودرزی، نشر برج.